گل بارون

گل بارون ،چشم خمار ،شاخه های خشک و زخمی

روی دیوار ، عکس یه قلب ، وسطش یه تیر سمی

سایه های زخم زبـــــون،خیمه زدن رو قلب من

میوه های درخت غم، ستــــــــاره های شب من

رهگذری از پیشم میــــری، هر روز تنها می مونم

تکیه زدم به دیوار،نگات کنم، از دور برات بخونم

سختــــه بخدا،دوسش داری ،اما نتــونی بگی

حجب و حیا دیوار شدن،واسه ی این دلتنــگی

از بد قصه روزگار، قصه ی دلتنـگی شده

بره شدیم،آسمــون جنگل مـــــا گرگی شده

چوپان دشت بــــره،نیلبک غـــــــم می زنه

نی می زنه تا بره ها رو ، با غم آشنا کنه

توی جنگل های سردم،همه ی شاخه ها خشکن

زیر چشم همه ی خنده ها، قطره های اشکن

۳۳۹
۴

درباره‌ی حمزه عليزاده

از راستاي ايرانم ... پيچ عشق... دشت لرستان ... شهر باران ها ... هجوم رودها ... مسيرم را كلمات پاكم نوراني مي كنند ... منم ابر و هنوز هم سامانه ي عاشق hamzehalizadeh.persianblog.ir
عضویت