"گاهی بحث و دعوا و غم عادیه"
پس وقتایی که فشار غمو
مداوم روی قلبت حس میکنی
پس هرزمان که تو بارون اشک
همه شکتو منعکس می کنی
می دونم که بازم هوا ابریه
ولی نور شادی دوباره میاد
هجوم شبو که می بینم میگم
اگه ماه نیومد ستاره میاد
میون من و تو اگه بحثی هس
مث رعد و برقی میاد و میره
یه رنگین کمونه پل بینمون
یه جا رنگ روشن یه جاهم تیره
نذار غصه ها تو دلت کهنه شه
بگو هرچی احساسه بیرون بریز
همه شادیامون تو بارون بوده
برو اشکو هم زیر بارون بریز
یقین تو با ارزشه واسه من
یه کم شک و تردیدتم عادیه
نمیشه همیشه بخندیم باهم
گاهی بحث و دعوا و غم عادیه
چرا جهان پُراز تو شد بدونِ تو
فصل بی صدا
حبس ابد
غلیظ مثل سه رنگ پَرِ ابابیلی
عشق