شرط

تــو یه تفریط قشنگی ، اگـــــه افــراط حضــــورم
میدونی که زنده نیستم ، لحظه ای که از تو دورم

تو یه مقـــیاس عجیبی واســــه سنجش تحمّـــــل
منو بــــد به هم می ریزی ، حتی تـــُو اوج تعادل

تو یه منطق غریبی ، خیلی سخـته که ازت گـفت
یه دلـــــیل بی دلیـــــلی که نمیـــــشه نپذیرفــــت

تو یه احــــساس غلیظی که روونــی توی رگهـام
تو بـِهـِم نفس می بخشی ؛ حتی وقتی کـه نمیخام

تو یه مــرموز ظریفی که بهش نمیشه شک کرد
که ازش نمیشه برگشت ، یا حتی بهـش کمک کرد

تو یه مفـــرط محــالی ، وقتی قســمت بشه باشی
نشکن این قسمت محضو ؛نمیخام واسم خدا شی

تو یه مدرک اصیـــلی واســــه اثـــبات وجـــودم
کِی به چشم می اومدم من ، اگه عاشقت نبودم؟؟

میـــشه با شرط خیالت حتی بی تو زندگـــی کرد!
توی آغـــوش سرابم ، میـــشه رفع تشنگی کرد؟

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

807
۲۷

درباره‌ی ایمان جمشیدپور

متولد و ساکن استان بوشهرم از 16 سالگی ترانه سرایی می کنم.و عضو انجمن شعر فایز دشتی هستم. بیشتر قالبهای شعری رو کار کردم ولی دیدم علاقه خاصی به قالب ترانه دارم.بنابراین بیشترین تمرکزم رو گذاشتم روی ترانه.و تا الان بیشتر ترانه کار کردم. بطور اتفاقی با این سایت آشنا شدم و برام خیلی جالبه که تموم کسانی که اینجان ترانه سرا هستن و ارزش ترانه رو می دونن.خوشحالم که اینجام و امیدوارم دوستای ترانه سرا کمک کنن که بتونم کارای بهتری ارائه بدم.ممنون