"خوشه ی گندم"

بهت وابسته م و وابستگی مو
از اول هم ازت پنهون نکردم
تو هر راهی که بی تو پا بذارم
محاله که به سمتت برنگردم

***********************
کسی جز من نمی تونه تو سینه ت
یه دنیا عشق پنهونو ببینه
منو از سردی لحنت نترسون
تو اخمت هم قشنگ و دلنشینه

************************
 سکوت و انزوا سودی نداره
واسه تنها شدن فرصت زیاده
نگو ترکت کنم این دست من نیس
تو رو خواستن خودش یه اعتیاده

************************
تظاهر کن که حسی بین ما نیس
تظاهر کن که قلبت عین سنگه
تو بازیگر نبودی و نمی شی
توو هر نقشی بری حست یه رنگه

*************************
کسی که باطنش عین فرشته س
توو صدها میلیون آدم گم نمیشه
 یه باغ میوه، حرف عشق باشه
حریف خوشه ی گندم نمیشه

۸۹۷
۹
۴

درباره‌ی یاسر بهبهانی

ما یه نسل همیشه سبزیمو/ عشقِ آزادی تو وجودمونه/ عشق؛ ترجیع هر ترانه ی ما/ عشق؛ مضمون هر سرودمونه اینستاگرام:yaserbehbahani/ همراه: 09339051995
عضویت

  • ترانه زیبا و با احساسی سرودید.
    فقط در بند پایانیتون متوجه کارکرد کلمه خوشه گندم نمیشم، فلسفه و دلیل خاصی داره؟ حالا چرا خوشه گندم؟!
    به روایت خاصی اشاره داره؟
    *موفق باشید*

    • سلام جناب شریفی عزیز.بله بند آخر با کلماتی مثل فرشته آدم باغ میوه گندم ذهن رو به داستان آدم و حوا میکشونه. به قول حافظ لسان الغیب :
      پدرم روضه ی رضوان به دو گندم بفروخت
      ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم !
      روایت مسلمانان خوردن گندم رو باعث خروج آدم از بهشت می دونه و در سایر ادیان سیب میوه ممنوعه معرفی شده.

  • سلام بر آقای بهبهانی عزیز

    تا اونجا که ترانه هاتون رو خوندم به نظرم میرسه که هم با وزن مؤانست دارین و هم روح صمیمانۀ ترانۀ عاشقانه رو به خوبی درک کردین. برای همین از خوندن ترانه هاتون لذت میبرم. نظراتی دارم که بخشی از اون به نگاه و سلائق شخصی بنده بر میگرده. بنابراین عذرخواهی میکنم اگه در بعضی موارد، تفاوتی وجود داشته باشه بین این نظرات و اونچه که در ترانۀ زیبا و خوش ریتم شما اومده:

    بهت وابسته م و وابستگی مو
    از اول هم ازت پنهون نکردم
    تو هر راهی که بی تو پا بذارم
    محاله که به سمتت برنگردم

    ترانه با بندی صمیمانه آغاز شده. فقط گمان میکنم اگه در مصرع چهارم به جای “که” از کلمۀ دیگه ای استفاده بشه، مناسبتره. یک دلیل اینه که اگه دقت بشه، این “که” مابین دو هجای کوتاه قرار گرفته و به این ترتیب سه هجای کوتاه پشت سر هم اومدن. این موضوع موجب میشه که اولین کلمۀ این مصرع (محاله) با کششی بیش از حد لازم ادا بشه. از طرفی هیچ کلمۀ دیگه ای به جز “محاله” گویای اون هیجانی که مورد نظر شاعر هست، نیست. نظر شخصیم اینه که در چنین مواردی حذف پاره ای از مصرع و جایگزین کردن اون با کلماتی که هیجان “محاله” رو بیشتر کنن، نه تنها از قدرت انتقال مفهوم کم نمیکنه بلکه میتونه تأثیری دوچندان داشته باشه. برای روشن شدن منظورم، جسارتاً این مصرع رو بازنویسی میکنم: «محاله برنگردم برنگردم»؛ حذف کردنِ عبارت “که به سمتت” لطمه ای به انتقال مفهوم مورد نظر به مخاطب وارد نمیکنه. چون مخاطب با توجه به فضای عاشقانۀ ترانه، میدونه که منظور شاعر از برگشتن، برگشتن به سمت همون معشوقه.

    ***********************
    کسی جز من نمی تونه تو سینه ت
    یه دنیا عشق پنهونو ببینه
    منو از سردی لحنت نترسون
    تو اخمت هم قشنگ و دلنشینه

    این بند هم به نظرم به همون سادگی و صمیمیت تداوم میده و مصرع آخرش اوج دلبستگی شاعر رو به معشوق میرسونه.

    ************************
    سکوت و انزوا سودی نداره
    واسه تنها شدن فرصت زیاده
    نگو ترکت کنم این دست من نیس
    تو رو خواستن خودش یه اعتیاده

    به نظرم این بند بخصوص در شروعش از شاعارنگی کمتری نسبت به مابقی بندها برخورداره. ضمناً به جای استفاده از “این” در مصرع سوم، میشه از “چون” استفاده کرد که بیان علت رو بهتر میرسونه: «نگو ترکت کنم چون دست من نیس»

    ************************
    تظاهر کن که حسی بین ما نیس
    تظاهر کن که قلبت عین سنگه
    تو بازیگر نبودی و نمی شی
    توو هر نقشی بری حست یه رنگه

    این بند زیباست. به دلیل اینکه با “تظاهر کن” فضای عاطفیِ مخفیِ پشت ماجرا رو به طرزی غیرمستقیم مورد تأکید قرار میده.

    *************************
    کسی که باطنش عین فرشته س
    توو صدها میلیون آدم گم نمیشه
    یه باغ میوه، حرف عشق باشه
    حریف خوشه ی گندم نمیشه

    به نظر میرسه که شاعر برای تمهید ضربۀ پایانی، طرحی مناسب داشته اما در اجرا این طرح چنانکه باید و شاید شکل نگرفته. برای اینکه خیلی توضیح ندم از جناب عالی اجازه میخوام دوباره جسارت کنم و این بند رو بازنویسی کنم. چون توضیحش در مثالی که عرض میکنم مستتره:

    کسی که باطنش عین فرشته س
    توو صدمیلیون خدا هم گم نمیشه
    تموم میوه های این زمینم
    حریف خوشۀ گندم نمیشه

    فقط این رو عرض بکنم وقتی در شعر و ترانه عددی رو برای بیان کثرت میاریم، معدودش هم باید به طرزی اغراق آمیز باشکوه باشه. این نظر شخصی بنده است که اگه صحبت از فرشته و آدم و بهشت و … میکنیم و در اون میون از عدد صدمیلیون هم استفاده میکنیم، هیچ کلمه ای جز «خدا» به عنوان معدود مناسب نیست.

    معمولاً از خوندن ترانمه هاتون لذت میبرم. امیدوارم زیاده گویی شخصی منو ببخشید.

    سرافراز باشید

    • سلام جناب نوری زاد. منت برسر حقیر گذاشتید و با نظرات ارزشمندتون ترانه بنده رو مورد نوازش نقد و نظرتون قرار دادید.ازتون سپاسگزارم و استدعا دارم به ترانه های دیگر بنده هم همین لطف و مهربانی رو نثار کنید. ارادتمند شما.

  • ترانه بسیار بسیار زیبایی بود .. فقط واژه تظاهر خیلی تکراری شده تو ترانه ها .. ولی ترانه بسیار خوبی خوندم .. موفق باشید

  • کسی که باطنش عین فرشته س
    توو صدها میلیون آدم گم نمیشه
    یه باغ میوه، حرف عشق باشه
    حریف خوشه ی گندم نمیشه
    می پسندم لایک

  • سلام وعرض ادب ترانه زیبا وبا احساسی بود لذت بردم