مادر

دل من توی سایه ها پر گرفت

غم و غصه رو باز از سر گرفت

بـرای پـریـدن تــویِ آسـمـون

قلم زد روی کاغذ از خاک و خون

نوشت از نگاهی که پرواز کرد

توی آسمون ، عاشقی ، باز درد

به سازش تلنگر زنان می کشید

و آخر به «می» ، میم مادر رسید

دلم گفت مادر ، همون ناز تو

نُت دو توی ساز من راز تو

یکی میشه و تو سرم میرسه

نت رِ که شد مادرم میرسه..

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی امیررضا طالبلو(آمی)

سلام به همه دوستان. ازتون میخوام که با نقدهای سازندتون برای بهتر شدن و وزین تر شدن ترانه هام کمکم کنید. از سرودن ترانه های مشترک استقبال می کنم. هم فکری در ترانه سرایی رو دوست دارم. نوازنده ساز ویلون اگر کسی هست یه خبر بهم بده مخصوصا اگر توی قم زندگی می کنه.