هم لهجه ی فریب

توی آینه تصویر ِ یک آرزو
چه پیر و چه داغون نفس میکشه.. !

جَوونی شو طی کرده با یک خیال..
با درموندگی پاشو پس میکشه..

تموم ِ خیالای رنگی و شاد ..
مثه یک حباب .. ته میکشن ..

می میرن توو ناباوری های گُنگ..
که همراهِ یآس نابود شن..

از اون اعتقاد و ایمان ِ من..
فقط مونده جای ِ سوالی عمیق..

چقدر چهره ی تو نا آشناست..
مثه یک کتیبه توو عهد ِ عتیق ..

نمیشناسمت نمیشناسمت..
تو انگار هم لهجه ای با فریب ..

زبون ِ دل ِ من چه ساده میگفت ..
دل تو آشنا نبود ای غریب ..!!!

1220
۴۵
۶
۸

  • سلام بانو ربانی گل من برعکس دوستان خوب ارتباط گرفتم با ترانه و موضوعش. خسته نباشید بانو
  • سلام کار زیباتونو پسندیدم یه جاهایی از وزن خارج میشد که فک کنم رو ملودی بوده این قسمتو هم خیلی دوست داشتم از اون اعتقاد و ایمان ِ من.. فقط مونده جای ِ سوالی عمیق.. چقدر چهره ی تو نا آشناست.. مثه یک کتیبه توو عهد ِ عتیق ..
  • دوست داشتن احساس و قلمتون هم که حرف جدیدی نیست...
    • سلام از ماست بر دوست عزیز وگرامی جناب بهاری زاده ی نازنین ممنونم ازحضور لطف وفرمایشات متینتون مشتاق دیدارو نیز شنیدن اوامر واستفاده از توضیحاتتون هستیم شاد وموفق باشید
  • سلام استاد و خواهر عزیز و بزرگوارم صمیمانه امیدوارم مشغله های مختلف شما رو از نوشتن دور نکرده باشه تا هر چه بیشتر و بهتر میهمان احساس زیبای شما باشیم...چقد خوبه که شما بر خلاف بعضی از دوستان که حالا و رفته رفته به تعداد کارهای اجرایشون افزوده میشه و در سایت حضور پر رنگی چه از نظر به اشتراک گذاشتن آثار و چه از نظر حضور و اعلام نقد ندارند شما باز کارهاتون رو به اشتراک میذارین...این کار رو یقیناً بر اساس ملودی ذهنی نوشتین و حتی شاید توو ذهنتون خواننده ی مورد نظرتون رو هم انتخاب کرده باشین...به هر حال بنظرم اینکار با کارهای دیگه ی شما تفاوتهایی داشت که برای منه مخاطب قابل درک و لمس بود و قابل احترام...حرف برای زدن زیاد دارم ولی چه کنم که آدم کم حرفی هستم...کم و کاستی هایی در سایت هست و نظرات و پیشنهاداتی هم داشته و دارم که بیانشون از عهده ی قلم بر نمی یاد اگه توفیق دیدار حضوری و حضور در جلسه ی شعر و ترانه خوانی روزای جمعه بهم دست داد حضوراً اعلام خواهم کرد...شاد..پیروز و سربلند باشید...
  • سلام بانو ربانی عزیز. اول اینکه ممنون از حمات بی دریغتون. ممنون بابت طراحی جدید و زیبای سایت هر چند یه جاهایی از شکل قبلی سایت جذاب تر بود مثل تازه های کاربران و آخرین اثر ترانه سرایان. ممنون بابت برگزاری جلسات حضوری هر چند به دلیل مشغله نتونستم اینبارو در خدمت دوستان باشم. و اما در مورد ترانتون احساس میکنم ملودی خاصی مد نظرتون بوده چون من یه جاهایی ریتم کارو از دست دادم هر چند شروع کارتون عالی بود. پایدار باشید.
  • بسیار زیبا و پر از مفاهیم ارزشمند بود.لذت بردم
  • سلام بانو ربانی خسته نباشید نمیدونستم نظرم درمورد سایت وطراحیشو کجابنویسم پستی ندیدم تاهمونجابنویسم.‌ببخشید که اینجادارم مینپیسم. راستش به نظرم قراربراین بود که تغییرات درجهت نزدیک کردن دوستان به همدیگه وبازگشتن فضا به صمیمیت روزای قبل بود..‌اما سایت خیلی ازامکاناتشو از دست داد ازجمله قسمت مهم تازه های کاربران (شاید من ندیدمش)که بچه ها ازطریق نظرات ودیدن نظرهمدیگه باهم ارتباط برقرارمیکردن..‌یاآیکونایی که نشون دهنده حس خوانندسالان بیشترشبیه یه خونه شیک سوت وکورشده:-( امشبکه سایتو دیدم دلم تنگ شد واسه انرژی مثبتایی که دیگه نیست ببهشین که مجبورشدم پای کارزیبای شمابنویسم..مرسی ازترانتون.همچنان موفق باشید
    • سلام از ماست فریبای نازنین دوباره این خونه ی شیک رو پراز دوستان قدیمی و جدید بزودز های زود خواهید دید ممنونم از همراهی ابراز احساس پاک وحضورتون . موفق باشید منتظرم ترانه تونو ببینم در این سایت.
  • سلام جسارتا به قلم شما نمي خوره بانو اصلا نتونستم باهاش ارتباط برقرار كنم هم با خوانش وزني و هم ارتباط ابيات باهم مشكل داشتم موفق تر باشيد
    • سلام از بنده س ممنونم از حضور و ابراز نظرتون انشالله ترانه های بعدی رضایتتون رو جلب کنه .در مورد ربط ابیات توضیح مختصری پیشتر داده ام . موفق باشید وبازهم ممنونم از همراهی ارزشمندتون.
  • سلام و درود... علاوه بر مشکل وزنی, به شدت ضعف تالیف دیده میشه توو ترانتون سرکار خانم. پیشنهاد میکنم این ترانتون رو بازنویسی کنید
    • سلام بنده تقدیم شما عرض شود که از جنبه ی معنی و مرتبط بودن ابیات مشکلی نیست وزن هم در حد جواز رعایت شده و اما ضعف تالیف را خودم حس نکردم حس نکردم معنی به مخاطره افتاده باشد اما اگر دلایلی بنا براین موارد دیده اید که امری قابل اعتناست ممنون از حضور و محبت شما.
  • سلام و درود بر شما... بسیار لذت بردم خانم ربانی... دلتون عاشق و لبتون خندون
  • سلام بانو خیلی زیبا و عالی بود تبریک ممنون بابت سایت خیلی عالی شده
  • سلام ترانه ی زیبایی بود فقط احساس میکنم این بند هجا کم داره تموم ِ خیالای رنگی و شاد .. مثه یک حباب .. ته میکشن .. می میرن توو ناباوری های گُنگ.. که همراهِ یآس نابود شن..
    • سلام از بنده س حضورشما جای شمانیز خالی بوددر جلسه ی حضوری انشالله بتونیم در جلسات بعدی در خدمتتون باشیم . ممنونم از ابراز نظر و همراهیتون
  • جالب و زیبا بود . موفق باشید خانم ربانی گرامی.
    • سلام خدمت جناب شریفی بزرگوار ممنونم از حضور و نظرتون. جناب شریفی در جلسه ی حضوری جاتون بسیار خالی بود امیدوارم جلسات بعدی رو حتما در خدمتتون باشیم .
  • لذت بردیم استاد
  • درود خانم ربانی، ترانه ی زیبایی بود. موفق و پایدار باشید
  • سلام . با نظر دوستانی چون آقای باقری و علیزاده موافقم . بعضی مصرعها وزنش با بقیه مصرعها اختلاف داره مثل : مثه یک حباب .. ته میکشن .. و که همراهِ یآس نابود شن.. از اون اعتقاد و ایمان ِ من.. براتون آرزوی موفقیت میکنم :)
    • سلام از ماست مرسده ی عزیزم ؛توضیحاتی رو در این باب به حضور دوستان عرض کردم که میتونید مراجعه کنید واما از جهت وزن یک جوازایی مراعات شده ولی خارج از وزن فکر نمیکنم باشه بازهم ممنونم از حضور وهمراهی وابراز نظر شما
  • سلام خانم ربانی. ممنون از زحماتتون و ترانه زیباتون. فقط در بند اول صفت داغون برای نفس کشیدن مناسبه ولی پیر نفس کشیدن احتمالا محل تامل باشه.
    • سلام از بنده س جناب بهبهانی بسیار عزیز ممنونم از لطف وحضورشما ؛ عرض شود که صفت های پیر وداغون هردو مرجع ضمیرشون تصویر - یک آرزو ست یعنی تصویری از آرزوی داغون و پیری در آینه نفس میکشه و صفتها به نفس برنمیگردند بلکه به تصویر برمیگردن انسانی که تجسمی از یک آرزوی پیر وداغون شده است در آینه متبلور میشه جلوی آینه ای از خاطرات وباورهای از دست رفته شاهد - حال - حاضر- وضع- خودشه ، سپاس از همراهی شما
  • زیبا...درود
  • سلام ببخشید جسارت نباشه من ارتباط و همبستگیه بین ابیات پیدا نکردم،ببخشید جسارت کردم استاد...شاید هم من نفهمیدم...بهرحال کاراتون اکثرا با احساس و زیباین،ممنون میشم از آثار بنده هم نقد اساسی داشته باشین..منتظر نقد شما هستم.ممنون
    • سلام از بنده س ؛ خدمت جناب باقری عزیز عرض کردم توضیحاتی رو ؛شمارو به اون عرایضی که خدمت ایشون تقدیم شد ارجاع میدم واما لطف ومحبت کردین وممنونم از حضور وابراز نظرتون ؛چشم افتخاری ست برای من حضوردر پای کار عزیزان فرصتم کمی محدوده ولی با کمال میل چشم
  • درود خانم ربانی نتونستم ارتباط درستی بین ابیات پیدا کنم این ترانه نیاز به ادیت کردن داره البته جسارت نباشه
    • درود از ما به حضورشماجناب باقری عزیز؛عرض شودکه این ترانه گفتگوی یک انسانی ست در آینه ی خاطرات دورانی که از سر گذرونده همه ی ما به تعبیری میتونیم یک تصویر -آرزو محسوب شیم تجسمی از یک آرزو با خیالات رنگارنگ که گاهی شاید اونچه رو از اطرافیان واطرافمون درک میکنیم شناختی بر پایه ی تصور باشه وبه تجربه ثابت شه که اشتباه فکر میکردیم ارتباط این ابیات در این گفتگویی ست که یک شخص در آینه ی روبروی خود خیالات وپندارهای گذشته ش رو بازبینی میکنه ممنونم از حضور واز ابراز نظر تون
  • سلام خانم ربانی بسیارزیباسرودید استاد محترم
  • سلام و درود استاد خوب و عزیز،ترانه بسیار زیبایی بود، موفق و پیروز باشید