تک نفره !

میری و از دور دس تکون میدی و می خندی
من بغضم و قورت می دم و میگم خداحافظ !
این جاده راه می ره تو رو تا آخر تقویم
من خونه هاش و تا تهش رنگ میزنم قرمز

بی تو پر از حزن غم انگیزه یه پاییزم
وقتی تو نیستی زندگی این گوشه تعطیله
حتا واسه پروانه بودن هم دلیلی نیست
تا کرم ابریشم بیاد بیرون از این پیله

از کوچه های خلوت این قصه می ترسم
از سایه هایی که همیشه پشت دیوارن
ممنونم از تو چون می دونم از تو جامونده
زخمایی که هیچ وقت من و تنها نمی ذارن

(( لبهای سرخت توی متن آینه جا مونده
زیباترین رنگ لباست روی جارختی
عطرت هنوزم تو نفسام جاریه هر شب
نقاشیه یک خواب دلچسب روی روتختی ))

  شبهای شعر من محاله بی تو و چشمات
تزریق مورفین هم دیگه این روزا بی اثره
بوی جنون کم کم داره دنیام و می گیره
شام تکی / تخت تکی / خوابای تک نفره !

از پنجره این جاده رو باید که سانسور کرد
وقتی که هیشکی مثل من مجروح رفتن نیست
با اینکه ویرونت شدم اما دوست دارم
هیج جا پارادوکسی شبیه عشق یک زن نیست !

وقتی می رفتی زیر لب گفتی که مرد باشم
اما من و بوسیدی و قلبم رو لرزوندی
من عاشقت بودم ازت چیزی نمی خواستم
از من تو عشق خواستی ! چرا ؟! وقتی نمی موندی !

سیگار و الکل گریه و موسیقی و سیگار
این چرخه ی روزای مردی که غمگینه
فکر فراموش کردنت رو داره می سازه
عکسای تو آلبوم که می سوزن تو شومینه … !

شبهای شعر من محاله بی تو و چشمات
تزریق مورفین هم دیگه این روزا بی اثره
بوی جنون کم کم داره دنیام و می گیره
شام تکی / تخت تکی / خوابای تک نفره !

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

درباره‌ی احسان ابوالحسنی

دختران شهر به روستا فکر می کنند / دختران روستا در آرزوی شهر می میرند / مردان کوچک به آسایش مردان بزرگ فکر می کنند / مردان بزرگ در آرزوی آرامش مردان کوچک می میرند / کدام پل در کجای جهان شکسته است که هیچکس به خانه اش نمی رسد ...