یاد تو
..
قلبِ ترانه پُرتَپش، قلم میرقصه با صدام
میکِشه واژهها رُو هِی، با جایِ پاش رو برگههام
خون شده قلبِ خاطره، میچِکه روی لحظههام
جز خندههای خوشگلت، از خدا هیچّی نمیخوام
مجلس شعر و خاطره ست، بین من و دل و قلم
مثلِ همیشه بینمون ، یادِ تو قَد کرده عَلَم.
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق
شاعرشبگرد