♥ دِه ♥

ردِّ پـــاے دزدِ ایــــــــن دِه آشنـاست
مثل جاےِ چکمـــــه هاے کدخــداست

توی کــــور آباد ســر تا پاچه گـــوش
مردِ یک چشمــــے همیشــه پادشاست

روے ریلِ این قطــــارِ بــے مهـــــار
ریختـــه کوه و ریزعلـــے بی اعتناست

کفتراے توو قفــــس فک مــے کنــن
هر کســے که دون بریزه، اون خداست

نیمه رومــے، نیمه زنگــے،نیمه اصـل
کفـــشِ فکــرِ کـودکِ مــا تا به تاست

چنگِ من توو این دُهُــــل ها بینــواست
طبلِ توو خالـــے طنینش پر صـــداست

زیرِ زورِ جهـ‌ـــلِ ایــــن دِه لِه شـــدم
روو شقیقه م اسلحه س،حق با شماست

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام "غزل" تون رو دوست داشتم بسیار متفکرانه بود و مخاطب رو وادار به تفکر میکنه... فقط یه نکته: من احساس میکنم زبان این غزل یه خورده از یکپارچگی در اومده روو شقیقه م اسلحه س،حق با شماست اسلحه س =اسلحه است شماست = شما است اگه شماست به شماس تبدیل بشه زبان یکدست تر میشه. جسارت بنده رو ببخشید.امینـــ @};-
  • سلام عقيل جان كار زيبايي رو خوندم با تعابير بسيار زيبا آفرين لايك
  • اقای پورجمالی!چقد خوب و خوندنی بود! واقعا عالی بود حیف که دیر خوندمش!! اما چندین بار خوندمش توی کــــور آباد ســر تا پاچه گـــوش مردِ یک چشمــــے همیشــه پادشاست روے ریلِ این قطــــارِ بــے مهـــــار ریختـــه کوه و ریزعلـــے بی اعتناست خیلی زیبا بود.خیلی =D> =D> =D> =D> @};- @};-
  • سلام خیلی زیبا بود کنایه ترانه رو دوست داشتم =D> @};- @};- @};-
  • ما بازم میخوایم از ترانه های قوی مثل این کار. این از کارهای قبلیتون خیلی خیلی بهتره @};- @};- @};- @};-
  • سلام آقای ژورجمالی ترانه اجتماعی تون خیلی بکر بود و خیلی حرف واسه گفتن داشت ...کنایه های زیبا و ببسیار جذابی داشت... لایک تقدیمتون @};- @};- @};-
  • دست مریزاد عقیل جان پسندیدم کار زیباتو @};- زیرِ زورِ جهـ‌ـــلِ ایــــن دِه لِه شـــدم روو شقیقه م اسلحه س،حق با شماست
  • سلام ترانه ی زییا و متفاوت و استادانه ای ازتون خوندم آقای پورجمالی عزیز @};- @};- @};- لایک 10 ام تقدیم شما @};-
  • کفتراے توو قفــــس فک مــے کنــن هر کســے که دون بریزه، اون خداست @};- @};- @};- @};- @};- @};- هرکی بریزه شادونه/فکر می کنن خداشونه.. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- خیلی از خوندن کارتون لذت بردم موفق باشید
  • زیرِ زورِ جهـ‌ـــلِ ایــــن دِه لِه شـــدم روو شقیقه م اسلحه س،حق با شماست 1بار کارو خوندم 2بار کامنت های دوستانه ی هم ترانه هارو... کارتون خوب بود نو بود دلنشین بود برای فهمیدنشم توضیح لازم نیست
  • کفتراے توو قفــــس فک مــے کنــن هر کســے که دون بریزه، اون خداست عقیل جان ترانه اجتماعیتو خوندم و لذت بردم . ممنون دوست خوبم . =D> @};-
  • aaaaaali bud aqaye pooorjamali
  • خیلی زیبا سرودین. موفق تر باشید. @};- @};- @};- بیت اولش منو یاد یه داستان از اگه اشتباه نکنم خانم سیمین بهبهانی انداخت. ترانه تون خیلی عالیه. از بیت اخر مخصوصا مصرع آخر خیلی خوشم اومد. لایک @};-
    • سلام ممنون از محبتتون..در مورد داستانی که از سیمین بهبهانی اشاره فرمودین، حق با شماست...در جواب دوست خوبم محسن جان هم عرض کردم که یه جمله از سیمین بهبهانی ( رد پای دزد آبادی ما چقدر شبیه رد پای کدخداست ) الهام بخش سرودن این غزل بود..البته نمی دونستم که این قسمتی از یه داستانه...خوشحال میشم اسم داستان رو برام بنویسین...موفق باشید!♥♥♥♥♥♥♥
      • سلام حق با شماست. من دیروز فرصت نکردم کامنتای دوستان و شما رو بخونم. فک کنم هردومون داریم به یه موضوی اشاره میکنیم این داستان که آخرش دیوونه غیب میشه و کسی به رو خودش نمیاره. من متوجه نشدم شعر نو بوده.آخه من ادبیاتم هیچوقت خوب نبود. :"> :"> :"> فک میکردم داستان بوده :"> :"> باید منو ببخشید. @};- @};- @};-
  • عذر میخوام اگه با نظرم ناراحتتون کردم. ترانۀ خوبیه.خودتون بهتر از من میدونید که خوبه. من مگه گفتم شما جسارت ندارید؟؟؟ اصلاً منظورم این نبوده.فقط حس کردم اگه این ترانه در مورد کشورمون باشه تعصبمون پس چی میشه؟؟؟ اگه دزد این ده آشناست یا اگه تو این کور آباد ریز علی به ریزش کوه بی اعتناست با زهم چون این جا وطن ماست و مرد اینجا هم هموطن مان باید ازش دفاع کرد.اگر ویرانه هم باشد که نیست باز هم روی خاکمان و مردمانش تعصب داریم. اینطور نیست؟؟؟؟ باز هم عذر می خوام اگه نظرم باعث ناراحتیه شما شد. @};- @};- @};-
    • محسن جان دوست عزیزم شما حرفی نزدی که نیازی به عذر خواهی باشه ...توی کشور خودمون وقتی که مثلا میخوان یه فیلم بسازن که توی اون دولت و حکومت رو ظالم نشون بدن، فیلم رو توو فضای 40 یا 50 سال قبل میسازن..و چه بسا موضوع فیلم هم یه موضوع مثلا عاشقانه ست و هدف سازنده، بیان تاریخ نیست...اما برای اینکه سازنده ی فیلم متهم به مخالفت با حکومت نشه، فیلم رو توو فضای قبل از انقلاب میسازن منم مثل شما میهنم رو دوست دارم..دولت و حکومت کشورم رو دوست دارم برای اینکه بنده هم متهم به مخالفت با حکومت و نظام نشم، باید بگم...میتونیم این ده رو کمی وسیع تر از کشور خودمون در نظر بگیریم..یعنی کل دنیا در نظر بگیریم تا به کسی هم بر نخوره..همه ی ما از ظلم متنفریم..از دورویی بیزاریم..جهل و نادانی رو سرزنش میکنیم..بنده توی این غزل سعی داشتم تا جهالت و زورگویی و ریاکاری رو مورد سرزنش قرار بدم..بدون اینکه براش دنبال مصداق بگردم ..و هر مخاطبی با توجه به چیزی که در ذهن و فکر خودش داره..از این ترانه..معنی برداشت میکنه ..اگه توی کامنت اولی کمی رک حرف زدم عذر میخوام..همیشه از نظراتتون پای ترانه م استقبال میکنم..موفق باشید!♥♥♥♥♥♥
  • سلام و عرض ادب و احترام ممنون از ترانه زيبا و با مفهومتون موضوع رو خيلي زيبا پرداخت كرديد و هيچ گونه پراكنده گويي درش نداشتيد. محكم و پخته مقصودتون رو بيان كرديد. يك ترانه ي فاخر به اين ميگن. روے ریلِ این قطــــارِ بــے مهـــــار ریختـــه کوه و ریزعلـــے بی اعتناست( فقط اينجاشو نتونستم روان بخونم) توضيحاتي رو كه داده بوديد راجع بهش خوندم و قانع شدم. هميشه از شما يه چيزي ياد مي گيرم. پايانش خيلي غير منتظره بود اما تو ذهن ميمونه. امان از جهل. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود جناب پور جمالی لذت برد تعابیر زیبایی بکار بردید لایک تقدیمتون @};- @};- @};- =D> =D> =D>
  • سلام.از لحاظ ارزش ادبی و فنی و تکنیکی لایک داره @};- ولی اگه درست فهمیده باشم و منظور شما از این ده ، وطن باشه؛این ترانه جای نقدِ جدی داره. منظورتون از این ده محل زندگی و کشور خودتونه؟؟؟وطن؟؟؟
    • محسن جان سلام "هر کسی از ظن خود شد یار من" ..الهام بخش سرودن این ترانه یه قطعه ( اگه اشتباه نکنم یه شعر نو" )از سیمین بهبهانی هست که گفته: "رد پای دزد آبادی ما چقدر شبیه رد پای کدخداست" جمله ای کوتاه و بامعنی و تاثیر گذار بود..و ایده ی سرودن این ترانه شد .. برای خوشامد کسی هم ترانه نمیگم..و فقط این جمله ایده ای شد که این غزل ترانه رو بگم...و اگه این ترانه رو در مورد کشور خودم هم گفته باشم، اونقدر جرات و جسارت دارم که ازش دفاع کنم...و نگم "حق با شماست" ممنون ازتوجهتون..موفق باشید!♥♥♥
  • سلام ترانه ی اجتماعی همیشه برای من جذاب بوده بخصوص اگه غزل-ترانه باشه نقدم رو پذیرا باشید ردِّ پـــاے دزدِ ایــــــــن دِه آشنـاست مثل جاےِ چکمـــــه هاے کدخــداست...یاد این حرف از کوروش افتادم:"شهریاری که نداند شب مردمانش چگونه به صبح می رسد گورکن گمنامیست که دل به دفن دانایی بسته است " تو مصراع اول یه گره درست میکنید اما خودتون گره رو بلافاصله در مصراع بعد باز میکنید ...کاش این گره تا پایان ترانه باقی میموند و با نشونه گذاری در مسیر ترانه مخاطبو وادار میکردید که گره رو خودش باز کنه توی کــــور آباد ســر تا پاچه گـــوش مردِ یک چشمــــے همیشــه پادشاست...بیت خیلی خوبیه ولی سرتا پاچه گوش جا نمیشه تو کار و خوب نیست به نظر من روے ریلِ این قطــــارِ بــے مهـــــار...خوب بود و گریز بود به دیوان شمس: ای مهار عاشقان در دست تو/ در میان این قطارم روز وشب ریختـــه کوه و ریزعلـــے بی اعتناست...وزن نیاز به بازنگری داره کفتراے توو قفــــس فک مــے کنــن هر کســے که دون بریزه، اون خداست...دونه بریزه... نیمه رومــے، نیمه زنگــے،نیمه اصـل کفـــشِ فکــرِ کـودکِ مــا تا به تاست...مرسی چنگِ من توو این دُهُــــل ها بینــواست طبلِ توو خالـــے طنینش پر صـــداست...وقتی میگم فلانیه طبل تو خالیه یعنی پرادعاس و هیچی بارش نی، پس نیازی نیست دوباره این مطلبو با آوردن طنینش پر صداست توضیح بدین زیرِ زورِ جهـ‌ـــلِ ایــــن دِه لِه شـــدم روو شقیقه م اسلحه س،حق با شماست...پایان دراماتیک، اما من مبارزه رو به خودکشی ترجیح میدم مرسی...من معمولاکم لایک میکنم ولی بخاطر جاهای خوب کارتون ترانتونو لایک میکنم تا عاشقانه های آبکب بعضی دوستان الکی نرن صدر جدول لایک لایک سوم @};-
    • یاسر جان سلام از نقد ارزشمندتون لذت بردم..بی نهایت سپاسگذارم زیاد با توضیح دادن ترانه موافق نیستم...و مطمئنا اگه نقص و نارسایی بوده، به بیان ضعیف بنده بر می گرده..کم و کاستی های ترانه رو می پذیرم..و از نقدتون هم خوشحال شدم فقط یه نکته، اینکه توو بند آخر، اسلحه ای که روی شقیقه ی شاعره، اسلحه ی خودش نیست...بلکه اسلحه ی جهل مردم همون دهه که شاعر رو وادار می کنه بگه حق با شماست...بازم منتظر نقد سازنده تون پای ترانه هام هستم..موفق باشید!♥♥♥♥♥
    • :-? چی بگم والا... بعد از واژه نامناسب نقد بند تومبونی [-( حالا هم عاشقانه های آبکی [-( کم کم دارم برای خودم به خاطره رعایت احتراما و صبرم متاسف میشم [-( :<
      • من با کسی مخالف نیستم فقط بعنوان کسی که ترانه رو دوست داره از چنین واژه هایی استفاده میکنم تا در ترانه و هر هنر دیگه ای گدا معتبر نشه احترام و صبر نسبت به چه چیزی؟ صریحا دوستانی که دوست دارن نقد بشن رو نقد میکنم علی آقا من از اینکه شما و دو تن دیگه از دوستانو با نقد آثار رنجیده خاطر کردم عذر میخام و قول میدم دیگه نقد نکنم چنین آثاریو
      • سلام.من در مورد نقد کارم نه تا حالا ناراحت شدم و نه رنجیدم.نقد کارم هم که زحمت کشیدین انجام دادین تو جوابش تشکر کردم و استفاده میکنم.تو کارام همیشه نقدای دوستان بسیار بهم کمک کرده. نمیدونم چرا اما متاسفانه شما یکم تو کل پیامات زیاد جبهه میگیری و به صورت حمله ای و هجومی میای [-( من با شکل و بیان صحبتهاتون مشکل دارم اگه شما میگی بند تومبونی منم میتونم تو جواب شما بگم "بی سواد آخه چی حالیته که میگی بند تومبونی" اما میام از جانب شما معذرت میخوام تا فضا به سمت حاشیه نره و شما درجواب ادامه میدی با کنایه اینجا "پدره معنوی" نمیخواد و من چون حاشیه رو دوس ندارم هیچ پاسخی نمیدم و نشنیده میگیرم تا بحث تموم شه.بعد میبینم تو نقد کسی که خودم بسیار از کارش لذت بردم و دنبال لایک و اولیم نیستم اولین لایک ونظرو میدم شما بسیار عجیب و با الفاظی با ادبیات نامناسب بحث کار دیگران رو میکشی وسط که لایک میدم تا ترانه عاشقانه آبکی دیگران در صدر نباشه [-( [-( [-( اینجا نه میدون جنگه که بخوایم دعوا کنیم و جبهه بگیریم نه مهد کودکه بخوایم لجبازی کنیمو کنایه بزنیم.شما هم تا یکی کوچکترین نظری میده میگی من دیگه نقد نمیکنم.کی به نقد کردن شما و نقد شدن خودش ایراد گرفته... جناب من به هیچ عنوان کارایی رو که واقعا نپسندم لایک نمیکنم.کارایی رو که توش ایراد ببینم گوشزد میکنم با نظرات شخصیم.کارایی که خیلی اشکال داره زیاد روش حرفی ندارم و انقدر بچه نیستم که دنبال لایک باشم و اگه اینجا 1000 تا لایک بگیرم فکر کنم کارام خوبه ویا اگه یکی غرض ورزانه یا از روی ناآگاهی ایرادی بگیره فک کنم کارم بده. از نظره دوستان لذت میبرم وتا جای ممکن استفاده میکنم.اینو لازم نیست من بگم و همه میدونن. مشکل من با نحوه بیان وادبیات بیانه شماست [-( نه نوع نگاه و نقداتون که خیلی جاهام مناسبه :-? نقدتون پای کارم هست و جواب منم هست و باقی جوابا هم تو کارای اشاره شده دوستان. من تو پیام خصوصی دوستانی که با تندی و نامناسبی بیانتون باعث ناراحتیشون شده بودین به آرامش دعوت کردم و گفتم احتمالا ناراحت بودین و خودتون متوجه شدید نه اینکه بیام همونجا زیر اون پیاما یه جو راه بندازم واسه حاشیه و تخریب. تو دو سالی که تو آکادمی هستم اولین پیامه که به این صورت میزارم و ناراحتم... :-( من نه پدر معنویم نه منتقد .... اما نظرات یه جمع رو با حرفاتون حالا یا مبتدی و تازه کار یا حرفه ای زیر سوال میبرین .... من لایکام ترانه هام و" نظراتم نه نقدهام" آبکی و بند تومبونیه و قبول دارم اما به نظر باقی دوستان احترام میزارم و حتی اگه نظرم مخالفشون باشه با واژه های بدور از ادب و تفکر باعث کدورت خاطر فضا نمیشم.به قول یکی از دوستان "صبر و آرامش نصیبتان"
      • =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام علی جان حرفایی که میزنم به خودم میزنم و خطاب به کسی نیست....خواهش میکنم به کسی برنخوره،من دارم با خودم حرف میزنم: یه وقتایی آدم میخاد خوش و بش کنه با کسی از گل و بلبل میگه و میخنده...من تو نقد یه کار هنری نمیتونم اینجوری باشم، حرفمو بی رو در بایستی میزنم، مشکلات ترانه رو از دید خودم مینویسم،برای ترانه سرا آرزو موفقیت میکنم... در این که من بی سوادم شکی نیست، و کارام و نقد کردنم هم پر از ایراده من تو نظرام به کسی حمله نکردم، یه سری واژه استفاده کردم که بازم به وقت خودش از چنین واژه هایی استفاده میکنم چون نظرم اینه، وقتی میگم ترانه آبکیه یعنی انسجام نداره یعنی دم دستی ترین تعابیر توش استفاده شده، یعنی تقلیدیه، یعنی ادا و شکلک در آوردنه یعنی چی همش" دیوونه ی چشمات،بهارم زمستونه،پا رو قلبم نذار،خونه ی دلم فلانه..."یه وقتایی آدم داره با کسی حرف میزنه میتونه از این تعابیر استفاده کنه، اما پای هنر وقتی وسط میاد نمیتونی با چنتا ترانه آبکی و عاشقانه های الکی، اسم هنرمندو یدک بکشی اولین کسی که که از این تعابیر استفاده کرده شاعره، بقیه کسا میشن مقلد! عزیز دلم،یاسر جان، دکتر شفیعی کدکنی میگه بعضی وقتا کشف شاعرانه ارزشش از کشف علمی بیشتره! پس دنبال کشف باش،تو ترانه واسه خودت کریستوف کلمب باش،نه مقلد محض! یاسر قاسمی عزیز، بیشتر مطالعه کن! تو تا وقتی ریشه ی خودتو نشناسی و خودت نباشی نمیتونه به سبک خودت شعر بگی و همه ی چیزایی که میگی خزعبله! همی اینا نامه ای بود به خودم به کسی برنخوره لطفا! گلم میذارم که دوستان عزیزتر از جان خوشحال بشن @};- @};-
      • پس کاملا مشخص شد که منظور از ترانه ی عاشقانه آبکی ترانه من بود!! من اینجا کسی که علم نداره خلاقیت نداره... تعابیر تکراری استفاده می کنه مقلده نه هنر مند... اما به قول استاد خوبم آقای بهبهانی کسی مالک واژه ها نیست! من هیچ ادعایی ندارم توی این جمعمم دارم به کمک دوستان یاد میگیرم.... اسم هیچ اثری هم که احساسهای فردیه نمیذارم عاشقانه ی آبکی چون حتی اگه اثر هنری نباشه از دل اون فرده بر اومده و با ارزشه!
      • سلام خانم نورالسنا من که گفتم مخاطب حرفم خودم هستم، این اصولو واسه خودم تکرار کردم تا یادم نرن تعابیری هم که نوشتم جز عبارتهای پر بسامده که من زیاد میبینم تو ترانه ها ممکنه که حتی من خودمم استفاده کرده باشم یا شما و یا حتی یغما گلرویی و بزرگانم استفاده کرده باشن خواهر من! من منظوری ندارم بقرآن! فقط برای اینکه بکر ترانه بگیم این مطلبو با خودم زمزمه کردم من که چن بار گفتم شما تو کارتون پیشرفت داشتین @};-
      • من بر عکس شما اسم اثری که احساس فردی باشه ولی نه فرم مشخصی داشته باشه و نه محتوای جونداری داشته باشه و تو قالب ترانه جا شده باشه رو، عاشقانه الکی یا احساس آبکی میذارم!دلنوشته برای خود فرد میتونه خوشگل باشه ولی اگه بخاد لباس هنر بپوشه باید از ابزار هنر استفاده کنه! مثلا ربنای استاد شجریان علاوه بر دلی بودن کاملا هنریه! پیروز باشید @};-
      • نظر شما محترمه ! ولى ترجيح ميدم اين بحثو ادامه ندم از اقاى پور جمالي عزيز هم عذر ميخوام @};- همچنين از اقاى ادريس زاده اگه وارد بحثشون شدم @};-
      • خیلی حرف برای گفتن دارم اما ترجیح میدم صفحه ی آقای پور جمالی عزیز رو پر از بحث های خارج از ترانشون نکنم آقای قاسمی من واقعا متاسف هستم که بعضی از عاشقانه ها رو آبکی می دونید چون اگه همین عاشقانه های به قول شما آبکی نوشته نشه پیشرفتی هم حاصل نمیشه ما اینجا اومدیم محک زده بشیم و عیار خودمونو بالا ببریم و واقعا همین جا لازم می دونم از بعضی از استادیم که دوست ندارن اسمشون گفته بشه تشکر کنم که اگه پیشرفتی توی ترانه هام داشتم به خاطر فقط همون اشخاص عزیز و دوست داشتنی هست آقای پور جمالی واقعا ازتون عذر خواهم به خاطر پرحرفیم پای ترانتون واقعا شرمندتون @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • بانو اميدوارم اقاي قاسمي خودشون هم تحمل نقد رو داشته باشن چون نقد مفصلي براي ايشون دارم كه اميدوارم با سعه صدر بپذيرن به قول احمد شاملو ديري با من به درشتي سخن گفتيد خود ايا به دو حرف تابتان هست ؟؟؟؟؟؟
      • اساتیدم رو به اشتباه استادیم
      • سلام دوستان کامنت ها رو خوندم.. بحث و گفتگو میتونه باعث ارتقای معلومات همه مون بشه( همه چیز را همگان دانند )..فقط باید با احترام باشه... اصلی ترین موضوع ترانه، عاشقانه ست..و ترانه هایی با موضاعات دیگه کمتر رواج دارن...و کمتر روی موسیقی اجرا میشن..و حتی کمتر هم با اقبال عمومی مواجه میشن..قبول دارم که عبارات و اصطلاحات اکثر ترانه های عاشقانه کلیشه ای شده..اما این دلیل نمیشه که تمام ترانه هایی با این درونمایه رو با اتهام کلیشه ای بودن ، گردن زد...هنوزم ترانه های عاشقانه ی نگفته ای وجود دارن که میتونن روح و احساس مخاطب رو به لذت برسونن..بهتره به جای سبک دونستن این نوع ترانه، مٶدبانه اشکالات همدیگه رو متذکر شیم.. و نظراتمون رو هم با احترام به نظرات مخالف بیان کنیم..اگه با زبون نرم به یکی زهر هم بدی، میخوره... حرفِ حساب که جای خود دارد! ..
      • سلام آقای قاسمی... قصد دخالت و جسارت ندارم ولی پیشنهاد میکنم واسه کسی در مقام آموزش و معلمی ظاهر نشید چون بنده خدا رو از همن ابتدا از ریشه نا امید میکنید [-( دوست عزیز بیشتر بچه های اینجا از جمله خود بنده تو این زمینه مبتدی هستیم و ابتدا باید با این قسم ترانه ها(؟آبکی!!!!!!!) محک بخوریم..مگه میشه کسی یه شبه تو زمینه ای استاد بشه...؟!!! میدونم شما در نقد و انتقاد نیت خیر دارین و میخاین از هنر دفاع کنید؛ ولی این نوع لحن و بیانه که میتونه اون انتقاد رو سازنده کنه یا مخرب.. آقای قاسی جسارتا برای شما که دم از هنر میزنید استفاده از چنین واژه هایی(آبکی و تومبون و چمیدونم پدر معنوی و...) در شان نیست... حتما الانم دارین به منم میگین راهبه :-S دوست عزیز نزنیدی این حرفا رو...طبع شاعرا لطیفه شکننده س...تحمل انتقاد رو دارنا ولی تحمل اهانت نه..تحمل اینکه کسی چکش بزنه به احساسات لطیف شاعرانه شون و با کلنگ بی رحمی و بی ملاحظگی باغچه شعری که با احساس چیدن رو خراب کنه رو ندارن... :< شما اون قسمتی که با خودتون حرف میزدین کاش اینم میگفتین: اقای قاسمی،روحیه شاعر لطیف است...در انتقادات کمی مراعات کن :-)
      • سلام خانم سپید من همینجا از همه ی عزیزانی که از نوع ادبیات نقد من، آزرده خاطر شدن معذرت خواهی میکنم بخصوص از خانم نورالسنا،خانم وحیدی،آقای تلیکانی و سکوت و ادریس زاده و حسینی و ... این محل زیبارو هم به وارثان هنرمند میسپارم بدرود @};-
      • در جواب خانم مريم سپيد =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • کار طعنه داری بود آفرین ، پسندیدم. @};- :-)
  • =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • درود عقیل عزیز.افتخاره تو کاره زیبا و اجتماعیت اول باشم @};- کار زیبایی بود ممنون جسارتن کمی تو این مصرع تو خوانش دچار مشکل شدم ریختـــه کوه و ریزعلـــے بی اعتناست انگار تو وزن هجا زیاد داره :-/ شاد باشی دوست من @};-
    • سلام ممنون از حضور ارزشمندتون بله حق با شماست این بند رو اگه هجی کنیم، واژه ی "ریخته" یه هجای اضافی داره...چون "ریخ" از نظر قانونی هجای کشیده ست و معادل یه هجای کوتاه و یه هجای بلنده (^-)..اما اینو هم در نظر داشته باشیم که مصوت "ای" به اون اندازه کشیدگی نداره که یه هجای کشیده مثلِ "ریخ" رو که از ترکیبِ مصوتِ "ای"بوجود میاد، نشه یه هجای بلند به حساب آورد از طرفی اگه برابری هجاها رو ملاکِ روونی وزن قرار بدیم، این بند، سربلند بیرون میاد... بازم ممنونم.. موفق باشید! ♥♥♥♥
      • =D> =D> =D> سربلند و زیبا اومدی.ممنون از توضیحات به جا و کاملت =D> @};-