اقلیم

« اقلیم »

توی جغـــرافیِ قلبـت من یه جای پرت و دورم
گوشه ی کویر یادت خیلی وقته سوت و کورم

توی نقشـــــه ی نگاهت جای من چقد غریبه
اونـــورِ مـــرز سـکوتت ، پُرِ رازای عجـــــیبه

توو خلیج مهـــربونیت عمـــــریه ساحل نشیـنم
دل به دریا مـــــی زنم تا اوج چشمــاتو ببینم

آشنام با ســرد و گرم فصل مخملیه دستات
یه جنوبیه اصیــــلم توی شرجـــــیه نفســهات

معتـــــدل ترین دقایـــق ، توو شمـــــال آرزومی
وقتی با طـــــــرح تبسّم مـــث آینـــه روبرومی

زندگـــیم یه رشـــــته کــوهه پُرِ پستی و بلندی
مـــث وقـتی که نباشی ، مـث وقـتی کـه بخندی

غرب و شرق بی کسیمو زیر و رو کنی دوباره
حتّی اقلیم غـرورم ، نشون از عشــــقِ تو داره

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

1021
۴۹

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون