"با تو بودن" / "برگرد"/"عاشقانه با خدامون"

"با تو بودن"

همین که کنارت بیام و برم
واسه دلخوشی های من کافیه
تو مضمون شعرای ناب منی
ردیف غزل های خوش قافیه

همین که بشه زیر چشمی کمی
به طرز قدم های تو خیره شم
همین که بشه محو موهای تو
با اون رنگ زیتونی تیره شم

همین که بیای رد شی از راهرو
یه چن ثانیه عطرتو بو کنم
همین کافیه تا بشه غصه رو
از این قلب وامونده جارو کنم

من این صحنه های حضور تورو
میخوام لحظه لحظه تماشا کنم
یه موضوع بکری که باید تو رو
به سبکی جسورانه انشا کنم

به شوخی اشاراتی میشه رسوند
اگه لاله پیشت زبون دلم
یه ترفنده دیوونگی های من
واسه استتار جنون دلم

میدونم اگه رو شه دستم پیشت
می گیری همین شادیا رو ازم
مث مرگه واسم بگیری یه روز
ته سهم آزادیا رو ازم

یه گرمای مطبوعی تو بهمن و
یه نوری تو شب های بی اعتماد
یه عشقی که بی شهوت داشتنت
دلم "با تو بودن" رو تنها میخواد

"برگرد"

باور نمیشه کرد تو یک شب
این عشق پابرجا معلق شه
بازم تمام زندگیم باید
بازیچه ی چنتا دهن لق شه

بازم فضای خونه ای خوشبخت
یخ می زنه خاموش می مونه
بازم فقط یک خاطره رو تخت
از گرمی آغوش می مونه

باز این مترسکهای تو خونه
نزدیک میشن با یه داس تیز
تنهاییه شبهام پر میشه
با خوابی از کابوس ها لبریز

بازم صداتو می شنوم انگار
آغوش من بدجور بی تابه
قلبم یه کوه یخ زدس بی تو
سرماشو رو خورشید میتابه

من پاتو می بوسم که برگردی
باید غرورم بشکنه امشب
برگرد و عشقت رو نثارم کن
تا جون نداده همسرت از تب

"عاشقانه با خدامون"

یه وقتایی که آسمون تا زمین
میون تو وقلب من فاصله س
یه روزایی که خیلی حالم بده
دلم تنگ و تاریک و بی حوصله س

میای نازمو میکشی عشق من
انگار من فقط توی این شهرمو
می فهمم که تو از من عاشقتری
واست هیچ مهم نیس که بات قهرمو

من از شرم این مهربونی تو
سرم رو روپای تو میذارمو
تو شبهای پر برکت قدر تو
همه بغض تلخم رو میبارمو

دلم تو هیاهوی این زندگی
خودش رو به دستای تو میسپره
زمین بوی دستای تو میده و
همه لحظه هام از نفسهات پره

هنوز غافلم از نگاه تو و
هنوزم به دنبال اون گندمم
تو دریایی و من همون قطره که
بدون حضور تو سر در گمم

اگه دست تو چتر فردام بشه
تموم میشه این وحشت و دلهره
اگه لحظه ای غافل از من بشی
همه هستی من زمین میخوره

با سپاس از "مجید صادقی" عزیز که ترانه سوم کار مشترک من و ایشون هست.

۱٫۱ K
۸۱

درباره‌ی یاسر بهبهانی

ما یه نسل همیشه سبزیمو/ عشقِ آزادی تو وجودمونه/ عشق؛ ترجیع هر ترانه ی ما/ عشق؛ مضمون هر سرودمونه اینستاگرام:yaserbehbahani/ همراه: 09339051995
عضویت

  • اول برمیگردم @};-

  • مرسی ، بسیار زیبا بود. @};-

  • یاسر جان توو هر کدوم از ترانه هات این قسمت ها رو دوس داشتم

    همین که بیای رد شی از راهرو
    یه چن ثانیه عطرتو بو کنم
    همین کافیه تا بشه غصه رو
    از این قلب وامونده جارو کنم

    باز این مترسکهای تو خونه
    نزدیک میشن با یه داس تیز
    تنهاییه شبهام پر میشه
    با خوابی از کابوس ها لبریز

    هنوز غافلم از نگاه تو و
    هنوزم به دنبال اون گندمم
    تو دریایی و من همون قطره که
    بدون حضور تو سر در گمم

    هر سه تاش زیبا بود تبریک میگم

    لایک @};- @};-

    • به قلبم وعده دادم که / یه روزی لایقت میشم
      با اینکه عاشقت هستم / همش درگیرِ تشویشم
      مرسی سعید جان. به امید دیدن پیشرفت روز به روزت تو آکادمی @};- @};- @};- ایمیلتو برام بفرست. @};-

  • سلام آقای بهبهانی واقعا هر دو ترانه زیبا بود ترانه ی مشترکتون هم با آقای صادقی واقعا زیبا بود شما واقعا تو ترانه نویسی حرف ندارین امیدوارم که همیشه شاد باشین لایک 3 تقدیمتون =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • شاد که هست فقط بلدن اشک مارو دربیاره ;)) با ترانه های خوبشون

      • تو فک کنم آهنگ جینگیل برد جینگل برد رو هم گوش میدی اشک میریزی. من چکار کنم آخه. @};- @};- @};-

      • یه پیشنهاد اگه دیدی ترانه ات غمگینه توی عنوان بنویس( کوثر نخون) این بچه داره از دست میره [-(

      • هی ازدست رفتم
        از جفای روزگار
        از ترانه های زار :< :< :<

    • سلام نسترن خانم. مرسی از تعاریفتون. ولی واقعا فک نمی کردم مجید نوزده ساله انقد قشنگ ترانه رو تکمیل کنه. @};- @};- @};- @};- @};- گاهی وقتا کارای مشترک زیبایی کار رو دو برابر میکنه. @};-

      • بله آقاب بهبهانی همه پیشرفت کردن به غیر از من فکر نکنم دلتون بخواد یه ترانه ی مشترک با من بگین چون من به جای اینکه تکمیل ترانتونو زیبا کنم تازه خرابش هم می کنم
        جالبه نمی دونستم آقای صادقی 19 سالشونه فکر می کردم بزرگتر باشن @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • عجیبه همین دو سه روز پیش ترانه مشترک با هم گفتیم. نکنه میخواید به اسم خودتون تنها منتشرش کنید. ;)) ابری شم رو یادتون رفت؟ @};- @};- @};-

      • سلام جناب آقای بهبهانی نه اونه که به اسم خودم می ذارم فکر کردین می ذارم شعر های نابی که گفتم به اسم شما ثبت بشه :-)) :-)) :-)) :-)) :-))
        اما یه ترانه ی نیمه تموم می نویسم الان شما تکمیلش کنید به عنوان ترانه مشترک زحمت بکشین بذارین تو سایت اما مثل من قشنگ بگید تا اسم منو خراب نکنید با شعراتون

        اتـــــــل متــل توتولــــــه
        یاسـر پای جوابـــــــــــه
        کامنتا رو می خونـــــــه
        کاراش حساب کتابــــــه

        اتل متل باید گفــــــــــت:
        یاسرمون چه خوبــــــــه
        همه باهاش رفیقـــــــــن
        اینجا خیلی محبوبـــــــه

        اتل متل بدونیــــــــــــــــــد
        یاسر خیلی نجیــــــــــــبه
        هیچکی ازش دلخور نیست
        برام خیلــی عجیبــــــــــــه

        تو سایت اینجـــــــــا بازم
        شعر میگــــــه دسته دسته
        نمی دونم چه جــــــــوری
        اصلا نمیشه خستـــــــــــه
        لطفا وقتی این ترانه رو تکمیل کردین تا به من نشون ندادین تو سایت نذارین بهم نشون بدین :-)) :-)) :-)) :-)) :-)) یادتون باشه ها حتما نشون بدین

      • افرین نسترن بانو عجب وصفی گفتی
        دقیقا ویژگی اقا یاسر :-)) :-)) :-))
        این بندو از طرف من بزارین
        اتل متل توتوله
        یاسر خیلی زرنگه
        دست مارو میبنده
        خودشیر یا پلنگه؟؟؟ :-)) :-))

      • مغزم هنگ کرده نمی دونم چه جوابی باید بدم 8-> مرسی از ترانه تون. @};- @};- @};- @};-

  • بسیار بسیار زیبا بود آقای بهبهانی =D>
    لایک چهارم

    • وقتی نیستی من همیشه سر راه تو میشینم
      خیره می مونم به جاده تا نگاهتو ببینم @};- @};- @};-
      ممنون از حضورت امیر جان. ورودتو به آکادمی تبریک میگم. @};- @};- @};-

  • من این صحنه های حضور تورو
    میخوام لحظه لحظه تماشا کنم
    یه موضوع بکری که باید تو رو
    به سبکی جسورانه انشا کنم

    به شوخی اشاراتی میشه رسوند
    اگه لاله پیشت زبون دلم
    یه ترفنده دیوونگی های من
    واسه استتار جنون دلم

    @};- @};- @};-
    آقا یاســــر عزیز باز هر هم 3 تا ترانه بی نظیر بود :-x
    @};- :-x

    • مرسی مهشاد خانم. شما هم که ماشالا دیگه رو اوزان عروضی ترانه میگید. منتظر ترانه جدیدتون هستیم. @};- @};- @};- کوثر یاد بگیر. ;))

      • مررسی آقا یاســـر همش به لطف استاد خوبیه که دارم @};- :-x

      • من هم رو اوزان عروضی خواهم گفت
        اسسسسسسسسسسسسسستاد :-x :-x @};- @};-

  • آخه من چی بگم عمووووو همش قشنگ بود .خیلی پخته تر و زیباتر از قبل مینویسی.واقعان خوندن اون ترانه ها متحولت کرده؟؟؟؟
    من این صحنه های حضور تورو
    میخوام لحظه لحظه تماشا کنم
    یه موضوع بکری که باید تو رو
    به سبکی جسورانه انشا کنم =D> =D> =D>

    من پاتو می بوسم که برگردی
    باید غرورم بشکنه امشب
    برگرد و عشقت رو نثارم کن
    تا جون نداده همسرت از تب =D> =D> =D>

    هنوز غافلم از نگاه تو و
    هنوزم به دنبال اون گندمم
    تو دریایی و من همون قطره که
    بدون حضور تو سر در گمم =D> =D> =D>
    @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • ناهید کدوم ترانه ها؟؟؟ :-/
      بگو برم بوخونمشون ;))

    • مرسی ناهید خاله. راستش تمام چیزایی که یاد گرفتیم درباره ترانه از همین سایت بود. این سایت خیلی عمیقه. شما وقتی میرید ترانه های دو سه سال پیش ترانه سراهای قدر اون موقع سایت رو میخونید و بعد می بینید کامنتای زیرشون و نقدهایی که میشد چقدر جدی تر و علمی تر از کامنتای امروز ماست تشویق میشید صدها ترانه اون موقع رو بخونید و نقدهاشونو کلمه به کلمه مطالعه کنید و غیر ممکنه پیشرفت نکنید. خانم دیانا ادریس زاده رو از اولین کارشون تو آکادمی دنبال کنید یعنی همون موقعی که هنوز ترانه هاشون پر از ایراد و ضعف بود و روحیه نقد پذیریشون کم تا موقعی که یه پدیده شدن بین ترانه سراها. یا تیام کارگر عرب که اون موقع تو اولین ترانه ها حرفی برای گفتن نداشت و کم کم ترانه هاش به چه اوجی رسیدن. مطالعه کارهای اون نسل درخشان آکادمی خوب خیلی تاثیر داره رو ما. شما هر جا زیر ترانه هر ترانه سرایی کامنتی از مهیا غلامی دیدید از دستش ندید چون مسلما نکته ای توش هست که ارزش خوندن و یاد گرفتن رو داره. مگه میشه آدم شش ماه تو آکادمی بیاد و بره و هنوز همه ترانه های الهه صادقی رو نخونده باشه و ادعا کنه که من به ترانه علاقه دارم. این سایت خیلی عمیقه خاله. خیلی. @};- @};- @};- @};-

      • باهات موافقم منم از اون اول که اومدم کمابیش ترانه های بچه های قدیمی تر و می خونم نمیدونم چرا الان خیلی کم کار شدن و گهگاهی میان میگن دیگه میخوایم برگردیم و بیتون باشیم ولی بازم غیبشون میزنه و کاش تعداد بچه هایی که نقد میکنن بیشتر بود و بیشتر وقت میذاشتن.البته بندگان خدا بعضی وقتا در مقابل نقدای زیبا و وقتی که صرف کردن جوابایی رو دریافت میکنن که از کرده شون پشیمون میشن .
        به نظرم کسایی که برای دل خودشون شعر میگن و دوس ندارن نقد بشن توی پروفایلشون بنویسن لطفان نقد نکتید تا نه وقت یه عده رو بگیرن نه به خاطر نقدا ناراحت بشن @};- @};- @};-

  • یاسر جان سلام
    با اینکه عادت دارم پای ترانه ها فقط برای نقد بیام.. پای این ترانه های زیبا ترجیح میدم به احترام این همه زیبایی سکوت کنم و فقط از خوندنشون لذت ببرم.. شما ترانه سرای توانایی هستین..ترانه ی اول و سوم شما خیلی خوش وزن هستن… میشه گفت یه وزنِ سه هجایی به صورت(فَعولُن، فَعولُن، فَعولُن، فَعَل)… درست هموزنِ ترانه ی “عشق احساسه” اگه اشتباه نکنم از فرید احمدی که بنیامین خونده.. ترانه هاتونو دنبال میکنم… موفق و شاد باشیـــد!
    پسندیدم ۵
    @};-

    • سلام عقیل جان. ممنون از حضورت. یه نکته ظریف که کمتر کسی بهش توجه میکنه اینه که بچه هایی که نقد میکنن ترانه ها رو چندین و چند بار ترانه مون رو میخونن. دقت میکنن. بالا و پایینش میکنن و روش فکر میکنن. خوب همین خیلی ارزشش بیشره برای ترانه سرا تا کار کسایی که یه بار ترانه رو سریع میخونن و لایک می زنن و رد میشن. از طرفی منتقد با نقد هر ترانه ریسک میکنه و مباحثی رو مطرح می کنه که ممکنه با عکس العمل منفی ترانه سرا روبرو بشه و محبوبیت خودش رو ممکنه کم کنه. فقط بخاطر اینکه دلسوزی بیشتری داره و دانشش رو دوست داره به دیگران هم انتقال بده. یعنی یه کار فداکارانه. مادرانه. پیامبرانه. این آکادمی به وجود منتقدای دانایی مثل شما و عماد و حسین وسمیرا خانم و مهیا خانم و ….. خیلی نیاز داره و باید قدرتون رو دونست.
      ترانه های فرید احمدی رو زیاد دوست ندارم. بیشتر توی اجرا خودشونو نشون میدن تا رو کاغذ. من عاشق ترانه هایی هستم که بدون اجرا هم میشه ازشون لذت برد. از طرفی دوست دارم تو کارها شفافیت معنا موج بزنه و بدون نیاز به تشبیهات زیاد از حد شاعرانه و غیر قابل لمس منظورمو واضح برسونم. مصداقش این بند هست:
      به شوخی اشاراتی میشه رسوند
      اگه لاله پیشت زبون دلم
      یه ترفنده دیوونگی های من
      واسه استتار جنون دلم
      بیشتر معنا و باطن بند و رسا بودن منظور برام مهمه تا ظاهرش.
      بهر حال موضوعات خوبی تو این سه ترانه برای نقد هست که میشه درموردشون بحث و تبادل نظر کرد و اطلاعات ادبی خودمون رو افزایش بدیم. خوشحال میشم تو ترانه های بعدیم سکوت و لذت بردن رو با نقدهای بی رحمانه بعدش همراه کنی. پای ترانه های من منتقدین در امنیت و احترام کامل بسر میبرن و هیچ نگرانی نباید داشته باشن حتا اگه بعضی نقدهاشون نادرست باشه. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

      • یاسر جان! دوست عزیزم
        از برخورد گرم و صمیمی تون ممنونم.. کاملا باهاتون موافقم.. یادمه تقریباً ده سالِ پیش دفترِ اشعارمو برایِ چاپ به یکی از اساتید نشون دادم و با برخوردِ سرد و انتقاد از شعرام مواجه شدم، به شدت سرخورده و عصبی بودم و این برخورد رو پای حسودیشون میذاشتم.. الان که همون دفترِ شعرامو نگاه میکنم.. از بعضی شعرام خنده م میگیره.. شاید چند سالِ دیگه به ترانه های امروزم خندیدم.. ممکنه بعضیامون کمی بیشتر بدونن.. ولی هیچکدوم از ما همه چی رو نمی دونیم.. خیلی خوب میشه اگه همه ی دوستان اطلاعاتشون رو به اشتراک بذارن تا یاد بگیریم.. موفق باشید! @};- @};- @};-

  • آفرین به تو یاسر عزیز لایک 5 تقدیمت @};- @};- =D> @};- @};-

  • درود بر یاسرعزیز
    با اینکه با گذاشتن چن تا کار در یک پست موافق نیستم
    اما بازم بهت تبریک میگم بابت این زبان روان و احساس زیبایی که توی ترانه هات موج میزنه
    لایک @};-

    • درود آقای مقدم. راستش اگه یه روز خانم غفوریان یا ایمان جمشید پور ده تا ترانه با هم بذارن تو سایت من بدون هیچ خستگی هر کدوم رو ده بار میخونم. یعنی صد بار لذت میبرم تا خوب خوب ارضا شم. چون ترانه ای که قوی باشه آدم از خوندنش خسته نمیشه. حالا یا ترانه های من به اندازه کافی قوی نیستن یا حوصله ترانه خوان های ما کم شده. ولی به هر حال قرار شده طبق نظر دوستان هر بار یه ترانه بیشتر نذارم تو سایت. @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام یاسر جان
    بی مقدمه بگم ، دیگه این کار رو نکن …
    سه تا کار تو یه ارسال ذهن من مخاطب رو خسته می کنه و نمی ذاره روشون تمرکز کنم
    یه جوری انگار هر کدوم از شعرات یه مانعی هست که نمی ذاره اون یکی کارت رو درک کنم
    شاید هم ایراد از درک من باشه البته :-)

    کار اولت رو بیشتر پسندیدم
    تو ترانه اول:
    توی 5 بند میانی از ردیف استفاده کردی ، این حرفی که می خوام بزنم ایراد نیست و صرفا سلیقه است
    به نظرم اگه ردیف کمتر استفاده کنی و قافیه هات محکم و قوی باشه کارت تاثیرش بیشتره ،

    مثلا تو بند زیر

    میدونم اگه رو شه دستم پیشت
    می گیری همین شادیا رو ازم
    مث مرگه واسم بگیری یه روز
    ته سهم آزادیا رو ازم

    به نظرت این «ازم» ردیف محکمی می تونه باشه؟ (با توجه به این که نقش متمم داره
    خودم سعی می کنم فعل ها رو به عنوان ردیف استفاده کنم چون اصلا ردیف تو شعر فارسی این طوری
    به وجود اومده . ساختار زبان فارسی به نحوی هست که تو استفاده از فعل ها می تونم
    ناخودآگاه ردیف ها رو ببینیم ، چون افعال تو فارسی آخرشون شناسه دارن مثل: دیده ام ، دیده است
    و این طوری ردیف تو شعر فارسی وارد شده)

    (این هم استفاده از ردیف تو بریده ای از یه غزل :
    تا نباشد مرگ در من زندگانی می کند
    چون دم احیاگرش ، هر دم مسیحایی که نیست
    در خیالش دفتر دوران من تکمیل شد
    شاید از خاطر رود تا صبح فردایی که نیست)

    البته باز هم بحث سلیقه است و شما ندید بگیر

    تو ترانه سوم :

    میای نازمو میکشی عشق من
    انگار من فقط توی این شهرمو (این مصرع اولش سکته داره با توجه به وزن ترانه: فعولن فعولن فعولن فعل)
    می فهمم که تو از من عاشقتری
    واست هیچ مهم نیس که بات قهرمو

    من از شرم این مهربونی تو
    سرم رو روپای تو میذارمو
    تو شبهای پر برکت قدر تو
    همه بغض تلخم رو میبارمو

    با این «و» آخر مصرع ها ارتباط نمی گیرم ، به نظرم اگه قراره استفاده بشه باید جایی باشه که بجاست
    و نباید به نظر بیاد که فقط برای پر کردن وزن اومده

    پرگوییم رو ببخش یاسر جان
    موفق باشی عزیزم
    @};- @};- @};-

    • سلام حسین جان. بی مقدمه میگم چشم. یکی یکی یکی میذارم از هفته بعد.
      نقد خوبی بود عزیزم. فقط تو نقدتون یه سری اشتباهات از قلم افتاده بود که منتقد توانای آکادمی خانم غلامی اشاره کردن و اینجا براتون کپی می کنم:
      “باز این مترسکهای تو خونه…مثلا اینجا تو خونه کمکی به زیبایی و مفهوم نکرده و با حذفش هیچی عوض نمیشه …پس چیزی رو صفت مترسک بذار که ملموستر و تاثیرگذارتر باشه..
      قلبم یه کوه یخ زدس بی تو
      سرماشو رو خورشید میتابه… اینجا چند تا تصویر اشتباه داریم…سرما نمی تابه … کوه سرما رو نمی تابه شاید می پاشه بهتر باشه…و اینکه سرماشو می تابه از نظر دستوری درست نیست…سرماش می تابه …می تابه فعل لازمه و نیازی به مفعول نداره…مهتاب می تابه … خورشید می تابه…و اگه خواستی مفعول بهش بدی باید فعل رو متعدی کنی…مهتاب نورش را به جنگل زمستان زده می تاباند.”
      خوشحال میشم از حضور پر برکت و نقدهای عالمانه ت پای تمامی ترانه های آینده م جناب میرزایی. @};- @};- @};-

      • درست میگی یاسرجان
        نکات درست و ریز و بسیار سازنده ای رو بهش اشاره کردن که خیلی وقتا از دید خیلی ها (مثل من) جا می مونه
        ممنون از روحیه نقدپذیرت
        با آرزوی موفقیتت عزیزم
        @};- @};- @};-

  • راستی یادم رفت
    وزن کار آخرت هم وزن شاهنامه است ، به نظرم با توجه به مضمون کارت ، انتخاب وزنت عالی بوده
    یه وزن حماسی ، نه؟
    ممنون

    • آقا یاسر تورو خدا هر دفعه یه ترانه بذار منکه اینجوری وقت نمی کنم شعرهارو با دل سیر بخونم علت اینم که دیر کامنت
      می ذارم همینه خلاصه آدم باید سر فرصت شعرهارو بخونه وبفهمه مثلا تو شعر قبلیت پدرم در اومد تا متوجه شدم
      منظورت از چشمهای پلنگ سبز چیه راستشو بخوای خودم نفهمیدم متین گفت منظورت پتو بوده یه جور ترانه بگو
      عوام بفهمن
      ترانه های این دفعه هم طبق معمول قشنگ و دلنشین بود بازم باید سر فرصت بخونم آفرین @};- @};- @};-

      • منم با ناهید جان موافقم منم تا ترانه ها رو خوندم خسته شدم چون می خواستم بعد از خوندن ترانه ها کامنت بذارم

      • ای متین ناقلا. به مامانت گفتی که تو کامنتا دیدی توضیح منو راجع به پلنگ سبز یا حل معما رو به اسم خودت ثبت کردی؟ ;)) شما دیگه چرا این حرفو میزنید ناهید خانم. ما که هر وقت میایم خونتون شما سه چهار مدل غذا درست می کنید برامون. ما هم باید شاکی بشیم که الان دل درد میگیریم و چرا انقد غذا گذاشتید جلومون؟ خوب سه تا ترانه گذاشتم روزی یکشونو بخونید که خسته نشید. آها یادم به آقای مقدمو نسترن خانمو آقای میرزایی و …… بابا باشه تسلیم. دیگه بیشتر از یکی نمیذارم. @};- @};- @};-

    • آره عزیز وزن شاهنامه هست. به نام خداوند جان و خرد. کزین برتر اندیشه بر نگذرد. @};- @};- @};- @};- @};-

  • هرسه ترانه زیبا بودند.
    ترانه اول از همه بیشتر
    @};- :-)

    • مرسی آقای شریفی. ترانه اول بیشتر روش کار شده بود. ترانه دوم و سوم تازه به دنیا اومده بودن و هنوز ویرایش زیادی نشده بودن. ممنون از حضورتون. @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام یاسر جان.
    ترانه ی سوم رو پسندیدم(لایک)
    البته اون دوتا ترانه هن زیبا سروده شدند.
    اما یه پیشنهاد:
    حقیقتآ ترانه ی قبلیتونو که با عنوان”خودمونی با خدا”
    خوندم خیلی ناراحت شدم.بنظر من اون ترانه شبیه کفرنامه بود.
    در اینکه شما در ترانه سرایی مهارت بالایی دارین شکی نیست.
    اینو از خوندن کاراتون میشه فهمید و بنظر من وبدون اقراق یکی از خوبای آکادمی هستین.
    به نظر من مناسب نیست که این توانایی و موهبت الهی رو در هر مورد و موضوعی بکار برد.
    جسارت ما رو ببخش دوست عزیز.
    موفق باشی

    • سلام فرزاد جان. فکر میکردم اون ترانه با عقاید دوستان مذهبیمون همخون نباشه. ولی خوب من اونکار رو دوس دارم چون تفکر فلسفی و فرادینی پشتش هست و این که با تفاسیر رسمی دینی سازگار نیست به نظر من ضعفی برای اون ترانه نیست. ولی به هرحال خوشحالم که این ترانه عاشقانه با خدا رو پسندیدید و دوس داشتید. @};- @};- @};- @};-

  • سلام ياسر جان
    ترانه اول و دومت فوق العاده زيبا بود مخصوصا كار اول رو بي نهايت دوست داشتم من كارا رو خيلي كم كپي مي كنم اما كار اولت من رو مجبور به كپي كردن كرد به نظر من بهترين كاري بود كه ازت خوندم عالي عالي عالي و
    لللللللللللللللللللللللاااااااااااااااااااااااااااييييييييييييييييييييييييككككككككككككككككككككككككك

  • سلام یاسرجان کار خوبی رو خوندم دست مریزاد و لایک @};-

  • درود بیکران و عذر خواهی بخاطر تاخیر…
    هر سه ترانه زیبا و خوب و شیوا…نظرم رو درمورد ترانه اول گفته ام قبلا… و ترانه سوم هم کمی ویرایش میخواد که چند جا بخاطر وزن پرکنی بعضی کلمه ها گنجانده شدن..و اما دومین ترانت خیلی قشنگ بود یا شاید برای من قشنگ بود چون پرداختش بهتر و زبانش منسجمتر و روایتت ملموستر و احساسی تر بود…
    بازم فقط یک خاطره رو تخت
    از گرمی آغوش می مونه…آفرین این قسمت خیلی قشنگ بود و اونجا که گفتی زمین بوی دستای تو رو میده هم خیلی زیبا بود
    به هر دوعزیز خسته نباشید میگم بابت احساس مشترک زیبای ترانه آخر…اما این نوع نگاه به معبود تکراریه و شما که با فلسفه اینقدر میونه ات خوبه و عرفان رو خوب درک میکنی زاویه دیدت باید متفاوت تر از دیگران باشه و همچنین نوع بیان و توصیفت از معبود…و به توصیف های ساده پیش پا افتاده قانع نشی…البته خب میشه حدس زد کدوم بند ترانه سوم مال شما و کدوم مال مجید عزیزه…اما درکل عرض کردم قبلا هم گفته بودم که با توانایی فوق العاده که در پردازش ترانه دارید و میتونید نوع نگاه و نوع بیانتون متفاوت باشه من انتظارم از شما بیشتر ازینه آقای بهبهانی گرامی…
    در هرصورت هر سه ترانه رو دوست داشتم …
    موفق و پایدار باشید

    • سخت ترین و محال ترین کار دنیا واسه من اینه که ببینم شما پای ترانه م حضور دارید و خوشحال نشم و لبخند رضایت رو لبام نشینه. عجیب جذبه ای هست بین ترانه سراها و منتقدای قوی بخصوص اگه خودشونم ترانه سرا باشن و حرف و حس ترانه سراها رو بفهمن. بد عادت شدم و اگه یه ترانه بذارم که شما نخونید و نظر ندید انقدر پیام براتون میفرستم که کلافه بشید و بیاید. در مورد ترانه سوم کاش یه ترانه برام مثال می زدید از نوع نگاه متفاوت به عشق خدا که بهتر متوجه منظورتون بشم. خوشحالم که از سه ترانه خوشتون اومده. این از هوش سرشارتون هست که میتونید حدس بزنید کدوم بندها رو من گفتم و کدوما رو مجید. من که خودم نمیتونم حدس بزنم. ;))
      یه کبوتر سفید تو ترانه بعدیم انتظارتونو میکشه که بهش سر بزنید و نقدش کنید. چشم انتظارش نذارید این هفته. :-x :-x :-x :-x @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :-x :-x :-x :-x :-x

  • درود جناب بهبهانی
    ترانه های زیبایی از شما خوندم =D> =D> =D>
    بابت ترانه ی آخر هم به شما و جناب صادقی تبریک میگم @};- @};- @};-
    این ترانه ها باید سه لایک میخورد … ولی خب دیگه من بی تقصیریم … لایک 12 تقدیم شما @};- @};- @};-

  • ترانه اول ینی “با تو بودن” خیلی زیبا شروع شد

    همین که کنارت بیام و برم
    واسه دلخوشی های من کافیه
    تو مضمون شعرای ناب منی
    ردیف غزل های خوش قافیه

    =D> =D> =D>

    ترانه دومم خیلی زیبا شروع شد با موضوع جالب و متفاوتش،این روزا این اتفاق توو خیلی از رابطه ها میوفته که متاسفانه اتفاق قشنگیم نیست
    باور نمیشه کرد تو یک شب
    این عشق پابرجا معلق شه
    بازم تمام زندگیم باید
    بازیچه ی چنتا دهن لق شه
    @};- @};- @};-

    احساس زیبای ترانه آخر رو میشه کاملا حس کرد ، به حس زیبای شما و مجید صادقی عزیز هم تبریک میگم @};- @};- @};-

    کاره زیبایی بود =D> =D> =D>

    لایک بعدی تقدیم به هرسه تا ترانه دلنشینت @};-

  • خیلی عالی بودن

    درود بر شما =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>

  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • :-) =D> =D> @};- @};-

  • سلام طولانی بود از هر کدوم یه بیت خوندم
    پسندیدم ۱۴

  • سلام
    هرسه کار زیبان موفق باشین @};- @};-

  • سلام.مثل همیشه حرفای تازه و زیبایی ازت خوندم @};- @};- @};-
    در مورد ترانه اول”باتو بودن” وقتی اولِ سه تا بیت میگی همین که…همین که…
    ودر انتهای هر بند من منتظرم که بعد سه بند مقدمه چینی وفضا سازی حرف اصلیتو بگی انتظار دارم یه چیزی بشنوم که یه مثل یه ضربه شوکم کنه.چیزی جالب تر از(همین کافیه تا بشه غصه رو***از این قلب وامونده جارو کنم)مثل اینه که برای پریدن خیلی عقب گرد کنم ولی نیم متر بپرم.اینقدر ترانه هات خوبن و انظارم بالا رفته که اینو گفتم وگرنه در جایگاهی نیستم که بخوام از ترانه های شما ایراد بگیرم.
    قبول داری که نقد سه ترانه هم زمان کار بسیار سختیه؟
    به نظر من وقتی ترانه ها باهم منتشر میشن مثل اینه که همزمان چند عطرُ بو کنی دیگه نمیتونی نظر درستی در مورد اینکه کدوم خوش بو تره داد.حد اقل من اینطوریم.

    • سلام محسن جان. شما مهمون منید تو این صفحه و من سه غذای مختلف براتون تدارک دیدم. میتونید هر روز بیاید و یکی از غذاها رو میل کنید. اینجوری دیر بروز رسانی شدن ترانه ها کمتر آدمو عصبی میکنه.
      در مورد نقدتون هم فکر میکنم کل تاکید این ترانه به همین قسمته که کنارت بودن واسه من مهم ترین چیز دنیاس و با توجه به اینکه تو همون بند اول حرفش رو کامل زده دیگه نیازی به انتظار کشیدن خواننده نیست. “همین که” های بعدی فقط بهانه هایی میشن برای وصف زیبایی های معشوق اونم با جزییات. بند آخر هم تو تکمیل کل ترانه میگه اصلا برام مهم نیس نداشته باشمت. با تو بودن هست که مهمه. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- در جایگاهی و این حرفا رو هم نزنید. اینجا همه در جایگاه مساوی هستن. :-x

  • خوش قافیه بودنی که توی بند اول بهش اشاره شده ،‌واقعا توی ترانه ی زیباتون حس میشه
    قافیه های خیلی خوبی دیدم
    خوب هم نشست
    هرچند به احساس من ، بند آخر ترانه ی اول ، زیاد دلنشین نبود
    برای من البته
    لذت بردم
    مرسی @};-

    • سلام هادی جان. ممنون از حضورت. والا همه حرف ترانه تو بند اول و آخرشه و بقیش شرح همون ماجرا. حتما عشق ممنوعه ای بوده که شاعر نه جرات ابرازشو به معشوق داشته و نه جرات فکر کردن به تملک او رو. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-

  • سلام ..بسیارهم زیبا و پراحساس و عالی ..همینطور ترانه ی سو م.. که با جناب صادقی عزیز کار کردید . =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- =D>

  • سلام عالی بود.احسنت
    تو مضمون شعرای ناب منی
    ردیف غزل های خوش قافیه

    همین که بشه زیر چشمی کمی
    به طرز قدم های تو خیره شم
    همین که بشه محو موهای تو
    با اون رنگ زیتونی تیره شم

  • سلام .
    ” اگه دست تو چتر فردام بشه
    تموم میشه این وحشت و دلهره
    اگه لحظه ای غافل از من بشی
    همه هستی من زمین میخوره ”
    زیبا و دوست داشتنی … =D>
    احساس ترانه های شما رو همیشه دوست دارم @};-
    موفق باشی

  • سلام وخسته نباشید خدمت دوستان آکادمی گلم.. این شعر (یعنی میشه)شاعرش یه دختری هست بنام ساناز که دوسال پیش شعروبرای این آقاسرودن وتودفترشون نوشتن که الآن شعروبرداشتن وکپی برداری کردن واین حسین سلیمانی شعروبنام خودش زده وشعروتوآکادمی پخش کرده.این آقااصلانه ترانه سراونه خواننده هستن وادعای ترانه سرایشم میشه .دوستان هوای ترانه هاتون رو داشته باشیدکه این آقاکپی برداری نکنه وبزنه بنام خودش. حتماپیگیری کنید.یادتون نره .. باتشکر