تقاضا

تا کی از تو باید نقاضا کنم
تا کی باید این دل بمونه صبور؟
یه داغی گذاشتی رو قلبم که این
حرارت رو حتی نداره تنور

یه بُغضی توی لحظه هام حاکمه
که حاکیه از حسرت عشق تو
من عاشق ترین مرد دنیاتمو
تو راحت ازم میگیری چشمتو

با احساس من بد تو تا میکنی
غرورم شده زیر پای تو له
نذار عاشق برگ پاییزی شم
نذار بینمون وا بشه پای مه

کجا این طلسمو میخوای بشکنی
کجا کوله بار لجت میشه خم
کجا میشه این حسو باور کنم
که قلبت برامه منم پیشتم

به چشمام توان حسادت نده
نذار فرد سوم رو من حس کنم
می خوام کل دنیارو با خنده هات
پر از بوی یاس ، عطر نرگس کنم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: