شعری بگم

شعری بگم

شعر من رو تو بگو برای مردم

تو که میشناسن صدات و همه جا

ورد زبون آدمای خوبی

اونا که شاعری رو خوب بلدن

نمی خوام قافیه پردازی کنم

شعرم و به چنگ واژه ها بدم

می خوام آروم مث یه نسیم خیس

روی لبهای خشک بشینم

هیشکی نباید ، دلش گرفته باشه

سنگ آدمای رد شده رو به شیشه ی قلبش بزنه

هیشکی نباید ، از نفس بیفته

بشینه کنج اتاقش، جون بکنه

می خوام عاشق کنم ،حتی خدا رو

هر جا که کسی دلش گرفت، باشم

مثل یه سایه برای یک دوست

می خوام آفتابی کنم،هواهای بد و

سرعت گریز حادثه ها رو کم کنم

مثل قهوه خانه های سنتی

روی میزها،چای و با نعلبکی بذارم

شعری بگم که واژه هاش بخندن

کلماتش،حالت رو آروم کنن

دل لیلا رو مجنون

دل فرهاد های تلخ و ، شیرین کنم

شعری بگـــــــــــم که بغض ها بریزن

آدمک ها ، آدم شن

دختر رویاهای من ، بهم چشمک بزنه

دست دلم درد نکنه

شعری بگم که خستگی از تن باغبون بره

خوبی ها رو آبیاری کنم

واسه دختر رویاهام ، کاری کنم

می خوام شعری بگم که ، عاشقم بشه ……… .

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام حمزه جان. کار جالب و تازه ای بود که البته اشکالاتی هم داشت مث وزن کار که به هر حال تو ترانه یه حداقلی ازش لازمه. به طور کلی ریسکت جواب داده. موفق باشی دوست من.
  • سلام حمزه جان خیلی خوبه که به خودتون جرات دادید قانون شکنی کنید و تقریبا از پسش بر اومدید موفق باشید
  • سلام بر جناب علیزاده عزیز داداش عالی بود موفق باشی بسیاااااااااااااااااار
  • سلام. آقای علیزاده ، من وسوسه شدم که از این سبک برای یکبار هم که شده استفاده کنم! خیلی حرفهای تازه توی ذهنتون انباشته شده که مثل یه آتشفشان میخواد فوران کنه...اما یادتون باشه که نظم خیلی مهمه...وزن نمونه ی بارزی از نظمه! شما اینجا از قافیه استفاده نکردید و من خیلی از این سبک خوشم اومد.من متوجه شدم قافیه ، لزوما به کار، نظم نمیده و اگه رعایت نشه خیلی به چشم نمیاد به شرط اینکه کار، موزون باشه. نظر شخصیمه البته. کاش وزن رو بیشتر رعایت میکردید و این همه معنای قشنگ رو موزون تر به ما هدیه میدادین.اما جالبه بدونید که شما در زمینه ی شعر سپید هم استعداد دارید...چون همونطور که گفتم خیلی مفاهیم زیبایی توو ترانه هاتون پیدا میکنم که توو شعر سپید به خاطر کنار رفتن فاکتور وزن، زیباتر توی کار میشینه و به چشم میاد. اواخر این ترانه یاد ترجمه ی ترانه های انگلیسی افتادم...این و دوست داشتم:) موفق باشید:)
    • مرسی خانم بیرانوند ... کار بعدی که تو آکادمی میذارم و حتما بخونید ... یه ترانه بدون قافیه و البته پر از وزن و حرفهای خوب .... شاید اینبار بتونم این سبک رو بهتر ارائه بدم .... البته سبک اصلی من در شعر ، شعرهای نو و سپید است ... که فکر می کنم به جاهای خیلی خوبی هم رسیدم . با چاپ اولین کتاب شعرم ، بیشتر با کار من آشنا میشید .
  • سلام آقای علیزاده من دیگه از دستم در رفته چن بار این کارو خوندم:) عالی بود... دلتون آروم...
    • سلام مائده خانم ... آره راست میگی ... من هر ترانه ایی رو که بزنم تو آکادمی ،قبلش می زنمش تو وبلاگم ... راستی وبلاگ نزدید ؟؟ (:
      • نمیدونم چرا همه ازم ادرس وبلاگ میخوان:)) چشم ... میسازم آدرسشم بهتون میدم
      • http://yourdreams94.mihanblog.com/
  • سلام نداشتن وزن و قافیه ابداع جالبی بود با توجه به منطقی که توی متن براش اوردید ولی بازم از نظر من تصاویر و مفاهیم ایجاد شده اون پرداخت لازم نداشته
  • سلام و درود حمزه عزیز ترانه خوبی بود ولی وزن و قافیه من نتونستم پیدا کنم،یه توضیح راجب وزن و قافیه بدی ممنون میشم داداش موفق و پیروز باشی