''ردپا''

به زندگییه من بیا
از جاده ی صاف نگات
میام به سمت چشماتو
گل می ریزم زیر پاهات

تو گوش من داد می زنن
که عشق تو اهریمنه
باچنگالای لعنتیش
دلت روازجا می کنه

من پرییه شهر دلت
اهریمنه قلبم بمون
قصه ی دیو دلبروو
ازتو کتاب دل بخون

من مث یه کبوترم
جلد چشای خودتم
تومثل یه راه عبور
من ردپای خودتم

ولی سراب ذهنمی
یه حسی توشب خیال
تنم تشنه ی تب تو
ای تن گرم تو محال

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی کوثر عابدی

من دختری ازدیار سرسبز سوادکوه هستم کارشناسی ارشد فقه و حقوق، علاقمندبه شعر و ترانه... *من یک تیرماهی هستم احساسی سرشار، خیالی پرازحسرت، وامید به پرواز شکوهمندی دارم... facebook.com/kosarAabedi 2213instagram.me//-.kowsar_abedi_72@https://telegram.me/Kowsar

  • سلام زیبا بود بانو موفق تر باشید لاااااااااااایک
  • سلام خانم عابدی عزیز ترانه تون با توجه به پیش فرضم از کارهاتون جذاب نبود برام.شاید سوژه کلیشه ای و ترکیب های تکراری مهمترین دلیلش باشه. احساس می کنم قدرت قلم شما کافیه اما داستان پرذازی کافی رو نداره بیت آخر هم وزن بهم خورد به امید کارهای بهتر از شما شاد و سلامت باشید
  • سلام خواهرم احساس زیبایی بود موفقتر باشی
  • سلام خانم عابدی ترانه بسیار زیباتون رو خوندم خانم غلامی بسیار دقیق نقد کردن و بنده هم آموختم، امیدوارم شما هم در ترانه های آتی لحاظ کنید. همیشه شاد باشید
  • سلام کوثر خانوم گل و مهربون ... خیلی وقت بود از ترانه هات بی نصیب بودم دختر خوشگل و میدونم ناراحت نمیشی اگه بهت بگم این ترانت اصلا مجابم نکرد . من اونهمه باهات حرف میزنم دختر خوب و تو اینجوری رعایت میکنی ؟ میدونم این روزا تنبلی و حس خوبی باهات نیس ولی این واسه من دلیل نمیشه ها ...گفته باشم . روی ماهتو می بوسم و بدون تعارف ترانتو نقد می کنم و انتظار دارم مو به مو با دقت بخونی و صد البته در ترانه بعدی اعمالشون کنی وگرنه میدونی که .... می کشمت به زندگییه من بیا از جاده ی صاف نگات »»» از جاده صاف نگات ؟ اینکه نگاه رو به جاده صاف تشبیه کردی قبول ، اما به کدوم وجه شبه دختر نازنین ؟ باز اگه موهای صاف بود میشد یه ارتباطی بین جاده و مو پیدا کرد . میام به سمت چشماتو گل می ریزم زیر پاهات »»» یا اون بیاد یا تو برو ... یا اگه هر دوتون می خواید برید سمت هم یه کلمه ای برای ربط دوتا بند به هم می آوردی ... مث اینکه مثلا بگیم تو بیا منم میام تو گوش من داد می زنن که عشق تو اهریمنه»»» اهریمن ... برای زبان شاهنامه مناسب بود ولی برای نه آبجی خوشگلم باچنگالای لعنتیش»»» اهریمن چنگال دار... تخیل خوبی داریا ولی زیبا نیس دلت روازجا می کنه من پرییه شهر دلت اهریمنه قلبم بمون قصه ی دیو دلبروو ازتو کتاب دل بخون»»» این بند هم کمی ویرایش میخواد من مث یه کبوترم جلد چشای خودتم تومثل یه راه عبور من ردپای خودتم»»» تو مثل راه برای عبور و من رد پای تو ... راه هم مگه رد پا داره دختر؟ ولی سراب ذهنمی یه حسی توشب خیال تنم تشنه ی تب تو»»» وزنو از دست دادی ای تن گرم تو محال»»‌ ( ای ) برای زبان ترانه ساده ای مث این مناسب نیس .. مث شعر فروغ شده : ای شب از رویای تو رنگین شده ... میدونم با شناختی که از هم داریم نه تو از نقد بی تعارف من دلخور میشی و نه من از تو دختر قشنگ ناامید میشم .. میدونم بخوای بهتر ازینا رو می نویسی فقط اگه این تنبلی و ناامیدی ها رو بذاری کنار... منتظر ترانه بعدیت هستم ... یه کاری کن خوشحالم کنی و بهت افتخار کنم خانومی سربلند تر و شادتر باش
  • سلام کوثر عابدی عزیز ....ترانه خوبی ازت خوندم ... فقط اینکه مثه یه کبوتر جلد چشای خودتم واسم یه کم دور از دسترسه ..اما تو مثل یه راه عبور من رد پای خودتم، آفرین خیلی خوبه ...
    • ببخشید چرا براتون دور از دسترسه؟
      • باور کن من هر ترانه رو بار ها می خونم و بعد نظر می ذارم ، همیشه سعی می کنم از بُعدِ نوشته به بعد تصویری ترانه برسم ، واسه همین تصور این با توجه به توضیحات خود شما هم حتی(ویکی پدیا) ، واسم سخته یعنی هیچ تصویری تو ذهن من مخاطب از این بیت ایجاد نمی شه ، چون حتی کفتر بازی هم نکردم تا حالا ...البته برداشت من این بود که مثه یه کبوتر جلد چشای خودتم یعنی ، همش داری به پرواز من نگاه می کنی ...واسه همینه که می گم واسم دور از دسترسه ...
      • خب یه ترانه میتونه به اندازه ی تمام مردم دنیا معنی داشته باشه اینم یه برداشته دیگه ولی برداشت جالبیه!یعنی غیرممکن ترین چیز ممکنو تصور کردی! چشم مجازه از معشوق و جلد چشاتمم یعنی اسیر غم عشق توام جانا!! و هرجا برم باز برمیگردم به تو چون کنایه بود توضیح دادم ایشالا کوثر عزیزم ناراحت نشه
      • بعد از اینکه توضیح دادی متوجه شدم ...منظورم این بود که قبلش برداشتم این بود ( چون فک می کردم جِلد هست نه جَلد) ...ولی اونو خوب اومدی که غیر ممکن ترین برداشتو داشتم (شوخی ) ... ممنون از توضیحت ،راستشو بخوای کم کم دارم یاد می گیرم از دید ادبیاتی به کارها نگاه کردن خیلی فهمشو آسوونتر می کنه (مجاز بودن چشم رو هم اصلا توجه نکرده بودم) ....
      • سلام خانم پهلوانی عزیزم ... من برای ترانه کوثر عزیزم کامنت جداگونه ای خواهم گذاشت ولی تنها نکته ای که اینجا لازم بود گفتنش ، اینه که تو مصرع ( جلد چشای خودتم ) چشم به هیچ وجه مجاز از معشوق نیست .. اول اینکه مجاز از چیزی گفتن درست نیست .چون در مورد مجاز خود کلمه میتونه مجاز باشه و نه اینکه مجاز از چیزی باشه . اون که می فرمایید در مورد استعاره کاربرد داره مثلا می گیم نرگس استعاره از چشم معشوقه .. و در مورد مجاز فقط می گیم فلان کلمه مجاز هست و نوع مجاز رو مشخص می کنیم . و اینکه چشم معشوق چطور میتونه مجاز باشه در صورتی که منظور فقط چشم معشوقه . شاعر خودش رو کبوتر جلد چشم معشوق در نظر گرفته و بخاطر عادت و انس و الفتی که به چشم معشوق داره این کاربرد و استفاده کرده و هیچ مجازی هم وجود نداره خواهرم . ادامه صحبتام با کوثر گلم در کامنتی جدا گانه ... برقرار باشی عزیزم
      • درمورد از دقیقا درست میگید پوزش میطلبم! اما چرا چشم مجاز نیست؟من درست متوجه نشدم! میشه اینجوریم بهش نگاه کرد به نظرم جلد چشم شدن در یک کلام یعنی پایبند و عاشق شدن! خب وقتی عاشق یک فرد میشیم یعنی روح و جسمشو باهم دوست خواهیم داشت پس میگیم جلد چشمات شدم که عضوی از وجودته!همونطور که عاشق صداتم یا عاشق خنده هاتم! اگر بخوایم چشمو صرفا چشم درنظر بگیریم یه خرده سطحی نگریه به نظر من! به نظرم در این مورد میشه برداشت های متفاوت داشت کلا شعر یعنی همین! اینا نظر منه فقط جسارتمو ببخشید
      • ببین خواهر گلم ، مجاز یعنی ذکر کلمه ای در معنایی غیر از معنای اصلیش. و باید علاقه ای و قرینه ای در جمله باشه که ما ازین معنای اولیه به معنای ثانویه دست پیدا کنیم . اینی که شما بهش اشاره کردی ، باید ذیل علاقه جزئ و کل باشه . یعنی ذکر جزئ و اراده کل ، و معمولا در این مورد جزئی که مهمترین قسمت کل مورد نظر می باشد را مد نظر قرار میدیم . مثلا در این بیت حافظ : من آن نگین سلیمان به هیچ نستانم / که گاهگاه بر او دست اهرمن باشد منظورش از نگین سلیمان ، انگشتری سلیمانه ... مهمترین قسمت انگشتری نگینه و از علاقه جزئ به کل استفاده کرده . ولی این در مورد چشم کاربرد نداره . چون کسی از چشم معشوق ، خود معشوق رو اراده نمیکنه . درسته چشم جزئی از معشوق هستش ولی خود چشم به تنهایی هم مطلوب عاشقه . بعبارت ساده تر ، منظور از چشم خود چشم در معنای حقیقی نه در معنای مجازی .
      • بله مرسی متوجه شدم منظورتونو
    • سلام جناب سرمدیان ممنونم ازحضورتون دوست عزیز ممنونم نظرتون
  • چقد اشنا بود کوثر! یعنی تو فیسبوک خوندمش؟! زیبا بود عزیزم
  • درود کوثر عزیز از دوستانی بودی که از ابتدای ورودت به اکادمی برام معلوم بود استعداد خاص این کارو داری فقط نمیدونم چرا تازگیا حضورت کم رنگ و ترانه هات کمی خنثی شده امیدوارم هر چه زودتر باز هم همون کوثر قبل رو شاهد باشم
  • سلام کوثر عزیزم ترانتو خوندم واقعا زیبا بود گلم من پرییه شهر دلت اهریمنه قلبم بمون قصه ی دیو دلبروو ازتو کتاب دل بخون
  • سلام خانم عابدی ترانه زیبایی سرودید . . . موفق باشید
  • سلام کوثر عزیزم ترانه ی زیبایی بود من پرییه شهر دلت اهریمنه قلبم بمون قصه ی دیو دلبروو ازتو کتاب دل بخون
  • درود بانو کوثر مثه همیشه ترانه زیبایی ازتون خوندم فقط چند تا سوال داشتم جسارتا اهریمن خیلی عامیانه نیست هست ؟؟؟ جلد چشای خودتم فکر کنم اشتباه باشه چون جلد به معنای تیز و شتاب هست من منظورتون رو نفهمیدم حتی اگر معنی تازیانه زدن هم مد نظرتون بوده باز با کبوتر ارتباطی نمیبینم جسارت منو ببخشید
  • درود مهمان شما بودم . . . ترانه زیباتونو خوندم براتون آرزوی موفقیت دارم