"مشق جمله سازی"

به حدی رنگ عوض کردی
که باور کردنش سخته
کی بود دم میزد از احساس؟
میگف با من چه خوشبخته

کی بود میگف بدون من
 یه روز آروم نمیگیره
حالا راحت بهم میگی
 دلت از عشق من سیره

بازم بنداز تقصیر خودت رو گردن تقدیر
چیزی جز گریه پیدا نیس تو قاب آخرین تصویر
من و تو هر کجا باشیم ته این قصه بن بسته
بریز عشقت رو تو قلبی که انقد سخت نشکسته

تبر بردار و از ریشه
بزن قید همه چیزو
جهنم کن برای من
شبای سرد پاییزو

بزن از ریشه عشقم رو
که من مردونه ایستادم
میفتم روی خاک اما
می فهمم دل به کی دادم

میفهمم که از اول هم
همه حرفات بازی بود
تموم عاشقانه هات
یه مشق جمله سازی بود

بازم بنداز تقصیر خودت رو گردن تقدیر
چیزی جز گریه پیدا نیس تو قاب آخرین تصویر
من و تو هر کجا باشیم ته این قصه بن بسته
بریز عشقت رو تو قلبی که انقد سخت نشکسته

۷۳۴
۲۶
۴

درباره‌ی یاسر بهبهانی

ما یه نسل همیشه سبزیمو/ عشقِ آزادی تو وجودمونه/ عشق؛ ترجیع هر ترانه ی ما/ عشق؛ مضمون هر سرودمونه اینستاگرام:yaserbehbahani/ همراه: 09339051995
عضویت

  • سلام بسیار بسیار زیبا و دلخواه و چقدر اسم با مسمایی به به ! آفرین
    خیلی خوشحالم که در جوارتون هستیم و لذت میبریم از گفتار شیرینتون
    امیدوارم جزو ترانه سراهایی باشید که تمایل دارند به اینکه کارهاشون اتود بخوره برای بانک اتود ترانه ها برای پیشنهاد ِ واگذاری

    در هر حال ممنون و لایک

    • سلام خانم ربانی عزیز. شرمنده میکنید با تعاریفتون که فراتر از استحقاق کارهام هستن.ممنون از محبتتون.قطعن خوشحال میشم از اتود خوردن کارهام.من تمام ترانه هایی که گفتم رو تو همین آکادمی ثبت کردم و کاری نبوده که در سایت دیگه ای ثبت شده باشه و تو آکادمی نباشه. حقی که آکادمی گردن ما داشته فراموش نشدنیه. ممنون از همه دوستان عزیزی که زحمت میکشن برای اداره این سایت مفید.

  • میفهمم که از اول هم
    همه حرفات بازی بود
    تموم عاشقانه هات
    یه مشق جمله سازی بود بسیار زیبا و دلنشین

  • سلام بر جناب بهبهانی عزیز

    از اونجا قلم تون رو بسیار مستعد میدونم در همین چند روزی که فعال شدم، تلاش کردم ترانه هاتون رو بخونم. در ترانۀ قبلی اشاره کردید که در کارهای اخیرتون بنا رو بیشتر گذاشتین بر روایت تا تکنیکهای ادبی دیگه. گمان میکنم لازمۀ چنین رویکردی در شعر و ترانه، استفادۀ حداکثری از عواطف و هیجاناته. چرا عواطف و هیجانات؟ به دلیل اینکه ترانه هم مثل هرنوع ادبی دیگه ای قراره چیزی رو به مخاطب القاء کنه که حال مخاطب رو دگرگون بکنه.

    البته باید این نکته رو در نظر گرفت که ترانه بخشی از پکیج و بسته ایه که بخش اصلی دیگر اون، آهنگه و بخشی دیگه صدای خواننده س. بنابراین بعید نیست که این ترانه در شکل موسیقایی نهایی خودش جاذبه های بیستری داشته باشه. مثلاً ترانۀ “جز تو” به خوانندگی محمد علیزاده هیچ جنبۀ تکنیکی ادبی نداره مگر حالت عاطفی عاشقانه ای که موجب میشه بسیاری از مردم از اون خوششون بیاد. بخصوص که با چنین جمله ای آغاز میشه: «جز تو/ کی میتونه عزیز من باشه؟!» همۀ بار ادبی این ترانه محول شده به بار عاطفیش. شخصاً برداشتم اینه که علاوه بر صدا و موزیک، حس عاشقانۀ اغراق شدۀ این ترانه است که شنوندگانش رو جذب میکنه؛ حس عاشقانه ای که در همۀ طول تاریخ برای بسیاری از مردم جذاب بوده و همچنان هست. باید یادآوری کنم که مضمون “جز تو” با مضمون ترانۀ شما کاملاً متفاوته. در اونجا عاشق مطلقاً معشوق رو کامل می بینه؛ اما در این ترانه، مخاطب اصلی شاعر، دائماً رنگ عوض میکنه.

    با این مقدمۀ نسبتا طولانی میخوام عرض کنم ترانه ای مثل “مشق جمله سازی” نیازمندِ تزریق هیجانی بیش از اون چیزی است که در حال حاضر ازش برخورداره. پیشنهادم اینه که برای تأثیرگذاری بیشتر از ایماژ و تصویرسازی ادبی هم استفاده کنید اما نه اونچنان که روایتِ مد نظرتون رو تحت سیطرۀ خودش قرار بده.

    استفاده از اصطلاحاتی مثل “رنگ عوض کردن” “انداختن تقصیر به گردن کسی یا چیزی دیگه” و همچنین بهره گیری از لحنی مثل “کی بود دم میزد احساس” از نقاط قوت این ترانه است. “مشق جمله سازی” هم ترکیب جالبیه و کنایه ای رو در خودش نهفته داره که متناسب با فضای مورد نظر ترانه است.

    در مورد این مصرع که در بند-گردان یا ترجیع بند اومده:

    بازم بنداز تقصیر خودت رو گردن تقدیر

    به نظرم جابجایی صورت گرفته در شکل نحوی، ریتم این مصرع رو دچار مشکل کرده. شاید با کمی جابجایی دوباره ریتم بهتری پیدا کنه. مثلاً “بازم تقصیرتو بنداز بیخود گردن تقدیر”

    در مجموع لذت میبرم از خوندن ترانه های شما

    سربلند باشید و کامروا

    • سلام جناب نوری زاد عزیز.سپاس که سیاهه ی حقیر رو لایق اینهمه کتابت و توجه میدونید و وقت گرامی رو مصروفش میکنید.احتمالن تو مطالعه ی کارهای من به تنوع زیادی برخورد میکنید که برخی رو پراز تصویرسازی و برخی رو فاقد اون خواهید دید.شاید دلیلش اهتمام بیشتر به اجرایی بودن بعضی ترانه ها باشه که دست و بال شاعر رو تو انتخاب واژگان بشدت محدود میکنه.شخصن ترانه هایی رو که اجرایی نیستن و فقط برای ثبت روی کاغذ نوشته شده رو بیشتر دوس دارم.شاید تصویر سازی که تو این ترانه م هست انتظاری رو که دارید براورده کنه ولی صد البته از امکان اجرا فرسنگ ها دوره:
      سکه سکه تنت فروخته شدو
      تو به تعداد سکه می نازی
      تکه تکه دلم شکسته شد و
      منو یاد گذشته میندازی

      ياد شیش سال قد كشيدن عشق
      پا به پاي بلوغ عقل و تنم
      ياد چشمات که وقتی داشتمشون
      حس می کردم که صاحب وطنم

      یاد بوسه به نقطه نقطه ی تو
      پشت چشم و رو گوش و زیر گلو
      سیب چنده؟ مظنه دستت هست؟
      چند وقته رسیده فصل هلو؟

      پدرت تاجری رو یادت داد
      پدر من معلمی ساده س
      روح من از حریر و ابریشم
      قلب تو جنس سنگ و سمباده س

      درس "خوبی " واسه تو سخته گلم
      "بد شدن" رو به من تو یاد بده
      خاطراتت رو از دلم بردار
      عشق مجانیو به باد بده

      شوهرتو به سادگی نفروش
      ورشکستش نکن مث دل من
      سهم من این شبای تاریکه تا
      سکه بارون شه ماه کامل من

      • جناب بهبهانی دوباره سلام

        بله. این ترانۀ تصویری بسیار زیبا رو که عنوانشم “عشق مجانی” است خوندم. بسیار هم لذت بردم. برای همین نوع زیبایی ها که در آثارتون هست، به قلمتون علاقه مندم. فقط به دو نکته اشاره کنم:

        اول اینکه اگه بخت یار باشه و آهنگساز و یا خوانندۀ درست و درمونی به یه همچین شعری (عشق مجازی) توجه کنه، بعید میدونم که مشکل خاصی برای اجرا داشته باشه. شاید حداکثر با اندکی ویرایش بتونه کاری در خور ازش بسازه. چون کارهای زیادی رو میشناسیم که کاملاً تصویری و تمثیلی و منطبق بر عروض و قافیه اند ؛ شاهد مثالش هم فراوونه. مثلاً زیباترین ترانه های اجرا شده از روزبه بمانی که خواننده های مسلط و مشهوری هم اونها رو اجرا کردن در قالبهای کاملاً عروضی سروده شدن (با استفاده از اختیارات متناسب با ترانه) و مبتنی بر تصویرپردازی و تمثیلند. پس شانس پیدا کردن خواننده و آهنگساز برای مطرح شدن ترانه هایی که خوش ترکیب و خوش ساخت هستند، بسیار تعیین کننده است.

        و دومین موضوع اینه که بنده هم با توجه به رویکرد روایی اخیر شما مطلب فوق رو نوشتم با علم به توانایی تصویرپردازی و فضاسازی هایی که در آثارتون دیدم. منظورم کلاً این بود که میشه روایت رو محور قرار داد و کمی هم تصویر در لابلای ترانه گنجوند که قدرت تأثیرگذاری روایت رو تقویت کنه. شما چنین توانی رو دارید. آثار شما هم گواه این موضوعه.

        شاد باشید

  • سلام
    جناب بهبهانی
    بسیار زیبا

  • سلام اقا یاسر عزیز
    بعد از مدتها اومدم و اینکه ترانه یه دوست قدیمی رو خوندم خوشحال شدم
    ترانه ی زیبایی بود امیدوارم به مرحله اجرا برسه فکر میکنم اهنگ خوبی ازش در بیاد.

    • سلام ناهید خانم.می بینید چه زود میگذره و چقد همه چی در حال تغییره؟ماهم روز بروز پیرتر میشیم و فرصتمون کوتاهتر. خوشحال شدم از حضورتون. شاد باشید.

  • سلام. خیلی هم زیبا و لایک تقدیم شما. با آرزوی بهترین ها

  • سلام یاسر عزیز.
    مثل همیشه خوب و دلنشین.
    موفق باشی داداش.

  • سلام ترانه خیلی خیلی قشنگی بود لایک موفق باشید

  • سلام بسیار زیبا و دلنشین بود به دل من خیلی نشست آفرین

  • زیاد اهل انتقاد نیستم چون فعلا خیلی چیزها هست که باید یاد بگیرم از شما و دوستان و در خوندم بیشتر یادگرفتن رو مدنظرم قرار میدم.هم این ترانه رو هم عشق مجانی رو خوندم.واقعا لذت بردم.لایک

  • سلام جناب بهبهاني ترانه زيبايي بود موفق باشيد.

  • سلام جناب بهبهانی…از اینکه دوباره این افتخار نصیبم میشه کاری از شما میخونم بسیار خوشحالم….ترانه تون مثل همیشه قوی و دلشنین بود لذت بردم… برقرار باشید

    • درود خانم سپید.حضور مجددتون تو آکادمی اتفاق خوب و خوشحال کننده ای هست.امیدوارم مثل سابق بازم ترانه های خوب و دلنشین ازتون بخونیم. تشکر از لطف و محبتتون.

  • سلام واقعا کار خیلی خیلی زیبایی بود امیدوارم با خوندن کارهاتون بتونم ازتون چیزهای خوبی یاد بگیرم خوشحال میشم کارهای منو بخونید و نکات لازم و یادم بدید.