قرار

اضطراب قشنگی توو دلمه
بی قرارم برای وقت قرار
حسی مثل تنفس عشقه
از نسیم و نوازشای بهار

اضطراب و نمیشه پنهون کرد
وقتی بی تاب دیدنت هستم
یادته سوتیای دفعه ی قبل؟
استکان… چای …لرزش دستم

بعضی حرفا صریح گفتنشون
مثل افتادن از بلندی هست
یا دوتا بال در میاره تنم
یا میفتم تو عمق چاه شکست

گارسون هم دیگه به حرف اومد:
"ای بابا …باز هم که منتظرید
وقت تعطیل کردنه آقا
پول میزو بدیدو زود برید"

چار ساعت گذشته و منم و
گوشی مثل قبل خاموشت
گفته بودی یه روز وقت ناهار…
روزش اما شده فراموشت

چار ماهه که بی قرار تو و
مست امید و انتظاره دلم
چار ماهه به عشق دیدن تو
اضطراب قشنگی داره دلم

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • عاااااااالی!خیلی بهم چسبید =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام یاسر جان زیبا بود فقط جسارتا این کارای جذابی که تو جواب کامنت دوستان مذاری زیباییه کارتو کم نکنه ;)) موفق تر باشی دوست عزیز @};-
    • سلام حسین جان. نه دیگه از جذابیتشون کم کردم که کار خودم هم به چشم بیاد. دو ترانه آخرو از رسول یونان گذاشتم یاسر حسابی زد تو ذوق طفلک. ;))
  • ریتم داستانی جالبی داشت ممنون پسندیدم
    • مرسی ایمان جان. یه ترانه از روزبه بمانی. خداییش ترانه های بچه های آکادمی خودمون از این قشنگ تر نیستن؟ من با تو می‌مونم...این عین رویامه وقتی تو اینجایی...این خونه دنیامه وقتی تو اینجایی...لبریزِ تسکینم پای تو می‌شینم...دنیامو می‌بینم پای تو وسط بیاد...دورِ خودم خط می‌کِشم من برای با تو بودن...حاضرم آواره شم تا صبح بیدارم...وقتی تو می‌خوابی خورشید چی می‌گه...وقتی تو می‌تابی با من بمون با عشق...دور از تو دیوونه‌م زنجیر کن پاهامو...مجنونِ مجنونم :-? :-? :-?
      • اشتباه شد. اینو واسه ایمان سهیلی نوشتم اینجا اومد. :">
    • مرسی شبنم خانم. افتخار دادید تشریف آوردید. آخر از داغ دل عباس دل نکندینا. @};- @};- @};- بین من و تو فاصله اس یک در سرد آهنی من که کلیدی ندارم تو واسه چی در میزنی؟ این در سرد لعنتی شاید نخواد که وا بشه قلبتو بردار و برو قطار داره سوت میکشه منو ببخش عزیزمن! اگه میگم باهام نمون دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو دوختمش همسفر شعروجنون مرد فقیر عالمم تو عشقتو از من بگیر من واسه تو خیلی کمم "رسول یونان"
      • من نمیدونم چرا رسول یونان جوگیر شده اومده ترانه نوشته؟ شعرای نوشو خیلی دوست داشتم و بهش پیشنهاد میکنم برگرده به همون کارا
      • شما به بزرگی خودتون ببخشیدش. غلط کرد. دیگه تکرار نمیکنه. بگو غلط کردم رسول جان. ;))
  • مثل همیشه عالی بود @};- @};- @};-
    • ممنون خانم رضایی. لطف دارید. @};- از ستاره های عمرم یک یکی کم می شه بی تو اینجا تاریک و سیاهه داره سردم می شه بی تو مثل یک درخت تنهام که دلش از همه خونه هیشکی جز کلاغ پیری براش آواز نمی خونه زندگی فایده نداره وقتی سنگی از سکونی دیگه آب و ماهی نیستی وقتی پشت سد بمونی حال اون عقابو دارم که پرش رو چیده باشن حسرت آسمونارو تو چشاش ندیده باشن "رسول یونان"
  • @};- @};- laike @};- @};-
  • تا قبل از دو بند آخر داستان هفته ی پیش خودم بود ;)) ولی یهو غافلگیر شدم مثل همیشه عالی بود آقا یاسر عزیز پسندیدم @};-
    • سلام. مرسی عزیز. من که هنوز تو کف پازل شمام. @};- @};- @};- سهم من چیست غیر گریه و شعر؟؟؟ بین «یک روز خوب» و «بالأخره»! تا خودِ صبح، خواب و بیداری زل زدن توی چشم یک حشره مشت‌هایم به بالشِ بی‌پر! گریه زیر پتوی یک‌نفره با خودت حرف می‌زنی گاهی مثل دیوانه‌ها بلند، بلند!!! چون که تنهاتر از خودت هستی همه از چشم‌هات می‌ترسند پس به کابوسشان ادامه نده پس به این بغض‌ها بگیر و بخند... ساده بودیم و سخت بر ما رفت خوب بودیم و زندگی بد شد آنکه باید به دادمان برسد آمد و از کنارمان رد شد هیچ‌کس واقعاً نمی‌داند آخرِ داستان چه خواهد شد!!!!!!!! از هرآنچه که هست بیزاری از هرآنچه که نیست دلگیری از زبان و زمان گریخته‌ای مثل دیوانه‌های زنجیری همه‌ی دلخوشیت یک چیز است: این‌ که پایان قصّه می‌میری "سید مهدی موسوی"
  • @};- @};- لایک
    • سپاس زهرا خانم. @};- @};- زندگی انتخاب خوبی نیست… بین تبعید و مرگ تدریجی زندگی مثل مست کردنه و تکیه دادن به بااااااااد از گیجی! مث تبعیدِ یه ترانه ی تلخ به سکوتِ یه دفترِ پاره س وقتی هرشب بجای لالایی… تووی گوشت صدای خمپاره س! مث فریاد بی اراده ی تو موقع دیدن هلی کوپتر… زنگِ تاریخ زیر لب گفتن تُــــــف توو روح کثافت هیتلر! مث وقتی که بغض کردی ولی… چادر مادرت گلـــــی باشه گور گهواره میشه وقتی توو… کشورت جنگ داخـــلی باشه! وای از لحظه ی تولد مرگ تووی چشمای سبز یه تروریست… وای از اون مادری که می فهمه یکی از تیکه های بچه ش نیست… وای از احساس تلخ سرگیجه… وقتی می پاشه رووت خون پدر وااااای از جای مشت روو صورت گریه کردن با گاز اشک آور! وای از انفجار نارنجک… وقت بازیِ بچه های محــــل زنده زنده سوزوندن مردم… پیش چشمای سازمان ملل! وقتی تو زیر تانک خوابی من روو یه مبل بزرگ می شینم! تووی ال ای دی چهل اینچم بی کسیتو درشت می بینم! وقتی رویای بچگانه ی تو زیر پوتین مــــرگ می میره… فکر اینم که تووی فـ.یـ.س بوکم جسدت چن(د) تا لایک می گیره؟! حالا که زندگیِ تو وقفِ… شکم گنده ی تل آویوه بذا(ر) کر شـــــه گووشای تاریخ از جیغِ نوزاد یه زنِ بیـــــوه! بذا(ر) سگهای بی شرف هرروز تن رؤیـــاتو پاره پاره کنن صحنه ی دلخـــراش اشکــاتو سوژه ی داغ ماهـــواره کنن! سر بذار رووی زانوی پاییز تا که موهاتو بـــــاد شونه کنـــه… بذارش روو درخت زیتون تـــــا توو کــــــلاهت پرنده لــــونه کــــنه "حمیده سادات غفوریان"
  • زیبا بود @};- @};- @};- @};- پسندیدم @};- @};- @};-
    • برای کی گریه کنم؟ اونی که از سنگه دلش! اونکه برای هرکسی، به غیر ِ من تنگه دلش! برای کی گریه کنم؟ اونکه غمامو تازه کرد برای کشتن دلـم، غرورمــو جنـازه کرد برای کی گریه کنم؟ کسـی که کـابوسه برام قصه ی بی رحمی ِ اون، یه عمره مأنوسه باهام گریه برای تو دیگه عمرمو بِم پس نمی ده بعد ِ تو، حسّ ِ عاشقی توو زندگیم دس نمی ده ... خنده هامو ازم گرف، اشکامو رو به راه کرد روزمو مثّه هر شبه، خواب ِ چشاش سیاه کرد برای کی گریه کنم؟ کسـی که کـابوسه برام قصه ی بی رحمی ِ اون، یه عمره مأنوسه باهام گریه برای تو دیگه عمرمو بِم پس نمی ده بعد ِ تو، حسّ ِ عاشقی توو زندگیم دس نمی ده "آمنه نقدی پور"
  • سلام هم ترانه امدین شمال یه سربه دیارماسوادکوه بزنیین ضررمیکنینا بس ک خنکوسرسبز ترانه تون خیلی جالب بودموضوعش اضطراب ازدوری وتنهایی @};- @};- @};-
    • سلام. مرسی از دعوتت دوست عزیز. در مهمان نوازی شمالی ها شکی نیست. از این راهرو یک نفر رد شده که عطرش همونه که تو می زنی برای به زانو در آوردنم تو از مرگ حتی جلو میزنی از این راهرو یک نفر رد شده مث ِ وقتایی که تو ناراحتی نفس میکشم با تمام وجود عجب عطر خوبی زده لعنتی صدات میکنم تا همه بشنون جواب ِ صدام غیر ِ پژواک نیست من اونقد شکستم حس میکنم که هیچ ارتفاعی خطرناک نیست یه جوری دلم تنگ میشه برات محاله بتونی تصور کنی گمونم نمیتونی حتی خودت جای خالیتو تو دلم پر کنی از این راهرو یک نفر رد شده... "مونا برزویی"
      • @};- @};- @};- @};- سپاس, ترانه نیس ولی تقدیم شمااقای بهبهانی چه می شداگرشب نبودوحیانبودوحسادت نبود... ازچه ام رانده ای که رویاهایت این همه گران؟!! مراکدام کلمه طلسم توکرده است؟؟ @};- @};- چه می شداگر جان نبودوجهان نبودوتوبودی یگانه به گفت وگو... جانا,جهان من,جنان!!!! ازچه دل به دریایی سپرده ام که نه می خواندم به خویش ونه بازم می اورد پس این کرانه به کجا پایان خواهدرسید؟؟؟ @};- @};- تو...توتیای هردودیده من...به خشم که بیایی... بازاین منم غلام همیشه ات به ازارکه بازایی بازاین منم غلام همیشه ات... دل ازدل که دورمانده باشد سایه به سایه سارهم به چه معناست؟؟؟ @};- @};- (ابونواس اهوازی) [بازسرایی سیدعلی صالحی] @};- @};-
      • ممنون کوثر خانم. قطعات ادبی که خودتون می نویسید هم کم از قطعه بالا ندارن. @};-
      • نظرلطف شماست این دفعه برای خودمومیفرستم شما مخاطب خوبی هستین وپرحوصله ممنونم @};- @};-
  • سلام یاسر جان کار زیبایی بود پسندیدم عزیزم @};-
    • ببخش الان لابک شد10 @};-
    • مرسی سامان جان. لایک واسم مهم نیست. مهم حضور ارزشمندت هست عزیز. تو بالکن نشستم بیرون ِ جشن .. سکوتِ تو رو منعکس میکنم میدونستی من بر خلافِ همه تنهایی رو تو جمـع حس میکنم؟!؟ می دونستی واسه رسیدن به تــو سرنوشت و دستکاری کردم خودم ؟ می دونستی که اتفاقی نبود هر بار از جلو چشم ِ تــو رد شدم ؟ من عمدا دم ِ گوشت حرف میزدم که خم شی به سمتِ گلوی منو پتو رو کنار میزدم توی خواب تا شاید بپوشونی روی منو من عمدا گرفتم دستِ تو رو که ناخواسته به نبضم عادت کنی خودم کاری کردم که حساس شی! به اطرافیانم حسادت کنی!! پیشِ دشمنام بردمت خواستم..ببینم که از من دفاع میکنی که ثابت بشه دوست داری منو همونقدر که ادعا میکنی!!؟ "مونا برزویی"
  • اضطراب و نمیشه پنهون کرد وقتی بی تاب دیدنت هستم یادته سوتیای دفعه ی قبل؟ استکان… چای …لرزش دستم بسیـــــــار عالی بود =D> =D> =D> بســـــی لذت بردم از خوندن چنین تــــرانه با احساسی... به امید ترانه های عالی تر ... @};-
    • ممنون زینب خانم. احساستون زیباست. زندگی یعنی همین که اگه داری یا نداری حقتو بگیری اما حقو زیر پا نذاری زندگی یعنی همین که اگه قهری،اگه آشتی با تو باشم اگه داشتم بمونم اگه نداشتی من و تو هر جا که باشیم،اگه پایین اگه بالا ممکنه جامون عوض شه،دیر و زود،فردا یا حالا زنده ای پس زندگی کن،نگو سخته نگو دیره بگی ساده اس ساده میشه،بگی سخته سخت می گیره دنیا پر از دار و ندار آدما می گرده // می گرده دیروز امرز فردا دنیا با ما بی ما می گرده // می گرده زندگی یعنی همین که اگه داری یا نداری حقتو بگیری اما حقو زیر پا نذاری زندگی یعنی همین که اگه قهری،اگه آشتی با تو باشم اگه داشتم بمونم اگه نداشتی دنیا پر از دار و ندار آدما می گرده // می گرده دیروز امرز فردا دنیا با ما بی ما می گرده // می گرده "افشین یداللهی"
    • با اینکه روزه سکوت گرفتید حضورتون ارزشمنده آقای شریفی. ساده بیا دست منو بگیر و ساده نگیر این همه سادگی رو ساده نگیر اگه هنوز می تونی پای همه سادگی هات بمونی خسته نشو اگه تموم راه ها پیش تو و سادگی هات بسته شن طاقت بیار اگه همه آدما از این که پا به پات بیان خسته شن آخر خط جاده های خسته بگو چقدر راه نرفته مونده پشت دلت وقتی به خون نشسته چند تا ترانه ست که کسی نخونده دووم بیار، خسته نشو از سفر تنهاییتم بذار رو دوشت ببر ترانه باش اون ورِ آخر خط به نقطه میرسی بیا سرِ خط "افشین یداللهی"
  • سلام ياسر جان كار زيبايي رو ازت خوندم مرسي لايك
    • مرسی مجید عزیزم. غروبم مرگه رو دوشم، طلوعم کن تو میتونی‌ تمومم سایه می پوشم، شروعم کن تو میتونی‌ شدم خورشید غرق خون، میون مغرب دریا منو با چشمای بازت، ببر تا مشرق رویا دلم با هر تپش با هر، شکستن داره میفهمه که هر اندازه خوبه عشق، همون اندازه بی‌ رحمه چه راه‌هایی‌ که رفتم تا، بفهمم جز تو راهی‌ نیست خلاصم کن از عشقایی،‌ که گاهی‌ هست و گاهی‌ نیست تو خوب سوختنو می‌شناسی، سکوتو از اونم بهتر من آتیشم یه کاری کن، نمونم زیر خاکستر می‌خوام مثل همون روزا، که بارون بود و ابریشم دوباره تو حریر تو، مثه چشمات ابری شم "افشین یداللهی"
  • لایک @};-
    • مرسی فاطمه خانم. انتخاب ترانه ای که شما بپسندید کار ساده ای نیست. ولی دیگه چاره ای نیست. یا بخت و یا اقبال. رفتی اما روزگار از رو نرفت راه تکرار گذشته باز شد شعله از دیوار خاکستر گذشت فصل نسل سوخته آغاز شد : چشم وا کردیم توو روزای داغ راه افتادیم توو شبهای درد بعد تو، تا فصل ما آغاز شد زخم جنگ هشت ساله چرک کرد ! ساها از روزگار تو گذشت آرمانهای شما تکذیب شد جنگ تو با مرگ بود؛ اما پدر ! طرح منع زندگی تصویب شد ... فهم " لا اکراه فی الدین" سخت بود نص قرآن خدا انکار شد بس که بی تو، توو سری خورد از همه خواهرم از روسری بیزار شد ! " آیه ها و سایه ها و مایه ها " " فقر و فحشا" رو به ما انداختند با هجوم " تیغ و تسبیح و طلا " روی دوش خلق ویلا ساختند *** سالها از روزگار تو گذشت بعدِ تو من دشمن فرضی شدم ! روح من زخمی تر از جسم توئه چشم وا کن تا ببینی چی شدم : جنگ نرم از رو به رو آغاز شد ابر شک افکارم ُ تاریک کرد توو خودم بودم، یکی از پشت سر با لباس تو ... بهم شلیک کرد ! توو فضای خالی بین دو خط اونکه از هر سمت زخمی شد منم سرنوشت ما شبیه هم شده من شهید جنگ نرم دشمنم ! گم شده راه بهشت نسل تو قصه بعد از این عذاب نسل ماس رو به چی سجده کنم وقتی که دور دوره ی سرگیجه ی قبله نماس ! نا امید از روزگار و آدما سرنوشتم وحشت و تنهاییه توو سرم اسلام سخت فلسفی هم دمم سیگار آمریکاییه ... عاقبت ما هر دو قربانی شدیم خارها چیدیم و گلها کاشتیم جرممون یک اشتباه کهنه بود : " ما ز یاران ... چشم یاری داشتیم " "عبدالمحمد مقتدایی راد"
  • تصویر سازیتون بی نظیر بود
    • ممنونم خانم خلیلی. یه پسر بچه توی آغوشت، توی دستت یه جعبه شیرینی آروم آروم میای نزدیکم، پای تختم یواش می‌شینی یه پسر بچه توی آغوشت، این حقیقت چقد برام تلخه خنده‌هاش مثل خنده‌هات شیرین،گریه‌هاش مثل گریه‌هام تلخه یاد اون لحظه‌هایی افتادم،که نیفتاده بودم از چشمات مرد رویایی تو بودم که، دیگه جایی نداره تُو رویات دکترا دردمو نمی فهمن،مثل من که تو رو نفهمیدم توی عکس سرم یه چیزی هست،توی عکس سرم تو رو دیدم اگه دارم به خودم می پیچم، اگه خنده‌هام مثه ناله شده من همون کاغذ پر از شعرم،که تُو دستای تو مچاله شده یه پسر بچه توی آغوشت،این حقیقت چقد برام تلخه خنده‌هاش مثل خندهات شیرین،گریه هاش مثل گریه هام تلخه "صابر قدیمی"
  • یادته سوتیای دفعه ی قبل؟ استکان… چای …لرزش دستم... آفرین چه تصویری واقعا پسندیدم9 درود شاعر
    • مرسی صالح عزیز. دوست خوب و همیشگی من. جونمو ازم بگیرو راحتم کن / من دیگه طاقت بی مهری ندارم چرا چشماتو می بندی نازنینم / نگا کن چقد سیاهه روزگارم همه ی حرفای تو توی چشاته / معنی نگاهتو خودم می دونم بیشتر از این طاقت موندن ندارم / به مقدسات عالم نمی تونم راحتم کن و بگو دوسم نداری / بگو تو دلت دیگه جایی برام نیست دیگه هیچ تحملی برام نمونده / به خدا اشکی دیگه توی چشام نیست بگو راحتم کن از دست تو مردم / من فریب چشمای نازتو خوردم بار اولم که نیست دنیا همینه / اینبارم مثل همیشه بد اوردم بگو راحتم کن از این درد کهنه / زودتر از اینا باید بهم می گفتی با یه مشت دروغ منو بازی می دادی / یه روزی می یاد به حال من بیفتی "مریم اسدی"
  • چارماهه که بی قرارتو و٬مست امید وانتظار دلم چارماهه به عشق دیدن تو٬اصطراب قشنگی داره دلم کارتون زیباست آقای بهبهانی :-) @};-
    • ممنون فریبا خانم همیشه عزیز. چه قد خوبه كسي تو زندگيت نيست به من دل مي دي و ديوونه مي شي چه قد خوبه كسي تو زندگيم نيست خودت واسم يكي يكدونه مي شي زمين كه زير پاي تو نگرده يكي هست مثل من دورت بگرده برو بنويس روي ديوار اين شهر كه عشقت مردي رو پروانه كرده فقط از من بخواه هر چي كه مي خواي فقط از من بگير حقي كه داري مي خوام هرچي كه از آينده مي خواي فقط با دست من به دست بياري اگه حرفي نگفته تو دلت هست نمي خوام حرفت و نشنيده باشم بدون تنها كسي هستم كه مي خوام تو رو بيش از همه فهميده باشم فقط يك لحظه از وقتت رو مي خوام تموم عمرم و به تو ببخشم اگه روزي گناهي مرتكب شي مي خوام قبل از خدا تو رو ببخشم "افشین مقدم"
      • مرسی همشون زیبا وازبهتریناهستن =D>
      • فریبا چقد بیوفا شدی :-? تو که بی وفا نبودی چرا بی وفا شدی :-S
      • بی وفایی جدیدن کلاس داره..نمیدونستی مهسا جان ;)) ولی نه به خاطر بی وفا بودنم معذرتدمیخوام..خدایی با گوشی میام وتایپ خیلی برام سخته..الان پنجدقیقس دارم اینجامینویسم :-)
      • آخ گفتی فریبا خانم. با گوشی یه گل میخوای بذاری آخر جمله هی میپره وسط جمله میری اونو درست کنی یه حرف اضافه تایپ میشه میری اونو پاک کنی کل جمله بهم میریزه.آخرشم میگی آقا نخواستیم یکی ما رو نجات بده ازین برزخ. :-))
      • بابا با کلاس :-)) ترانه تقدیمی از طرف مهسا هاشمی عزیزتر به طرف فریبا رستگار اینقده عزیز ;)) دوووووووووووومب :-)) :-)) :-)) مواظب سر و کله ت باش :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) اسطوره بی وفایی، فریبای با کلاس توکه تو آکادمی هستی مثه من پلاس واسه بعضیا با گوشی کامنت میدی فراوون به من که میرسی میشی آس و پاس هرچند کلاست بالاس تحویلم نمیگیری اما با دندون تیز دارم ازت هی سپاس خرخرتو دوس دارم به روتم نمیارم اما یه گوشه دنج جرت میدم با کلاس بهونه آی بهونه که توی خاطرت هس؟ ;)) کوتاهیتو عزیزم نده به بهونه پاس گوشیتو میترکونم که پزشو هی ندی مواظب خودت باش میکنمت یه پا شاس گوشیتو که پکوندم وقتی دلم خونک شد جیگرتو میخورم یا ور میدارم زاپاس از تو دلم در بیار تا خونتو نریختم خشم مهسا بعد از این سهمگین و بی انتهاس :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • من شرمندم فریبا خانم :"> :"> :"> :"> :"> :"> امشب نمی دونم چی خورده والا. :-S
      • ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) یاسر سرتوبلند کن و خجالت نکش مرد:-) بزو به پا خودش دار میکشن گوساله رم به پا خودش :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) حالا من گوساله بازی در میارم تو چته پس؟ :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) من که چیزی نخوردم ولی فک کنم تو دلت هوا خوردن یه چیزیو کرده :-)) :-)) :-)) :-)) نه من دست بزن ندارم نترس :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • آخی یاسر قشنگ معلومه گرخیدی :-)) عکستو بذا ببینم وقتی میگرخی چه شکلی میشی :-)) عکسدو بذا تا شتکت نکردم :-)) میگم نکنه آکله داری عکس نمیذاری :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • نه اینکه خودت عکس گذاشتی؟دو تا چشم وحشتناک گذاشتی معلوم نیس چشمای خودتن یا مادربزرگت. مردا که نباید عکس بذارن. بندگان خدا خودشونم قبول دارن زشتن. خانما باید عکس بذارن و دنیا رو زیباتر از قبل بکنن. @};-
      • :-)) :-)) :-)) مرسی ازاین همه ابرازاحساساتت٬واسه آمنه هم اینطوری مینویسی که انقده باهم رفیقین٬خودمو باشعرتوشناختم
      • خدایی خیلی خندیدم٬ولی یهدجوری مینوشتی من بتونم به بچه های فامیلم هم نشونش بدم ;)) یه جاهاییش بدآموزی داره ها
      • :-)) :-)) :)) مرسی بانو جان ازترانهپی تقدیمی خشنت... :)
      • فریبا جون به جون من نباشه به جون تو از دیشب تالا دارم با نفس خبیثم دارم هی کلنجار میرم برا تو شعر عشقولانه در کنم یا برا آمنه یه ترانه تقدیمی خشن بنویسم که جیگرت خونک شه ;)) ;)) ;)) تا آخرش به این نتیجه رسیدم که خودمو کنترل کنم و یه شعر ملایم واسه تو بنویسم تا جیگرت خونک شه و یاسرم سربلند شه;)) ;)) ;)) شعر بالا روکاملا برعکس کردم تا از خشانت دربیاد::: اسطوره با وفایی، فریبای بی کلاس توکه تو آکادمی نیستی مثه من پلاس واسه بعضیا با گوشی کامنت نمیدی فراوون به من که نمیرسی نمیشوی آس و پاس هرچند کلاست بالا نیس تحویلم میگیری اما با دندون تیز ندارم ازت هی سپاس خرخرتو دوس ندارم اما به روت میارم یه گوشه دنج جرت نمیدم بی کلاس "بهونه آی بهونه" که توی خاطرت نیس؟ بلندیتو عزیزم بده به بهونه پاس گوشیتو نمیترکونم که پزشو هی بدی مواظب خودت نباش نمیکنمت یه پا شاس گوشیتو که نپکوندم وقتی دلم خونک نشد جیگرتو نمیخورم یا ور نمیدارم زاپاس از تو دلم در نیار خونتو نمیریزم مهر مهسا بعد از این زیاد و با انتهاس ;)) نا خشنش کردم واست:-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) الای قربونت برم که اینقده دلت نازکه @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • آهاااااای نوع بشر که به زیبایی خودتون غره این،،، غره باشین چون حتی میمونم زیباس :-)) :-)) :-)) :-)) خدا همه آدما رو زیبا خلق کرده اونم از نوع جونوریش ;)) بذا جذابیت آدمای جونورو بت بگم یوختی دلت قرص شه::: 1-سیا برزنگیا::: چشاشون درشته(گاوی) +لباشون قلوه ایه(شتری)+دوماغاشون روبه بالاس(گرازی) 2-زردولیا::: چشاشون کشیدس(روباهی)+لباشون غنچه ایه(اردکی)+دوماغشون بند انگشتیه(گربه ای) 3-سرخولیا::: چشاشون جم وجوره(موشی)+لباشون قیطونیه(سنجابی)+دوماغشون پت و پهنه(شامپانزه ای) یاسر جون دور اومدی :< اونوق که عکس کاملم سه سال آزگار کنج وبلاگم دلربایی میکرد کجا بودی[-( الانم شورم نمیذاره عکس کاملمو بذارم :-( خیلیم دلت بخواد چشام عاشق کشن ;)) تازشم علف باید به دهن بزی شیرین بیاد ;)) پس اعتراف میکنی خیلی خیلی خیلی زشتی :-)) :-)) :-)) آخخخخخخی دلت براد سوخت چقد تو گناه داری ;)) حالا که اینهمه زشتی عکستو بذا یه کم به خودمون امیدوار شیم ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;)) ;))
      • بابا این صفحه دیگه پکید جا نداره بریم زیر کامنتای ترانه بعدیم بحثو ادامه بدیم. ممنون که سربلندم کردی. :-x که اینطور . پس شوهرت نمیذاره عکس بذاری. اونم بعد از اینکه سه سال گذاشته بودی و عالم و آدم دیدنت. تو هم خیلی از شووورت حساب میبری...من عکس میذارم ولی به شرطی که تو هم بذاری.از آمنه یاد بگیر. هم عکسش زیباس هم شعراش زیبان هم بجای گوساله بازی با اسب قشنگش بازی میکنه هم کسی رو جر نمیده...اینجا خوب برا خودت تاخت و تاز میکنی ها. اگه جرات داری برو پای ترانه های آقای مقدم جنگولک بازی در بیار. :-))
      • :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) قبلیه بهتر بود قبلیه رومیخوااااااااام دختر تو گوله یانرژی هستی =D> =D> =D> مهر مهسا بعد از این زیاد و با انتهاس ;)) ;))
  • اضطراب و نمیشه پنهون کرد وقتی بی تاب دیدنت هستم یادته سوتیای دفعه ی قبل؟ استکان… چای …لرزش دستم @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D> سلام آقای بهبهانی کار زیبایی بود
    • سلام علی جان. مرسی عزیزم. ده سال بعد از حال این روزام با کافـه هـای بــی تو درگیرم گفتم جهان بی تو یعنی مرگ ده سال ِ رفتــی و نمی میرم ده سال بعد از حال این روزام تو تــوی آغـــوش یکی خوابی من گفتم و دکتر موافق نیست تو بهتـــر از قرصـــای اعصابــی ده سال بعـــد از حــال این روزام من چهل سالم می شه و تنهام با حوصـــله ،قرمز، سفید ، آبی رنگین کمون می سازم از قرصام می ترسم از هر چی که جا مونده از ریمل ِ با گریـــه هـــــــا جـــــاری از سایه روشن های بعد از ظهر از شوهری کـــه دوستش داری گرم ِ هم آغوشی و لبخندین توُ بستر ِ بـــی تابتون تا صبح تکلیف تنهـاییــم روشن بود مثل چراغ ِ خوابتون تا صبح ده سال ِ که لب هام و می بندم با بوسه هــــای تلـــخ هر جایـی ده سال ِ وقتی شعر می خونم لبخند ِ روی صندلــــی هــایــی یه عمر بعد از حال این روزام یـــه پیرمردم توی ِ یـــه کافه بارون دلم می خواد ،هوا اما مثل موهای دخترت صـــافه "حسین غیاثی"
  • کار زیباییه...فقط من اون مصرع گارسون رو نتونستم روون بخونم...
    • مرسی رقیه خانم. گارسونه عصبانیه دیگه. همین که با کتک پرتم نکرده بیرون جای شکرش باقیه. قرار ما به رفتن بود، نگو چی شد نمیدنم خودم گفتم تمومش کن خودم میگم نمیتونم نمی دونم کجا رفتم نمیدونم دلم چی شد درست تو بدترین لحظه ببین کی عاشق کی شد فقط حرفامو باور کن تقاص عشق تو کم نیست بمون حوای من با من مگه عشق تو آدم نیست تو خاکستر شدی با من،دارم میمیرم از این درد بیا این خونه این کبریت تلافی کن ولی برگرد من از آغاز این قصه ازت چیزی نفهمیدم نمیدونم چرا حالا چرا این جا تو رو دیدم چقد دیوونگی دارم تمام قلبم آشوبه تو آرومی نمیدونی چقد دیوونگی خوبه تمام قصه بازی بود تموم شد هیچ رازی نیست کسی که روبه روشی تو از این جا مرد بازی نیست "روزبه بمانی"
  • @};- @};- @};- @};- =D> =D> =D>
    • افتخار دادید آقای مقدم. تو بد تا مي كني و من يه جور بد دوست دارم نمي دونم چه قد اما زياد از حد دوست دارم تو بد تا مي كني با من جدايي از تو آسون نيست برات خوبه كه اين مهره هنوز از بازي بيرون نيست من اين و خوب مي دونم براي چي منو مي خواي تو روزايي كه تنهايي فقط دنبال ِ من مي ياي غرورت مي گه هر چي كه دل آزاري كني خوبه خودت شايد نمي دوني چه رفتاري كني خوبه نمي دوني چه قد سخته همش دنياله رو بودن من از وقتي كه يادم هست چشام دنبال تو بودن نمي ذارم بفهمن كه كي عشق و زير پا مي ذاشت مي گم وقتي منو مي كشت باهام برخورد خوبي داشت من اين و خوب مي دونم براي چي منو مي خواي تو روزايي كه تنهايي فقط دنبال ِ من مي ياي غرورت مي گه هر چي كه دل آزاري كني خوبه خودت شايد نمي دوني چه رفتاري كني خوبه "افشین مقدم"
  • بعضی حرفا صریح گفتنشون مثل افتادن از بلندی هست یا دوتا بال در میاره تنم یا میفتم تو عمق چاه شکست مثل همیشه زیـــبا @};- @};-
    • مرسی مهشاد خانم. @};- @};- @};- اعتراف می کنم که واسه تو کاری نکردم به درستی از دل ِ تو من نگهداری نکردم من کنار تو نموندم تو رو تنها راهی کردم اعتراف می کنم که عجب اشتباهی کردم تو همیشه خوب بودی تو همیشه درک کردی تو برای خاطر من همه چیز و ترک کردی من چرا وقتی که بودی به تو گل هدیه نکردم چرا جای خاطراتت به خودت تکیه نکردم می تونستم زیر یک چتر تو رو از بارون بگیرم امتحانی ام اگه بود واسه تو آسون بگیرم می تونستم رو یه قایق با تو رو موجا بشینم هر چی ادم ِ تو ساحل پیش تو کوچیک ببینم بعد از این همیشه می گم ، درد بود و زندگی کرد بعد از این همیشه می گی ، مرد بود بچه گی کرد بعد از این همیشه می گم ... بعد از این همیشه می گی ... "افشین مقدم"
  • =D> =D> =D> @};- ماشاء الله به این پیشرفتت یاسر جان. خیلی زیبا بود . لذت بردم
    • مرسی مرسده عزیز. ما با خوندن ترانه های شما پیشرفت کردیم. ولی نمی دونم چرا مدتیه کم پیدایین. هنوز عادت به تنهایی ندارم باید هر جوریه طاقت بیارم اسیرم بین عشق و بی خیالی چه دنیای غریبی بی تو دارم نمی‌دونی چقد از گریه سیرم کمک کن تا دوباره جون بگیرم یه وقتایی به من نزدیک تر شو دارم حس می‌کنم از دست می‌رم نمی ترسی ببینی/ برای دیدن تو یه روز از درد دلتنگی بمیرم تو که باشی کنارم/ می خوام دنیا نباشه تو دستای تو آرامش بگیرم بگو سهم من از عشق/ چی بوده غیر از این تب تو رو دارم به جز تنهایی امشب تو رو دارم که هرشب/ میای آروم کنارم نمی‌تونی ببینی درد دارم دارم تاوان دلتنگیم و می دم کنار تو به آرامش رسیدم بیا دنیام و زیبا کن دوباره خدایا از تو زیبا تر ندیدم "عبدالجبار کاکایی"
  • سلام روایت جالبی بود پسندیدم @};- @};- چار ماهه که بی قرار تو و مست امید و انتظاره دلم چار ماهه به عشق دیدن تو اضطراب قشنگی داره دلم
    • سلام آقا حسن. خیلی مخلصیم. تو چشات یه چیزی پنهون کردی که نگاتو از نگام می‌دزده روزا گیج و بی‌حواسم می‌کنه شبا خوابو از چشام می‌دزده تو چشات یه چیزی پنهون کردی که دلم اِنقده ناآرومه دل من یه عمره بی‌محاکمه به سکوت چشم تو محکومه می‌دونی که قانعم به بودنت هرجوری که باشی عادت می‌کنم انقدَه دوست دارم حتی خودم گاهی وقتا بــِت حسادت می‌کنم توی حنجره‌م یه بغض سر به مُهر پشت اون کلی سوال بی‌جواب از دلم چیزی نپرس که لحظه‌هام پره از دلشوره‌های بی‌حساب تو چشات یه چیزی پنهون کردی که از این ثانیه‌ها تلخ‌تره اما از خیر چشای تو آدم مگه می‌تونه که ساده بگذره می‌دونی که قانعم به بودنت هرجوری که باشی عادت می‌کنم انقده دوست دارم حتی خودم گاهی وقتا بــِت حسادت می‌کنم "محمد خاکی زمانی"
  • سلام. با احساس وزیبا بود. =D> =D> اضطراب و نمیشه پنهون کرد وقتی بی تاب دیدنت هستم یادته سوتیای دفعه ی قبل؟ استکان… چای …لرزش دستم..............آخی چقد دلم سوخت براش :"> :"> :-) @};-
    • سلام ناهید خاله. اتفاقا تمام ترانه های احساسی نهایت آرزوشون اینه که همین کلمه "آخی" رو از مخاطب بشنون. ممنون از حضور سبزت. الان ای کاش نزدیک تو بودم تو این راه مه آلود شمالی با این آهنگ دارم دیوونه میشم پر از بغضم فقط جای تو خالی ما با هم تا حالا دریا نرفتیم از اون خونه از این دنیای خودخواه تو رو شاید یه روزی قرض کردم به اندازه یک سفر کوتاه میخوام تو آینه ها بهتر از این شم نگاه من نوازش هم بلد نیست بخاطر تو التماس کردم با لبهایی که خواهش هم بلد نیست میخوام محکم نگه دارمت اینبار تو که باعث دلتنگیم میشی بلایی به سر خودم میارم که توو چشمای من تسلیم میشی تو مغروری نمی ذاری بفهمم که احساست به من تغییر کرده دلت از آخرین باری که دیدم توی آغوش سردم گیر کرده چه خوبه پیرهن منو بپوشی بهم تکیه کنی تا خسته می شی تا بارون بند بیاد بمونی پیشم تو اینجوری به من وابسته می شی "مونا برزویی"
      • سلام یاسر جان ممنون از اشعار زیبای تقدیمیت.همین دیگه انقدر توی شعرو ترانه غرق شدی داری پله های ترقی رو چند تا یکی میری بالا.حالا از شمال چی سوغاتی آوردی؟؟ بزار یه اعتراف کنم ذوق کنی آکادمی بدون شما صفا نداره عمو :-)
      • خواهش میکنم. شما لطف دارید. ما هم از فرقت دوستان دلتنگ بودیم. ;)) زیتون پرورده آوردم خاله.اگه طالب هستید پست کنم براتون. واسه عید فطر رفتیم شمال ولی کاش نمی رفتیم. راه چهار ساعته شد چارده ساعت از شدت ترافیک.از تهران تا کرج فقط 6 ساعت طول کشید. :-S
      • پیاده میرفتین زودتر میرسیدین.از جنــــــــــــوب راه افتادین رفتین شمـــــــــــال راه بسیار فرقتی :-/ بوده. ;)) زیتون پرورده تون احتمالان تو این مسیر پخته مرسی نوش جان ;)) راستی فرقت یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ ;))
      • والا ما هم نمی دونستیم. از سید یاد گرفتیم. @};- @};- @};- سید همش شوخیه ها. برنخوره بهت.
  • گارسون هم دیگه به حرف اومد: "ای بابا …باز هم که منتظرید وقت تعطیل کردنه آقا پول میزو بدیدو زود برید" @};- زیبا بود دوست عزیز ممنون از ترانه می پسندم @};-
    • سلام موسی جان. ممنون از حضورت. از زندگی چیزی نفهمیدم پشت سر هم بچـّگی کردیم یک عمر رفته، تازه می‌فهمم شش ماه ِ اول زندگی کردیم ! تو انتخاب اولم بودی من انتخاب آخرت بودم این زندگی شیرین نبود اما مثل مگس دور و برت بودم !! احساس تو مُـرده، منم دارم بی‌خود به یه مـُـرده نفس میدم ما هر دوتامون اشتباه کردیم تاوانـشو تنهایی پس میدم شش ماه ِ اول زندگی کردیم چـَن ساله که هر روز می‌میریم هر روز می‌پرسیم پس کـِی ما از اشتبامون درس می‌گیریم !؟ می‌ترسم از شب‌های تنهایی بشمار! امشب چندمین باره؟ انقدر بودی و نبودی که حس می‌کنم این خونه جن داره ! ... ... تو انتخاب اولم بودی من انتخاب آخرت بودم ... "حنانه حقیقت"
  • @};- @};- @};- @};- 8->
    • کجایی :-? بازم رفتی مسافرت ;)) فک کنم رفتی ایران گردی @};-
      • سلام. جاتون خالي يه ويلا نزديك محمود آباد هستيم كه خيلي با صفاست. ولي واسه اينترنت آنتن درست و حسابي نميده. دوس دارم كامنتا رو سر فرصت و با حوصله و مفصل جواب بدم. يكي دو روز ديگه بر ميگردم و از خجالت همه دوستاي عزيزي كه افتخار دادن ترانه منو خوندن در ميام. @};- @};- @};-
      • حالا من خوبه یه هفته نبودم. تو الان دو سه هفته هست که پیدات نیست. مرسی از اینکه به یاد مایی. بر اساس گزارش رسمی ؛ زندگی خوب و شاد و آرام است نهراسید گوسفند عزیز! گرگ هم مثل بره ها رام است بر اساس گزارش رسمی ؛ بهترین سال ، سال جاری بود پر تحرک ، پر از نشاط و شتاب ، مثل خرکیف و خرسواری بود بر اساس گزارش رسمی ؛ روزنامه زیاد و آزاد است شاید از آزادی زیادی ، چند تا روزنامه مازاد است شاید احساس می شود گاهی پرخوری می کنند مطبوعات رو به روی لباس شخصی ها ، قلدری می کنند مطبوعات بر اساس گزارش رسمی ؛ دشمنان بی شعور و نادانند بیست و سی را چرا نمی بینند؟ ایرنا را چرا نمی خوانند؟ تا ببینند کارها خوب است ، تا بخوانند وضع مطلوب است ملت آزاد و راضی و خندان ، دولت از هر لحاظ محبوب است بر اساس گزارش رسمی ؛ هیچ کس ، هیچ وقت ، هیچ نگفت نه صدای گلوله ای برخاست ، نه کسی روی خاک در خون خفت بر اساس گزارش رسمی ؛ عده ای ناگهان یهو مُردند! عده ای نیز ناگهان خود را بی خودی پشت میله ها بردند! بر اساس گزارش رسمی ؛ گم شده خط فقر در ایران شایعات است فقر و بیکاری ، شایعاتی که عده ای نادان بی جهت پخش می کنند آنرا تا بگویند زندگی سخت است ما که تکذیب می کنیم از بیخ! هرکه تکذیب کرد خوشبخت است بر اساس گزارش رسمی ؛ مُرد بیکاری ، تورم مُرد چند موجود زنده را اما ، موشک ما به آسمانها برد بر اساس گزارش رسمی ؛ علم و آزادی و رفاه اینجاست غیر ما ، در تمام کشورها ، از فساد و گرسنگی غوغاست در اروپا به ویژه آمریکا ، مردم از فقر لخت و عریانند! بی خبر از ستاد یارانه ، چیزی از خوشه ها نمی دانند بر اساس گزارش رسمی ؛ غرب در حال سرنگون شدن است دولت مقتدر ، فقط ماییم ، دولت ما چراغ این چمن است بر اساس گزارش رسمی ؛ گاو پروار مش حسن خوب است علف و کسب و کار ، پربار است ، جنس چینی زیاد و مرغوب است بر اساس گزارش رسمی ؛ چین و روسیه اهل اسلامند در میان تمام کشورها ، این دو از هر لحاظ خوشنامند بر اساس گزارش رسمی ؛ چاوز از بیخ و بن مسلمان است سندش را نشان نداده ولی ، سندش هست گرچه پنهان است بر اساس گزارش رسمی ؛ همه خوشحال و خنده رو هستند عده ای ناگزیر می خندند ، عده ای ناگزیر سرمستند خنده دار است روزگار آری ، خنده دار است حال و روز همه مشت سنگین روزگار مگر ، بزند ناگهان به پوز همه سر به راه و مطیع و جان سختیم ، بر اساس گزارش رسمی زندگی می کنیم و خوشبختیم ، بر اساس گزارش رسمی !!! اسماعیل امینی
      • واقعا من اینهمه نبودم ;)) چرا نبودمو احساس نکردم :-)) من نباشمم هستم ;)) بر اساس گزارش رسمی، ما نداریم با کسی خصمی سربه راه و عزیز و محبوبیم ، شوخ طبعیم و گاهیم رسمی بر اساس گزارش رسمی، توی آکادمی و ِلو هستیم دست الافها ز پشت بسته گر نباشیم هم وَلو هستیم بر اساس گزارش رسمی، اینترنت به جانمان بسته ست کی شود ترک این فضا را کرد، از قضا ما نمیکنیم دس دست بر اساس گزارش حتمی، گاهی درگیر زندگی میشیم گاهی سرگرم مشکلات که نه! بلکه سرگرم بازی خویشیم سر و همسر، امور تو خونه میکنه آدما رو دیوونه یاسر اصلا نمیشه غفلت کرد زودی میپاشه خونه و مونه زندگی نه خیاله نه بازی، نه میشه با کلک فریبش داد نه یه شوخیه زندگی کردن نه میشه وعده و وعیدش داد رو همون موعد مقرر هم خرتو سفت سفت میگیره لحظه ای به خودت میای که حیف واسه جبران کردنت دیره بر اساس گزارش قطعی، توی این هفته وقتم آزاده یاسر آماده ای واسه کل کل،،، چته نبضت واسه چی افتاده؟ ;)) ;)) شاعر خودم = مهسا هاشمی ;)) @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • منو کل کل با تو؟؟؟؟؟؟من از همین حالا بطور رسمی دستامو میبرم بالا. راستی خبر دادن شوهرت هوو آورده سرت بس که تو خونه کار نکردی. گزارش کاملا هم رسمی بوده. راسته؟ 8-> :-/ :-/ :-/
      • نه بابا هوو نیورده کلفت اورده :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) خوب یکی بایست کارمو تو خونه بکنه که من بیام اینجا خرکیف کنم یا نه :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) شوورم نیس که مثه خودم با ادب و شخیصه به تموم خانوما میگه خانومم نه که منظوری داشته باشه و نهههههههه ;)) غلط نکنم این خانومم خانومم گفتن شوورم کار دستش داده :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) اینم یه شعر از مهدی موسوی تقدیم به مردای دوزنه::: احمقانه روي میز ، احمقانه زیر میز احمقانه صبر بكن ، احمقانه تر بگریز احمقانه زیر برف ، احمقانه سبز بهار احمقانه تابستان ، احمقانه تر پاییز در تمام این ابیات توي پوچ زندگیت احمقانه خنده بكن، احمقانه اشك بریز احمقانه تر از خود، احمقانه تر از جمع مثل یك زن احمق ، مثل مرد احمق نیز شهر خیمه شب بازي ... وخداي نخ در دست ششصد و چهل برده ، سیصد و چهار كنیز احمقانه اوّل باش ، احمقانه آخر باش احمقانه صلح بكن، احمقانه هي بستیز احمقانه سنگ بشو، احمقانه تر عاشق احمقانه بوي خون ، احمقانه چیزي تیز احمقانه حسّ گناه ، احمقانه تر وجدان احمقانه لخت لخت ، احمقانه چشمي هیز احمقانه هي تكرار ، احمقانه كار و كار احمقانه شهر كثیف ، احمقانه شهر تمیز شهر خیمه شب بازي... و خداي نخ در دست فرشته ها خود کشی کردند خنده تماشاچي ، شهر مسخره آمیز صبح: احمقانه سلام! عصر: احمقانه وداع! احمق كمي جذ اّب ، احمق خیال انگیز بین پوچي و پوچي ، انتخاب یك سوراخ احمقانه عشق من! احمقانه مرد عزیز! یك تساوي مضحك ، زن مساوي مرد است مرد از احمقي لبریز، زن از احمقي لبریز شاعري كه مي خواهد از خودش فرار كند احمقي كه مي خواهد از هر آنكه و هر چیز... شهر خیمه شب بازي... و نخي كه پاره شده یك طناب سرگردان ، نعش مرد حلق آویز حتما می پرسی چه ربطی داره به مردای دوزنه :-/ ;)) این مصرع آخرش وصف حال مردای دوزنه عزیزه که باید به جد مواظب خودشون باشن :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • به به . میبینم که به غزل پست مدرن علاقمند شدی و دیگه جوابمونو با شعر میدی. مرسی بابت حضورت مهسا خانم. ترانه "کمی مهربون تر "بخاطر حضور شما نزدیک ششصد بازدید داشت. یه مدت نبودید مجبور شدیم برای جلب مخاطب به نارنج و سیب و هلو متوسل بشیم. ولی خوب کلام شما شیر و شکر و خرماست و بی نیازمون میکنه از شیطنتای دیگه. @};- @};- @};-
      • یاسر پَ تو اینهمه طرفدار منی هنوز وبلاگمو درس درمون نخوندی؟ یه کار نکن حلقاویزت کنمو;)) من قطاری که می روم در خود تونل تنگ و ریل سرگردان ساک در دست جاده می ماند راه بر دوش راوی بی جان من قراری که بودنم از تو تو قراری که بی قرار از من من خدای شکنجه گر بودم روی خط های راه راه ترن پرت می شد دل مکرر من من دو دل بودی و ولی بی دل دست های تو زخم بی رحمی دست من عاشق دکارت و هگل قافیه دور شهر می چرخید ایستادم کنار چرخ و فلک من به سرمای شهر دل بستم تو به گرمای پشت یک اردک من عقب تو جلو خدا رو بود طفلکی بین ما/به هم می خورد بین ما نطفه ی خدا خشکید بین ما یک جنین کوچک مرد من برهنه کنار بهمن سرد تو به من بستری نمی دادی ملتهب شد تمام پیکر من بعد روی کاناپه افتادی عصر غمگین عصر الکلی ام روی میزی که آزمایش توست دست از کار خود بکش از من دست من روی نبض خواهش توست یخ زده خنده های منطقی ات فلسفه مغز توده ی شپش است بین کک های توی شیشه ی تو آزمایش شبیه یک کنش است من سرنگ هوایی هوسم توی دست خدای زندگی ام از نژاد سیاه رانده شده من سزاوار اسم بردگی ام حلقه ام توی دست های تو بود حلقوی شکل کرم ابریشم من کنار قطار منتظرم من به پایان دگر نیندیشم... مهسا هاشمی /فریاد نوشته شده در 90/11/15 من خودم یکی از عناصر پست مدرنم ;)) من تو هرکدوم از این پست مدرن نویسا یه دستی داشتم :-)) :-)) آخی یادشون به خیر 8-> حالا که کار به جاهای باریک کشیده و خیلی بم برخورده بذا روشنت کنم ;)) من وقتی به دنیا اومدم آقا جون جانبازم تو یه گوشم اذون گفت مامان بزرگمم تو اون گوشم غزل پست مدرن گفت ;)) مامان بزرگمم پست مدرن بوده لالایی پست مدرن واسم میخونده :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) لالا لا لا عزیزم بره شاخه ببین احوال گرگه چه اولاخه بیا مهسا بشو زودی بزرگو با انگش دربار چشمای گرگو لالا لالا لالا نی نیه قلدر تو کار پست مدرن جزو عناصر بزرگ بشی چی میشی توله آدم چرا لختی تو مهسا هر دمادم لالا لالا نی نیه تخس و شیطون یه داف شااااخ توی ناف تهرون نی نیه بی شعور و خیس و ویلون گذاشته از همین الان ناخون لالا لالا لالا چشمای سگ دار بشین مهسا نکن ما رو لت و پار لالا لالا نی نی توی مشما چیکار کرده شده کارش معما نی نی با نفخ معده لالا لالا نی نی جون کار خرابی کرده حالا یه نی نیه فشن ابرو مقو ّس همین یکی واسه یک طایفه بس لالا لالا نی نی یاغی نفس کش علی یاری بیار پیشبند و دستکش :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) لالا لالا نی نی داره عجله گرفته یاد اول حرف بعله لالا لالا نی نی چشمک به کی زد توی نه ماهگی نی نی شده بد لالا لالا نی نی استغفرلله خدا خیرش بده توبه و لله بقیش ساسنسورینگه مصلحت نیس بد آموزی میشه نی نی شده خیس خدایا حفظ کن نی نی مارو که بعدا دربیاره اجداد عیالو شاعر نه نه جون مهسا هاشمی ;)) یاسر تو گوش من از اینجا خودند از بدو تفلد وگرنه من که نباس اینقده شارلاتان شم :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
      • خدا آخر و عاقبت ما رو به خیر کنه با این مهسا و مادربزرگش :-?
      • هیزم شکن گریست! غم نان اگر نداشت، دیگر هوای هیچ درختی به سر نداشت! وقتی تبر که از تنِ من پا گرفته بود، دارد به ریشه های خودش تیشه می زند؛ باران شبیهِ وحشتِ گنجشککی اسیر، با سر تمامِ شب به تنِ شیشه می زند؛ وقتی کمان درست همان شاخه ای ست که، روزی پرنده ای به سرش لانه کرده بود؛ وقتی خدا شبیه به مادربزرگ ها، با باد برگ های مرا شانه کرده بود؛ هیزم شکن رسید و به جزچشمِ تر نداشت آن طاقتی که داشت پرنده، تبر نداشت در خون نشست چشم یکی از درخت ها وقتی نگاه کرد که دیگر کمر نداشت! می خواست آشیانه ی خود را عوض کند گنجشک زخم خورده، ولی بال و پر نداشت مرگ درخت را همه دیدند و رد شدند نعش پرنده را کسی از خاک بر نداشت تاریک بود بخت من و روزگارِ ما شب بود آنچنان که گمانم سحر نداشت... جای شکوفه دادن و سرسبز تر شدن، در گورِ دسته جمعیِ مان ریشه کن شدیم جنگل خلاصه شد به شبی چند کامیون قربانیِ حماقت هیزم شکن شدیم! شمیم زمانی-شیراز
  • آفرین یاسر جان ترانه زیبایی خوندم 8-> لایک 3 تقدیم شما @};- @};- =D> @};- @};-
    • امیر سینا هم که یار همیشگی من بوده و هست. مرسی از حضورت عزیز. هنوز از گریه بیدارم با این که عاشقم هستی هنوز از غصه لبریزم با این که دل بهم بستی تو هستی و پریشونم چقدر می‌ترسم از فردا همیشه پیش من هستی چقدر دورم از این رویا به من عشقت رو ثابت کن به این چشمای پژمرده گمونم تو هراس من دلم بازم ترک خورده هنوز از گریه بیدارم هنوزم به تو شک دارم یه کاری کن که آروم شم که مثل گریه بیدارم به این دیوونه ثابت کن که احساس تو پا برجاست بگو که مثل من خوبی با یه لبخند با احساس بگو آرامش خونه دیگه از هم نمی‌پاشه بگو دیگه نمی‌ذاری که این دیوونه تنها شه "یاحا کاشانی"
  • سلام آقای بهبهانی واقعا زیبا بدون تعارف مثل همیشه امیدوارم که همیشه شاد باشین =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
    • لایک دوم تقدیمتون
      • یاسر جان مثل همیشه قشنگ بود و پر از احساس من که خیلی دوس داشتم @};- @};- @};- @};- @};-
      • مرسی ناهید خانم. خوشحالم که دوس داشتید. وقتی همه از غصه می‌گفتن من خنده‌هاتو زندگی کردم یک لحظه این جا بودی و انگار یک عمر با تو زندگی کردم من مرد روزای پریشونم من مرد فرداهای بی‌رویام یه بیستون اندوهه رو دوشم فرهادم اما عاشق لیلام... حتی دروغش خوبه وقتی که می‌گی هوای خونه رو داری می‌گی شبایی که با هم قهریم تا صبح از دلشوره بیداری ممنون ازینکه با دروغاتم گاهی به احساسم کمک کردی ممنون ازینکه لحظه‌هایی از این زندگی رو مشترک کردی احساس من اما حقیقت داشت من خنده‌هاتو زندگی کردم یک لحظه اینجا بودی و انگار یک عمر با تو زندگی کردم.. "احسان رشیدی"
      • این شیوه جدید پاسخ دادنت هم خیلی قشنگه =D> =D> =D> @};- @};- @};-
      • ممنون از محبتتون نسترن خانم. امشب دوباره خواب دیدم ای کاش تعبیرش تو باشی چن وقته دنبالِ صدایی هستم که تصویرش تو باشی آیندَمونُ حفظ کردم حل می شدم توی گُذَشتَم از بس میونِ فال قهوه دنبالِ احساس تو گشتم بی وقفه ترسیدم از این عشق من خواب می دیدم که رفتی ترس از جدایی، از نبودِت انقدر ترسیدم.. که رفتی! حالم شبیه ِ هیچ کس نیست دستم برای گریه بازه عمق وجودم گیجه حالا باید بسوزه یا بسازه؟ چیزیو گم کردم که باید با هر نفس یادش بیفتم هر وقت سردم میشه یادِ آغوش مردادش بیفتم چیزیو گم کردم که حتی تو آرزوها جا نمیشه راهی ندارم جز تحمل شاید از امشب تا همیشه امشب دوباره خواب دیدم... "یلدا انگالی"
      • واقعا این ترانه هم زیبا بود ممنون از لطفتون امیدوارم که همیشه شاد باشین @};- @};- @};- @};- @};-
  • بعضی حرفا صریح گفتنشون مثل افتادن از بلندی هست یا دوتا بال در میاره تنم یا میفتم تو عمق چاه شکست @};- =D>
    • سلام آقای سرمدیان. مرسی از حضورتون. من از تنهاییام ترسی ندارم رفیقم با در و دیوار خونه رفیقم با یه ضبط درب و داغون که گهگاهی برام آواز می‌خونه! رفیقم با یه قاب عکس کهنه که توی رویاهاش هستی هنوزم رفیقم با یه شومینه که هر شب به یادت توی آتیشش می‌سوزم! هنوز عطرت تو رویاهام می‌پیچه هنوز گاهی با یادت مست می‌شم! تو عصرای پر از پاییز کوچه تو نیستی، با عصا هم دست می‌شم! با عکسات گاهی مهمونی می‌گیرم با قرصام روزگارم روبه‌راهه تو آینه غصه‌هامو می‌شمارم به جز موهام هر چی هس سیاهه! تو آینه غصه‌هامو می‌شمارم دیگه چیزی مث سابق جوون نیست... به جز عکست که همرامه همیشه کسی این روزا با من مهربون نیست دقیقن از همون روزی که رفتی یه بغض گیج و زخمی تو صدامه تو که از دست رفتی زندگیم رفت به سمت گپ زدن با روزنامه! تو که از دست رفتی زندگیم رفت به سمت گپ زدن با عطر شالت به سمت راه رفتن تو گذشته من و تو از جوونی‌مون گذشتم تا این سالارو با هم بگذرونیم تو اما زودتر از من پر کشیدی نشد تا آخرش با هم بمونیم! من از تنهاییام ترسی ندارم ولی این زندگی سخته قبول کن کسی که رفته خوبه حال و روزش کسی که مونده بدبخته قبول کن! "مهدی ایوبی"