غلیظ مثل سه رنگ پرِ ابابیلی
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
غلیظ، مثلِ سه رنگِ پَرِ اَبابیلی
که زخم خورده ترینِ نژادِ قابیلی
عبورِ قایق معدوم از کشاکش رود
عصای معجزه در بطن شورش نیلی
شبیهِ دخترکانِ گلوله در دلِ گُل
شبیهِ لوله ی برنو برای هر ایلی
شرارِ جوششِ خون در جزیره ی مجنون
سریرِ سرخِ شراب از سراب پاتیلی
پلاک های معلق میان کرخه و هور
مدال های گِلی گنجِ جنگ تحمیلی
که ریشه میزند و سبز می شود یکروز
درونِ لاله ی سرخِ دو دستِ تحویلی
ببخش روح و تنم را به دانه های بلور
به هر نوازش و آغوشِ بادِ وانیلی
و غسل کن به خلیج حریر و ابریشم
بِکِش تمام تنم را به خاک اکلیلی
برهان جاوید
دوازدهم اردیبهشت هزاروچهارصدو یک هجری شمسی
حبس ابد
میخونم ولی صدام خسته س
عشق
شاعرشبگرد