گناه جدایی

شبی از کنارم گذشت عطر ِ یادِت
من و دردِ غربت ..رسیدیم به دادت ..!!!

تا اسم ِ تو نَم.. بر لب ِ تشنه می زد..
به رگهام دوباره ..هَوَس دشنه می زد..!

هوای سکوت َ م (هم) پُر ِ درد ِ فریاد..
نَفَس تازه می کرد .. خداوند ِ بیداد..!

خداوند ِ بیداد ..به دست ِ تباهی ..
به دل رنگ ِ شب زد.. رسید این سیاهی..!

جدایی ِ ما و ..تن ِ سرد ِ حسرت..
چه مشق ِ بدی بود .. الفبای عبرت ..!

ندامت رسید از ..در ِ بی وفایی..
گناه ِ کمی ..نیست ..گناه ِ جدایی..!!!

نفَس هر نَفَس .. غربت غم گرفته..
به یاد تو روزام ..چه ماتم گرفته..!

شبی از کنارم.. گذشتی و ..موندی!

ببین توو ترانه َم .. نشستی و خوندی..!!!

1670
۹۱

  • سلام خانم ربانی بسیار زیبا بود @};- @};-
  • درود بانو ربانی گرامی چندوقت نبودم ؛ چقد جنجال شده تو آکادمی ... من که در بحث نبودم و قصد در ادامه دادن بحث خاتمه یافته هم ندارم .اما کاش برخی از دوستان اطلاع داشته باشند که افرادی که در همین اکادمی هم فعالیت می کنند افراد کمی نیستند و دانش ادبی بالایی دارن ( هرچند که به اعتقاد برخی ادبیاتی ها شاعران خوبی نیستند !!! ) و دوست داشتم این رو هم بگم که اگر دوستانی دانش ادبی دارند و نقد نمی کنند دلیل بر دوستی مزورانه شون نیست ؛ دلیل بر دشمنی با دوستانشون نیست ؛ تنها دلیل وارده اینه که هرکس کاری رو نقد کنه اول دوستان به ترانه ی خودش سر می زنند و دنبال ایرادات می گردند تا ثابت کنند شایستگی نقد رو نداشته هرچند که مرحوم بهار فرمودند ( وی بسا ناظم که او در عمر خود شعری نگفت ! ) ولی عاجزانه از همه ی دوستان می خوام که اگر هم قرار هست کسی رو مورد نقد قرار بدید ، اول از اصول نقد مطلع باشید و بعد لب به سخن باز کنید . نقد توهین نیست ، نقد تحقیر نیست ، نقد تنها راهگشایی و رهنموده ... به قول فرخ تجلی عزیز : ( گاهی یک تشویق کوچک از صدتا انتقاد کوبنده در پیشرفت یک هنرمند موثرتره ! ) اگر این گل ها و به به و چه چه های به قول دوستان الکی نبود شاید خیلی از افرادی که این روزه ترانه های خوبی هم می نویسند همان روز اول از آکادمی و ترانه سرایی سرد می شدند و عطای این کار رو به لقاش میسپردند . پس هر چیزی به جای خودش لازم و درسته .. در آخر لازم می دونم اشاره کنم به قسمتی از سروده ی ( درآمدی بر تصویر دوریان گری : اسکار وایلد ) : ( آنها که در چیزهای زیبا فقط معانی زشت می یابند و صورت های زشت را می بینند فاسدند، بدون آنکه جذابیتی داشته باشند و این عین نقصان است ) ترانه خانم ربانی ایرادهایی داشت و مطمئنا خودشون هم واقفن ؛ برای مثال من هم موافقم که خدای بیداد ترکیب مناسبی برای ترانه ی امروزی نیست اما نباید زیبایی ها و احساس جاری در ترانشون رو هم نادیده گرفت .. امیدوارم پرحرفی من رو ببخشید بانو ربانی :"> پسندیدم کارتون رو و التماس دعا @};- @};- @};-
  • درود حساب کاربری جعلی با نام علی ملکی به دلیل ایجاد تنش در فضای عمومی سایت و حساب کاربری سعید رحیمیان به دلیل ساخت اکانت جعلی و ایجاد حواشی فوق مسدود شدند. از کاربران فهیمی که به خاطر لحن بی ادبانه ی این کاربر مورد رنجش خاطر قرار گرفتند عذرخواهی می کنیم . چنانچه عزیزان برخوردهای زننده و مشابهی را در صفحات دیگر و روزهای آینده مشاهده کردند از طریق پیام خصوصی آن را به مدیریت مجموعه اعلام نمایند بدون شک در صورت مشاهده ی کوچکترین توهین به کاربران این مجموعه برخورد لازم تا حد شکایت به مراجع قانونی با ارائه ی آی پی و اطلاعات شخصیِ فرد خاطی صورت خواهد گرفت از دیگر کاربرانی که خواسته یا ناخواسته وارد این حواشی گردیدند درخواست داریم رفع سوءتفاهمات نموده و از ادامه ی این حاشیه ها در روزهای آینده خودداری نمایند با احترام / موسس و مدیر آکادمی ترانه احمد مصطفوی گلستانی
    • با سلام و درود فراوان @};- بسیار مفتخرم به اعتنای بجا و شایسته ی مدیریت محترم سایت و خود را ملزم به تشکر ویژه و علنی از کادر مدیریت میدانم .. بسیار ممنون از توجه ..تذکر و اقدامات شما .. بنده نیز علاوه بر تشکر از حضور تمامی دوستان در صفحه ی شخصیم.. از مجالی که برای آزردن خاطر دوستان در فضای ترانه ام به ناحق ایجاد شد پوزش میطلبم .. ضمن پوزش از وضعی که بدلیل فراهم آمدن اسباب زحمت برای کادر محترم مدیریت سایت .. بایستی با نهایت تواضع و احترام ابراز کنم . امیدوارم همه ی بزرگواران ..خاصه گردانندگان محترم سایت همواره سربلند و موفق باشند . @};-
  • سلام آزاده بانو استاد عزیزم از ترانه تون لذت برم نقد کردنو بلدم ولی سواد کافی برای نقد ندارم ! کاش کسانی که سواد دارن "نقد درست" کردن رو هم یاد بگیرن . . . ! :-) :"> :"> :"> :"> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام از ماست ممنونم از حضورتون . جناب جعفرزاده .. بنده هم با حضرتعالی هم عقیده ام .. شاید بر هر ترانه از صفر تا بینهایت نقد وارد باشد یا نباشد .. هر کس اختیار آنچه ما بعنوان نقد میشناسیم را دارد .. این اختیار را میتواند به دلخواه و صلاحدیدش ..در پای ترانه ای استفاده کند یا نکند .. صلاح مملکت خویش خسروان دانند ..اگر استفاده کرد جای گله نیست ..اگر نکرد جای مجادله نیست ..!اما این اختیار اعتبارش را از کردار ِ گفتار هر قلم بدستی میگیرد .. اگر این اعتبار محرز نباشد شرف ِ آن اختیار هم از دست میرود . منهم مثل شما کاشکی گوی این مجالم که برای هر فرد متصور است که پای ترانه ای دست دهد.گذشته از همه ی اینها خوشحالم زیارتتون میکنم .. سلامت و پاینده باشید قربان.
  • سلام به احمد اکملی. بدیهیه که با شما درباره ی لزوم بحث مودبانه همراهم. چیزیکه دارم میگم اینه که دشمنی صادقانه رو به دوستی مزورانه ترجیح میدم. به علی ملکی هم جمله ی مورد علاقه م از فیلم رونین رو هدیه میدم که خودش بهتر از من میدونه: « بیاموزیم حتی وقتی به دشمنمان شلیک میکنیم اینکار را با احترام انجام دهیم ». فراتر از اینها، اینجا خبری از دوستی و دشمنی نیست و صرفا نوعی بگومگوی مجازیه. توی مملکت زنده باد مرده باد، ما همینجوری رشد کردیم. تا یکی از خط قرمز عمومیمون عبور میکنه تکفیرش میکنیم. بدون اینکه فیلم موهن مقدسات و کاریکاتور موهن مقدسات رو دیده باشیم، بدون اینکه کتاب موهن مقدسات رو خونده باشیم میریم خیابون علیه شون شعارهای موهن میدیم. تا حالا توی این مملکت نیومدیم ببینیم دشمنمون چه مرگشه، نادیده تروریستها رو ترور میکنیم. آخه وقتی یه نفر به خودش بمب می بنده میره انتحاری خودش و یه عده رو می کشه حتما یه درد لامصب، یه باور دیوانه وار، یه هدف بزرگ داره، وگرنه آدم بیخودی از صندلیش پا نمیشه. تا حالا هیشکی نیومده که بشینه دلایل و قواعد اونا رو با هدف فهمیدن تحلیل کنه. الان علی ملکی اومده انتحاری توی دل آکادمی. آخه بیکار نیست، مریض نیست (ببخش علی ملکی)، روانپریش نیست، داره تنها با یه مجموعه روبرو میشه. خانم ربانی، من به عنوان کسی که حداقل ظاهرا و تا حالا مبادی آداب بوده، بی توضیح بیشتر میگم که ادب لزوم داره. من یه ترانه نوشتم که به خاطر همین جریانی که توی آکادمی هست منتشرش نکردم، و مطلعش این بود: « آکادمی جای خوبی نیس...» من متولیان آکادمی رو نمیشناسم، ولی از کم و کیف و شکل اداره ی آکادمی حس میکنم آدمای باز و باهوش و با کیفیتی نیستن. الان خودم دارم برای یه سایت معتبر کار میکنم که اونجا رو هم آدمای متوسط اداره میکنن. اصولا توی این ملکت آدمای با کیفیت یا توی زندانن، یا توی قبرستونن، یا دیوونه و قرصی شدن، یا معتاد شدن، یا توی همین مسیرها هستن. آدمی مث علی ملکی که من فقط در حد همین چن تا کامنت میشناسمش، و اهل چاپلوسی و هماهنگ شدن با جریانهای مزورانه نیستن کجای این مملکتن؟ هیچ جا. یه مهر باطل شد روش میزنن و حذفش میکنن. مگه اینکه یه نفر ضمانتشو بکنه و اونم تهعد بده که من البعد مودب باشه و قد دهنش حرف بزنه.
    • وحید عزیز تا یه جایی با حرفات موافقم. مودب بودن خوبه؛ ما به آقای ملکی نگفتیم نقد نکن؛ گفتیم یکم مهربون تر نقد کن.... یه مثال به روز می زنم؛ فرض میکنیم تیم سیاسی ایران می خواست در حد همچین لحنی با 1+5 مذاکره کنه؛ می دونی عاقبتش چی میشد؟! یه جنگ تازه راه میفتاد و الی آخر !؛ نقد خوبه؛ اگه با لحن مناسب همراه باشه.
      • مهسا جان، درست، در نظر بگیر که اون تنهاست.یه نفره در مقابل همه. آره، منم میگم علی مودب باش.
      • هی تایپ کردم و هی پاک کردم،بهتر حرف وحید که گفت یارو بمب به خودش میبنده پیدا نکردم همه کسایی که اومدن در مورد من نظر دادن گفتن ای بی ادب،یه سنگ هم به ما زدن ولی نگفتن البته شعره هم اینجاش ایراد داشتا،چون احساس کردم همه از نقد میترسن چون جایگاه پایینی دارن(پای بی ادبی نذارین) با کمال احترام خان عباسی شما هم به این درد مبتلایی و هنوز کار داری تا وزنتو درست کنی(جسارت نیست) و برای درست کردن اول باید از سرطان تعریف و تمجید های بیخودی دوستای صمیمی و... رها شی وگرنه روزی رو میبینی که پیر شدی،شعر میگی،یه عمر جونتو گذاشتی ولی هیچ جایگاهی در شعر پیدا نکردی زیر ترانه من؛حوای آدم و شیطان… شما نوشتن لایک عالی بود اگر جان شما ترانست،اگر روح شما ترانست،اگر با شعر نفس میکشی ای از ناسزا هم برای شما بدتره وحید جان میدونی چرا بهش گفتم افتضاح بود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟/ چون مشناختمش و میدونستم انسان انتقاد پذیری نیست(به خاط شناختهای قبلی) (دروغ از اونجا که به من گفت بی ادب ولی خودش به من محترمانه بی ادبی کرد،اشاره به پستهای بالا ی خودم میکنم و دوباره هم پایین میارمش) ((بنده دانش ایشان را بسیار نارساتر از آن یافتم که محیط بر مطلبی باشد من اگر به تک تک موارد ادعایی حضرتعالی جوابگو باشم .. گویی که به قدری کند فهم وصد البته خنگ تشریف دارم که غرض اصلی نویسنده را نگرفته ام .. و مثل یک آدم ساده لوح سر ِ کار م .. این است که معذورم از پاسخگویی به موارد مورد اشاره ی شما)) [-( [-( [-( تاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید تاکید تاکیدتاکید تاکید پشت بی ادبی من پنهان نشید،چون منتقد اگر بی ادب بود نویسنده با بی ادبی ازش استقبال کرد یاعلی حرف آخر شعری از روزبه بمانی یه روزایی مثل حالا فقط تو فکر آیندم یه روزایی دلم خوش نیست همون روزا که می خندم همیشه خوب می بینی همیشه حق ما با توست واسه مثل شما دیدن چقدر چشما رو باید شست کجای اعتقاد ما خرابه از دل ریشه که هر کاری تو این دنیا عذاب آخِرت می شه کجا می تونم عاشق شم کجای این همه فریاد کجای زندگی باید جوونی یاد آدم داد درست انگار افتادیم توی یک جنگ مغلوبه نه اینور دلخوشی داریم نه اونور حالمون خوبه کجا می تونم عاشق شم کجا دست تو رو می شه کجای این همه وحشت جوونیمون شروع می شه
      • علی ملکی عزیز شما مثل اینکه بنده رو با سرفراز فقید اشتباه گرفتید.... تمام اونایی که کار اول من رو دیدن حاضرن حرف منو تصدیق کنن. من یه نویسنده ی حرفه ایم نه یه ترانه سرا. نه با روحم ترانه میگم؛ نه با جونم؛ ترانه تفنن منه. من تو زندگیم در خیلی از استعدادهامو باز کردم؛ ترانه هم یکیش. و به همه میگم؛ سعی می کنم نقایصم رو برطرف کنم؛ نمیدونم چند تا ترانه ی دیگه میگم؛ اما برای آکاددمی دیگه نمیتونم؛ مجالش نیست... سعادت دیدار شما تو تقدیر ترانه های من رخ نخواهد داد؛ اما امیدوارم ترانه های دوستان رو یه کم ملایم تر له کنید..... در پناه حق....
      • من یه نویسنده ی حرفه ایم :<
      • آقای ملکی عزیز استاد بزرگوار ترانه و ادبیات کهن فارسی بهتره تمومش کنید این جا روال همینه اگه می خوای نقد کنی تو خانه ترانه ها می تونی رودررو نقد کنی کسی هم ناراحت نمیشه شما که ادعا دارید رفتارتون اینه مایی که تازه اول کاریم باید چه رفتاری داشته باشیم؟؟؟
      • جواب شما مشابه جوابهایی که به دوستان دادم از جمله مهسا عباسی
      • جوابشون اینه: " کنار برید تا بنده با یکه تازی هام همتونو از دم تیغ بگذرونم!" متاسفم آقای ملکی. از این که آکادمی رو به میدون جنگ مبدل کردید.. راستی دو تا کامنت بالاتر؛ " من یه نویسنده ی حرفه ایم..." :< منظورتونو متوجه نشدم.....
      • علی، توی معرفیم توی صفحه ی من کنار اسم من چی نوشته؟ امید رهایی نیس...وقتی همه دیواریم... توی این ماه هزار بار اینو گوش دادم: نگفتمت که این جماعت جریده با خط و رد وحشی نگاهت غریبه اند...نگفتمت که جای بوسه آلتی کریه بر دهان سرخ آتشت می نهند....نگفتمت که هر چه گفتی و نوشته ایم کشک بود...نگفتمت نرو که رفتنت نتیجتا اشک بود............. حالم این روزا حال خوبی نیست قلوه سنگی توو کفش این دنیاس من به روزای خوب مشکوکم شک دارم ختم ماجرا اینجاس...
      • آقای ملکی گرامی چیزی که باعث این همه تنش و عکس العمل کمی تند دوستان نسبت به شما شده نقدتون نیست بلکه لحن و شیوه ی نادرست نقدتونه... من کاری به ترانه ی سرکارخانم ربانی که قطعا مثل تمام آثار همه ی شعرای طول تاریخ ادبیات ایرادهایی هم براون محتمله، ندارم اما لحن شما لحن یک منتقد دلسوز نیست لحن کسیه که برای تخریب و تحقیر شاعر اومده و داره از برج عاج خودش به دیگران نگاه می کنه. قطعا منتظر ترانه ای از شماهستیم تا از منظر دو شاعر و با داشتن مصداق و دلیل باهم گفتگو کنیم :-) موفق باشید. ((بردبارری نصیبتان))
      • میخواستم جمعی رو روشن کنم،با یک اسم غیر حقیقی وارد شدم،نمیخواستم این فریاد که باعث بیداری بعضی ها میشه به پای سعید رحیمیان بزنن،نمیخواستم بازداشت شم ولی میخواستم بیدار کنم عده ای رو شاید یه جاهایی حق با شماست و توی این همه شعر بی وزن و قافیه و من در آوردی قرعه به خانم ربانی افتاد من یک بار قبلا از ایشون نقد کردم ولی ایشون گفتن(به صورت کلی)میتونی نخونی و تو پست ما نیای من از چیزی نسوختم ولی بعدا که گذر کردم به شعرا رفتم تو پست ایشون شاید فرجی شده باشه،دیدم به به شعر با این همه ایراد مردم چه الهامها که نگرفتن،گفتم اینجا جاشه که یه زلزله ای به پا کنیم شاید بعضی ها به خودشون بیان،با اون پیش زمینه بود که من از ایشون خواستم که از روی صندلی ترانه سرایی بلندشن خانم غفوریان شما با اینکه یکی از بهترینها هستید ولی بسیار بسیار بسیار بسیار بسیار کم نقد شدید و به نظر من شعر شما هم جای نقد زیاد داره همونطور که در شعر آخرتون گفتم ولی فضا اینقدر خرابه و داغونه که یکی باید خودشو آتیش بزنه،خود کشی کنه تا بقیه بیدار شن،ترجیح دادم سعید رحیمیان نباشه،حرفم رو زدم حرفهای که با صورت علی ملکی مجازی و غیر واقعی زدم و جوابی نشنیدم چون نداشت و همه پشت بی ادبی ما پنهان شدن،خانم ربانی بی ادبی کرد،فریاد زدم کسی به روی خودش نیاورد و همه گفتن چقدر بی ادبه،میبینی؟؟؟وای وای. ،خانم ربانی گفت این تعریفها بیشتر بهم حال میده،برو حال ما رو خراب نکن بذار تو حال خودمون باشیم و ازمون تعریف شه ما رفتیم یاعلی حرف آخر از روزبه بمانی هنوزم دلم تنگ میشه براش واسه هرچی تو قلب هم کاشتیم واسه لحظه هایی که میدیدمش چه احساس خوبی به هم داشتیم هنوزم دلم تنگ میشه براش واسه زندگی کردنه بچگیم واسه آرزوهای کوچیکمون واسه بهترین آدم زندگیم همون که به دردای من گوش کرد همون که بت هم زبونیم بود کسی که نبودش منو پیر کرد کسی که تمام جوونیم بود یه حس بدی بود تو رفتنش که بود و نبودم رو بر باد داد ازم زندگی کردنو پس گرفت کسی که به من زندگی یاد داد
      • لطف کنید بیرون بروید از پیج بنده من که فهمیدم ودیدید که به روتونم آوردم با زبان طنز .. که با آیدی های متفاوت وارد میشوید ..خدارا شکر میکنم قدری از هوش و تحلیل بهره دارم که کفایت امورم را بنماید .. خارج شوید از نحوه ی تکلم ورفتارتان معذب و متعجب میشوم .. خود شما به لحاظ مانور رفتاری که داشتید برای بنده از درجه ی اعتبار ساقطید چه رسد به نظر شما .خارج شوید چون اختیار پیجم را دارم که از آنکه نمیخواهم پذیرا نباشم . بفرمایید خیر پیش.
      • از هوش سرشارت برای دفاع کردن از شعرت استفاده کن نه شناسایی افراد،واقعا متاسفم که اصل به راحتی فراموش شد،ماشاالله اینقدر از بچه ها تعریف شده از سر توهم کجاها که خودشونو نمیبینن از پیج شما میرم در صورتیکه جوابی نبینم،جواب بدی میایم جوابتو میدم :-))
      • حاضرین گرامی و دوستان عزیزی که مهمان این صفحه ا ید خانومها و آقایون.. به ترتیب آقای گرمسیری .آقای عباسی.آقای اکملی آقای کشاورز خانوم دهقانی .خانوم نقدی پور .جناب بهاری زاده .جناب جاویدان .خانوم رئیسی خانوم باقری .جناب شریفی . جناب غمخوار . خانوم حامی دوست .جناب صادقی . خانوم اکبر زاده . آقای دهقانی . جناب قائدی جناب تاج جناب ثامتی خانوم عباسی.. دوستان .. هر کدوم از آرای شما برای بنده محترم بوده ایمان دارم برخاسته از پسند وسلیقه و بدور از ملاحظات دیگر بوده من میدانم من باب مثل جناب جاویدان به هیچ وجه عادت به مجیز گویی خدای ناکرده و تقدیم گل و تشویق و .. ندارند گاهی همراهی شون را بر اساس سلیقه و پسندشون با یک جمله کوتاه ..گاهی با یک گل نشان داده اند ..در این ترانه جناب تاج حضورشون را با تقدیم یک گل اعلام کردند در حالیکه در ترانه های دیگرم هست که بسیار تعریف هم کرده اند .. هر کس در این صفحه آمده نه مجبور نه بدهکار نه عاجز از نقد وتحلیل ونه چاپلوس بوده .. گناه کبیره که مرتکب نشدند یک ترانه را به دلایلی که برایشان مشخص است تایید کرده اند پسندیده اند ..همه ی این جماعت باید حساب به یک فرد پس بدهند به دلیل ابراز نظر شان ؟؟؟؟؟؟ رای یک فرد منفی ست ..بسیار خوب نظرش را بدهد .. چرا نظر دیگران را به چالش میکشد ؟؟؟؟ مگر این جماعت قیم ِ فکری و هنری میخواهند .. ؟؟؟؟ از اکثریت قریب به تمام افراد خواسته میشود که تغییر جهت و موضع بدهند راهشان را عوض کرده دنبال یک رای بروند ؟؟؟؟ همه ی این جماعت کج و کوله بینند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ من از آرای برخاسته از دل شما دوستان با آزادگی حمایت میکنم ..به هیچ وجه هیچکدام شمارا شخصیت ضعیفی نمیبینم که عاجز از ابراز نظر خود باشید .ممنونم که جمع متعادل و متعارفی را تشکیل داده اید . برعکس دوست خوبمان جناب لیمو چاه ..از این سایت به عنوان سایت وزین و کاردان و بسیار خوشفکر و فرهیخته یاد میکنم خوشحال و مفتخر به عضویت در این سایت هستم .. تقاضا دارم افرادی را که صراحتا" از تخاطب و مواجهه با ایشان کناره گرفتم .. حداقل ادب را رعایت نموده از این صفحه خارج شوند ..حریم قلم و اندیشه ی مرا آلوده به تفکرات و زبان غیر متعارف و غیر متعادل خود ننمایند . من هرگز قصد تخاطب وتکلم با چنین اشخاصی را ندارم ..به رسم متعارف بنده خواهش میکنم آقای ملکی این صفحه را ترک کنید .
  • من یه تجربه ی شخصی خودمو میگم یکی از خانومهای آکادمی دعوتمون کرده بود ترانه شو بخونیم و نظر بدیم، من هم به اصطلاح فک کردم خرس هم کدخداست (ضرب المثل ما گیلک هاست)، رفتم ترانه شو خوندم و واسش چن صفحه نقدعلمی در حد سواد ادبی خودم نوشتم. برام عجیب و خنده دار بود که اون بنده خدا حتی یه کلمه هم جواب نداد و حتی دیگه نیومد پای ترانه های من. در عوض با دیگران که به به و چه چه میکردن کم مونده بود عشقبازی مجازی کنه. یه خرده که چه عرض کنم، بیشتر از یه خرده فضای خاله بازی هست که اونم طبیعت فضای مجازی ایرانیه. چون ما توی دنیای واقعی محبت کم داریم اینجا فرصت میکنیم با خودمون حال کنیم. خانم ربانی و باقی دوستان لحن و طبع منو میشناسن، ابدا قصد توهین یا توجیه وهن رو ندارم. با اینحال حس میکنم علی ملکی داره بیراه نمیگه. شناخت مجازی من از خانم ربانی به ام میگه ایشون نیازی به جانبداری نداره. به بنده هم همیشه لطف داشته. اما بازم میگم علی ملکی راجع به چیزی حرف زد که من به اش میگم سرطان شیرین آکامی. طبیعتا خیلی از بچه های آکادمی با همین فضا خوشن و دنبال چیزی دیگه ای هم نیستن، پس بحثی نیست. درباره ی مسائل فنی مربوط به ترانه ی خانم ربانی هم نظری نمیدم. چون اصلا قصدم ا اومدن توی این بحث، مسائل فنی ترانه نبود.
    • تجربه شخصی شما چنانکه خودتون محترمید برای بنده محترم .. اما چه در فضای حقیقی و چه مجازی غرض مثل دم خروسی ست که قسم حضرت عباس را زیر سوال میبرد.. بله انتقاد /نقد / تحلیل .. داریم ..و قبولش هم داریم .. اما هم نقد چهار چوب دارد هم اخلاق و منطق گفتگو .. اینکه خارج از وضع و شان متعارف .. باب گفتگو را از در بی ملاحظه گی و بی پرنسیبی بگشاییم و هر طور با هر که ..سخن بگوییم از ادب ..از دوستی .. از فضای نقد به دور است ..اگر از حق اظهار نظر ایشون دفاع میکنید و از این جنبه وارد میشوید قدمتون بر چشم ما ..ما نیز چنین حقی برای ایشون و همه ی دوستان قائلیم ..اگر نباشیم که ادعای انسان بودن نداریم ..اونچه مورد اشکال و ایراد است لحن مکالمه و تخاطب ایشون با کسی ست که مورد خطاب قرار میگیرد ..بنده از حق و شئون خود بگذرم .. دوستان هم از حق امنیت و آسایش روحی و وجدانی خود بگذرند .. این سایت و گردانندگانش آیا حق حفظ حداقل متعارف فضای امن را در حفظ حریم اعضای عضو ندارد؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ آیا کسی که الفبای معاشرت جمعی را که شرط ادب است بجا نمی آورد گفتارش به عنوان یک اظهار نظر ِ مقبول و متداول دچار خدشه نمیشود؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟وقتی بنده از ضمیر جمع برای تخاطب شخص استفاده میکنم ..که پیام و معنایش این است که بدوستی حرمت نگه داشته شود..(با کسی که قطعا به جهت سن و سال از ایشون حد اقل چند سالی بزرگتر است ).. در وضعی که لحن کلا م ایشون از همون ابتدا ..شخص بنده را منکوب میکند نرسیده به ترانه ام ..در صورتی که ایشون قاعدتا میبایست جهت گیریش به سمت اثر باشد نه لحن موهن به صاحب اثر.. آیا این هم مورد تصدیق شما میتواند باشد ؟؟؟؟؟؟؟کلام بنده عادتا" و برحسب تربیت خاصی که بوده همینگونه است .. در کلاس درس در ارتباط با دانشجویان و دوستانم ..در همین حیطه جولان میدهم آیا صحیح است که با ضمیر مفرد و به نحو تخقیر آمیز و اونچه که دیده شد ..باب گفتگو که خیر ..باب مجادله گشوده شود؟؟؟کسی که بزرگ است .. با هیچ تحقیری کوچک نمیشود ..و کسی که بزرگ نیست .. نمیتوان بزرگی به او داد ..اینها هدیه و هبه نیست که کسی به انسان بدهد ..کسی از او بگیرد .. بلکه اینها خصلتی ست که از یک عمر سابقه ی تربیت و اصالت و انسانیت در صاحب خود گزارش میدهد یا نمیدهد..به یک نشست و برخاست .. شجره نامه ی صد نسل گشوده میشود .. هم یک فرد ..هم یک خانواده ..هم یک خاندان هم یک خاک و مرزو بوم وکشور ..در همین کنشها و منش ها .. دست خودو آنچه دارند را رو میکنند ..آنچه در ذوق بنده خورد نه انتقاد بجا و بیجای ایشان .. که گذشته از هر چیز رفتار ِ گفتار ایشان بود که خب ..گفتنی ها راگفت و مرا به یاد این بیت انداخت که : سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست /قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود. این بیت را از جهت خصلت رفتار و منش گفتار ایشون عرض کردم ..سوء برداشت نشود احیانا".. رفتار شایسته همان کاسه ی زرین در دست گفتاربنده بود که به سنگ بدگوهر گفتار ایشان شکست ..قیمت و قدر رفتار من و گفتار آمیخته به ادبم ..با شکستن حرمت فضای دوستانه توسط ایشان کم نشد .. والّا ترانه ام را زر و انتقاد ایشان را سنگ محاسبه نکردم.روزی حضرت علی ع با شخصی که از ایشان زره ای دزدیده بود ملاقات کردند در محکمه ی قاضی ..قاضی از حضرت پرسید برای چه حضور و از چه گله و شکایت دارند ..خواسته شان چیست ..ایشون در حضور دزد اموال خویش بدین ترتیب لب به سخن گشودند ..که : من زره ای داشتم ..به این مشخصات .. نه آن را گم کردم .. نه بخشیده ام ..برای همین اینجا حاضر شدم .. !!! در حضور دزد اموالشان از بکار بردن واژه ی دزدی یا دزد هم پرهیز نمودند ..گفتند نه بخشیدم نه گم کردم ..شق سوم آن ..این میشود که به یغما رفته ..دزدیده شده ..اما ایشان به جهت بزرگی خودشان کوچکی غیر را نپسندیدند .. آیا امامت چنین بزرگوارانی بر ما فقط یادگیری نام آنان به ترتیب امامتشان است یا باید رفتار خود را از حداقل مناسبات انسانی خالی نگداریم ..بنده بلد نیستم فرضا" ترانه بگویم..(فرض محال که محال نیست)ایشان آداب گفتگو را بلدند .. اعم از انتقاد و غیر انتقاد؟ ترانه چهارچوب دارد ..ایشان واردند به چهار چوب ترانه .. گفتار چهارچوب و حدود و ثغور ندارد؟؟؟ پرنسیب ندارد؟؟؟ نقد همین یک لحن را میپذیرد که ایشان بدان تکلم میفرمایند؟؟ بگذریم که بنده دانش ایشان را بسیار نارساتر از آن یافتم که محیط بر مطلبی باشد ..که بماند.. ترانه بد ..خود بنده بد ..سلیقه و عقیده ی دیگرانی که نظرشان را خالصانه گفته اند بد .. رفتار و گفتار ایشان خوب بوده است؟؟؟؟؟؟؟ آیا انسانی که نفس میکشد .. احساس دارد .. حرمت برای خویش و دیگران قائل است .. دست از پایی خطا نکرده در حق فرد مورد بحث.. که مستوجب چنین بی حرمتی یی شود ..بلکه تنها نتوانسته سنگ بردارد به دهان آنانکه ترانه اش را خوانده اندو برعکس فرد مورد بحث ..فهمیده اند ..از درک و فهم آن محظوظ شده و لذت برده انددر نتیجه پسندیده اند و در نتیجه نظرشان را به علاوه ی لطفی به صاحب اثر ابراز کرده اند بزند .. حفظ شئوناتش ..فضای مجازی و غیر مجازی میشناسد ..فضا مجازیست آیا انسانهاهم مجازی اند یا حقیقی؟؟؟؟ ابدا" بحثی در مورد ترانه ندارم .. چون باب گفتگو باز نشد ..در ِعداوت گشودند و بنده منصرف شدم از مخاطب قرار دادن فرد مورد نظر .. بنده از رفتا ر و منش و فضایی صحبت میکنم که مال این جمع نیست ..ایشان سعی در تحمیل این فضا به بنده و دوستانم داشتند ..این بسیار زننده و ناشایست است .. امیدوارم همه سلامت باشند در صحت جسمی .. روحی ..رفتاری و معاشرتی ..روزگار به از اینی فراهم آید.
      • جوابی نداشتی خانم محترم چرا بحث رو عوض میکنی،میدونم الان وقتی که استاد هستی یکی بیاد بگه شعرت اصلا شعر نیست،البته این نوع گفتن حسنهایی داره من بی ادب نیستم ولی باید یه جوری این کوه توهم بشکنه و واژه ای که استفاده کردم درست بود(افتضاح) حوصله نداشتم تو صحبتات بگردم ولی شما که با ادبی چرا این کلماتو به کار بردی؟؟؟ ((بنده دانش ایشان را بسیار نارساتر از آن یافتم که محیط بر مطلبی باشد من اگر به تک تک موارد ادعایی حضرتعالی جوابگو باشم .. گویی که به قدری کند فهم وصد البته خنگ تشریف دارم که غرض اصلی نویسنده را نگرفته ام .. و مثل یک آدم ساده لوح سر ِ کار م .. این است که معذورم از پاسخگویی به موارد مورد اشاره ی شما)) دوستان همه دیدن؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ شما پشت بی ادبی من پنهان شدی که از خودت دفاع نکنی.از شعرت.هممون شعر بد گفتیم، احمد جان @};- وحید جان @};- خانم رئیسی @};- خانم ربانی @};- سر دم دار این سایت کیه؟شاید انسانهای محترمی مثل خانم غفوریان،ولی میدونید که ایشون هم بسیار جای نقد داره؟؟ بچه ها سایت رو اگر دوستانه هم کردید راه رو برای نقد نبندید،وقتتونو تلف نکنید،با عرض معذرت باید بگم که وقتی از شعرهای بی وزن و قافیه فوقولاده تعریف میشه بعد تازه یه بیتشو مینویسن و یه گل کنارش میذارن حالت تهو میگیرم و اینو برای شاعر از هر چیزی بد تر میدونم آره گاهی باید آروم صحبت کرد،گاهی باید تشویق کرد،ولی گاهی باید تخریب کرد،گاهی هم باید گفت تو به درد این کار نمیخوری(البته نه همینجوری و با بررسی کامل)،بذار اون دختری که این حرفو میشنوه یه هفته گریه کنه،ولی عوضش عمرشو هدر نمیکنه و وقتش برای استعداد دیگش و جای دیگه استفاده میکنه
      • بیشتر این کامنتها ناقض ادعاهای مطرح شده است ..مگر اینکه در ذهن و فکر و جان این دوستان عزیزی که از اثر خوششان آمده ..انگیزه ..فکر یا عقیده ای باشد که ایشان خود از آن باخبرنیستند و رای یک فرد همه ی آرا ءوسلایق را میتواند نقض کرده زیر سوال ببرد وبه ایشان گزارش کند که آنچه را دریافتید پسندیدید ..لذت بردید و تعریف کردید .. بیدلیل بوده ..لابد چنین قوه ای هست که ما خبر نداریم که کسی از دل دیگری و علت پسند یا ناپسندش مطلع باشد و فرد اظهار نظر کننده از خود بیخبر ..! من کسی را لایق صحبت میدانم که رعایت حداقل احترام را در کلام داشته باشد ..و از حداقل دانش بهره برده باشد .. صفحه ی من ابدا" جا و جولانگاه تاخت و تاز مزورانه و بی ادبانه وبی شرمانه نیست .. اگر از این پس گذشته از هر نظر ..که مثبت است یا منفی.. که قابل ارائه است ..که شکی در آن نسیت .. شخصی با زاویه ی غیرمتعارف و غیر مودبانه ..آغاز سخن نمود ..صرف نظر از آنچه میگوید که قابل استماع هست یا خیر .. بابت لحن نامعمول و غیر متعارفش ..خود را مجاز به عدم پاسخگویی میدانم ..و در حیطه ی بحث ابدا" چنانکه دیدید در این مورد ..وارد نشده و ایشون را مخاطب شخصیت خود محسوب نمیدارم .. و اگر بدین نحو اسباب آگاهی و تنبیه (آگاه) فراهم نشود .. گویا حضراتی هستند که هیچ پرنسیبی برای گفتار خود قایل نیستند گذشته از گفتار .. از حداقل رعایت کدها در ارتباط انسانی عاجز یا بری هستند .. من کلام خود را در آغاز باسلام به کوچک و بزرگ این جمع شروع میکنم .. نهایت دقت را در گفتارم سعی میکنم بخرج دهم .. ضمن اینکه تکه پرانی و درشت گویی ها راهم میفهمم و این را هم لزوما" میفهمانم به طرف ..با لحنی طنز آمیز و البته که در ِدوستی را نمیبندم .. فراتر از اندازه ی ظرفیت معمول ظرفیت و صبر و حوصله بخرج میدهم ..توقع بزرگی نیست اگر یک هزارم اینرا توقع از دوستان داشته باشم ..نه فقط برای شآن خودم .. بلکه حتی شآن محیطی که در فضای ادب و دانش به عنوان فضای مجازی ایجاد شده است .. و حتی برای رعایت حرمت و شآن دوطرفه و دوسویه.. دوستان اگر دیدند کامنتی از طرف بنده در ظرفیت حداقل اعتنا نبود ..خواهند دانست از چه بابت است .. نه در خانه نه در زندگی نه در محیط کار چنین فضایی را نه ایجاد ونه تایید کرده ام ..اینجا هم که صفحه ی شخصی بنده است تا حدی که اختیارم اجازه بدهد از نشر چنین فضایی و راه انداختن چنین دکانی برای خریداران بی حرمتی ممانعت بعمل آورده و از آن پرهیز میکنم .. اجازه نمیدهم فضای امن و اعتماد به آراء و ایده ی همگنانم آمیخته به تراوشات ذهنی شود که گویی در دل همه راز نهفته ی رفتار و اظهار نظرشان را کشف نموده حالا محیط فراهم شده که کشف راز نموده از دل پانزده شانزده کامنتی که رایی خاص داده اند در بیاورد که یا بدهکار تعریف از فلان بوده اند یا مجبور به حضور و دادن رای مثبت بوده اند یا ترانه را درک نکرده تعریف کرده اند .. یا ذهنشان مشوش است که .. من ابدا" چنانکه ملاحظه شد مِن بعد ازاینهم چنین رفتارهایی را از هر شخصی نخواهم پذیرفت .. صد صفحه کامنت بگذارد .. قابل یک آن اعتنای بنده عمدا" نیست .. این کازه کوزه ها را جمع کرده به جای دیگر ببرد..ماهم نقد ..هم نقاد ..هم چهارچوب هم لحن مکالمه ی غیر مغرضانه را میشناسیم .. خودرا هم خوبتر از هرکسی میشناسیم .. عمری را که پشت نیمکت درس و مشق گذرانده ایم شاید از عمر بسیار کسان که در پای ترانه ی ما حاضر میشوند کمتر نباشد . به هرحال از فضای تنش و گفتار بی شرمانه خارج از عرف معمول که دوستانم را آزرده کرد معذرت میخواهم ضمن اینکه اگر تکرار شد در دفعات بعد قول میدهم که کاملا " چنین لحن وخطابی رابی پاسخ بگذارم ..که گفته اند برای چنین موقعیتهایی ..خاموشی ..خاموشی و خاموشی .. تنها راه چاره و جوابیست که میماند.
    • سلام وحید جان. @};- صبحت بخیر. اگر نقد من رو زیر کار وستان دیده باشی همیشه اول تعریف میکنم و نکات مثبت کار رو میگم بعد میگم در ضمن فلان جا این ایراد به ترانه وارده. ما اینطور میگیم بازم دوستان از ما ناراحتن که البته این هم فقط بخاطر همین مجازی بودن فضاست و لحن مشخص نیست برای همین خیلی باید مراقب بود تا کسی آزرده نشه. برای همین خانوم ربانی خیلی دوست داشتن که دوستان جایی جمع بشن وحظوری تبادل نظر کنن و دفتر کار خودشون رو هم پیشنهاد دادن.
      • احمد جان راهش این نیست،جواب شما جواب خانم رئیسی در پایین
      • من اصلا در حدی نیستم دیگران رو نقد کنم من هنوز شاگرد تنبل کلاسم اما اگر پیشرفتی داشتم از زبان ملیح دوستان بوده که در نقد من داشتن خانوم ربانی خانوم.خانوم غفوریان.دیانای عزیز.احمد چکاوک. مجید شمس. و همهی دوستانی که نمیدونم کجا هستن ولی منو شاگرد خودشون کردن
    • با تشکر از هم شهری عزیز آقا وحید یه نفر بالاخره ما رو حمایت کرد و حرف ما رو فهمید در مورد خانم رئیسی باید بگم که شعراتو خوندم و باید بگم که خوب بودن ولی بیتت با این بیت چقدر فاصله داره خواهرم؟؟؟؟؟؟ یه بیت شما:یه بغــضـه نیمه کاره تو گلوتـــه / شدی شاعر که کوهِ درد باشی / برای لرزشِ این شعــــروکاغــذ / بسوزیــو ولی یک مـــرد باشی روزبه بمانی:همه درد منی تو،غم دنیا که غمی نیست،من ازت خاطره دارم..،خاطره درد کمی نیست..... از لحاظ ارتباط عمودی و ارتباط معنایی خیلی زیاد(برای شما یه فاصله شش هفت ساله) ایرادهای شعر شما رو میگم چند تا که بدونید:بغض نیمه کاره ترکیب خوبیه؟(بغض نصفه)کوه درد ترکیب تکرایی نیست؟ مگه موقع نوشتن کاغذم میلرزه؟بعد برای لرزش این شعر و کاغذ بسوزی ولی مرد باشی؟مگه نسوزی مرد نیستی؟ این نقدهایی کمیه به شعر شما،البته باید بگم شعری که توش از خانم غفوریان تشکر کرده بودین(پست آخر)بهتر بود ولی جای خیلی نقد داشت تو پست شما همش گل بود و تعریف و خیلی باحال،با چی این مسیرو شش هفت ساله رو میخوای طی کنی؟؟؟؟ فقط میگم که بذار نقد شید،راه رو برا اینکه یقه تونو بگیرن(نقد سخت کنن)باز بذارید وگرنه...... .
      • آقای ملکی من چی گفتم شما چی میگید؟؟؟ مگه من ادعایی کردم که شما منو با روزبه بمانی مقایسه میکنید ؟؟؟ من گفتم شعرام بی نقصن؟؟؟ بله ترانه های من تا دلتون بخواد نقد برش وارده من هم همیشه از نقد استقبال کردم و به همین دلیل هم ترانه هام رو در آکادمی گذاشتم وگرنه به به و چه چه دیگران رو خیلی جاها میتونم ببینم با به جاهایی با شما موافقم بله متاسفانه دوستانی که میتونن نقد کنن و این کارو نمیکنن ظلم میکنن به شاعر من از همینجا از دوستانی که واقعا میتونن نقد کنن لطفا چشم پوشی نکنن و را ه پیشرفت رو برای دوستان هموار کنن اما من چی گفتم ؟؟؟؟گفتم نقد کردن اصولی داره فکر نمیکنید نقد رو میشه خیلی محترمانه به طرف مقابل گفت نه اینجوری :"افتضاحه" اصن این ترانس؟" کسی که میاد برای نقد باید به فکر پیشرفت طرف باشه نه فکر تخریبش شما میتونید طوری نقد کنید به که ب کسی بر نخوره و نقد تون رو با کمال میل بپذیره و قطعا قبولش میکنه و سعی میکنه نقاط ضعفش رو برطرف کنه اما با توهین چی؟؟؟ طرف مقابل حتما جبهه خواهد گرفت و نقد هم جایی نمیرسه متاسفانه شما نقدتون رو با مسخره کردن طرف و توهین بهش میفهمونید حالا نمیدونم من تعریف نقد کردن رو من در کلاس و درس اشتباه فهمیدم یا شما :-? پیشنهاد میکنم به این لینک یه سری بزنید http://020.ir/%D8%B1%D9%88%D8%A7%D9%86%D8%B4%D9%86%D8%A7%D8%B3%DB%8C/%D9%86%D9%82%D8%AF-%DA%86%DB%8C%D8%B3%D8%AA-%D9%88-%DA%86%DA%AF%D9%88%D9%86%D9%87-%D8%A8%D8%A7%DB%8C%D8%AF-%D8%A7%D9%86%D8%AA%D9%82%D8%A7%D8%AF-%DA%A9%D8%B1%D8%AF%D8%9F
      • رئیسی:واقعا متاسفم که هنوز بعضی ها یادنگرفتن “نقد” کردن با کوبوندن شعر و بی احترامی فرق داره من:بچه ها سایت رو اگر دوستانه هم کردید راه رو برای نقد نبندید،وقتتونو تلف نکنید،با عرض معذرت باید بگم که وقتی از شعرهای بی وزن و قافیه فوقولاده تعریف میشه بعد تازه یه بیتشو مینویسن و یه گل کنارش میذارن حالت تهو میگیرم و اینو برای شاعر از هر چیزی بد تر میدونم آره گاهی باید آروم صحبت کرد،گاهی باید تشویق کرد،ولی گاهی باید تخریب کرد،گاهی هم باید گفت تو به درد این کار نمیخوری(البته نه همینجوری و با بررسی کامل)،بذار اون دختری که این حرفو میشنوه یه هفته گریه کنه،ولی عوضش عمرشو هدر نمیکنه و وقتش برای استعداد دیگش و جای دیگه استفاده میکنه))) بعضی وقتا یه خونه ای رو باید کامل خراب کرد و ساختمان تازه ای ساخت،بعضی ها حتی حق نشستن در روی صندلی رو که گرفتنش ندارن ولی شاید بگید چه اینقدر تند،منم به دلایلی نمیتونم بگم که ............ در هر صورت اعتقاد دارم گاهی باید تو صورت نویسنده چک زد تا از خواب بیدار شه،گاهی هم در خروچ رو نشونش داد و گفت شما به درد این کار نمیخورید،تلخه ولی حقیقته شما رو نقد کردم تا بدونید نوع نقدی که تو این آکادمی میشه به درد جوی آب هم نیمخوره،کسی اشکالاتونو نمیگه،بذار بیدار شی حتی به قمیت خورد شدنت
      • از همه ی بچه های آکادمی واقعا عذر میخوام که بدون مقدمه وارد گود میشم... آقای ملکی اگه میخوای انتقاد کنی لحن احترام آمیز مال همچین وقتاس..... اینجا یه مرکز برای یادگیریه.... خیلی راحت می تونستید حرفاتونو تو یه پیغام شخصی برای خانوم ربانی بفرستید... نه اینکه ترور ماهیت کنید و تخریب شخصیت...اینجا هیچکس زیر بیرق یه ترانه سرای خاص نایستاده.... و کلام آخر: اینجا " آکادمیه ترانه ست نه میدون دعوا" با تحکم نمیشه کسی رو دعوت به شنیدن گفتگویی کرد که اشتیاقی برای شنیدنش نیست...
      • من مخالف لحن آقای ملکی هستم مخالف این نقد همراه با توهین اما این که میگن نقد نمیشه دوستان آقای ملکی درست میگن اگر من پای ترانه ایی برم و نواقص کارشو ببینم و چشامو روش ببندم و تعریف و تمجید کنم به اون ترانه سرا ظلم کردم پس چه خوبه کسایی که سر رشته ایی در ادبیات دارن و ترانه رو میفهمن ترانه ی دوستان رو نقد کنن و دوستان هم به جای جبهه گرفتن مشکلاتشون رو رفع کنناما نقد نه توهین !!!! به خودم میگم اگر کارمن اینجا نقد بشه و مشکلاتش رو بدونم خیلی بهتره تا دریک جمع بزرگتر گفته بشه پس این لطف در حق هم کنبم و هم دیگرو از نقد کردن محروم نکنیم اما نقدی محترمانه نه به شیوه ی آقای ملکی!!!!!!
  • وجدانا اینیکه نوشتی اسمش ترانس؟یعنی چی شبی از کنارم گذشت عطر یادت،بعدش گفتی منو درد غربت رسیدیم به دادت،مصرع منو درد غربت رسیدیم به دادت چه ربطی به شبی گذشت عطر یادت داره،عطر یکی کنارت رد شه تو چجوری میتونی برسی به داد خودش،همین یه بیتت کلی ماوراییه، هوای سکوت َ م (هم) پُر ِ درد ِ فریاد.. نَفَس تازه می کرد .. خداوند ِ بیداد ترکیبهای بد،خداوند بیداد یعنی چی؟اگرم معنی داشته باشه برای سال 1211 نه الان،ارتباط عمودی توی شعر به شدت افتضاحه،هر مصرع هر چی دلت خواسته گفتی
    • سلام دوست من ببخشید دخالت میکنم.ولی اینکه شما با ترانه ای ارتباط بر قرار نکردید دلیل بر ضعف اون نیست کاش تحصیلاتتون رو مینوشتین تا بدونم از چه نظر میگید خانوم ربانی تحصیلات عالیه در رشته ی ادبیات دارن دوست من. شما توی بایگانیتون حتی یک ترانه هم ندارید اونوقت در مورد ترانه ی یکی از اساتید آکادمی از واژه ی افتضاح استفاده میکنید؟؟؟؟
      • برادر عزیز،لطفا چشمتو وا کن،خیلی از بزرگترین شاعرا به قول تو تحصیلات عالیه هم نداشتن ولی بزرگ شدن و خیلیا برعکس،اتفاقا بچه هایی که معمولا تو رشته ادبیات تحصیل میکنن چون درگیر ادبیات کلاسیک هستند اکثرا نمیتونن از اون فضا بیرون بیان و به زبان روز شعر بگن،در هر صورت من چیزی جز حقیقت نگفتم و حاضرم با هر کسی که لازمه در مورد این ترانه بحث کنم،جای اینکه بایگانی شعر منو در بیاری در مورد ایرادای کمی که گفتم نظر بده و دفاع کن وگرنه سنگ کسی رو به خاطر سواد و تحصیلات به سینه نزن،مگه هر کی ادبیات خونده شاعر شده؟
      • دوست گرامی آقای ملکی من نه متخصص ترانه هستم و نه منتقد اما بعنوان یک هنرمند که نه بعنوان یک فرد عادی بابت نحوه برخورد و لحنی که در انتقادتون استفاده می کنید متاسفم. اینجا، توی این سایت هیچ کس خودش رو استاد نمی دونه و ادعایی هم نکرده. همه داشته هاشون رو به اشتراک می ذارن و به هم کمک می کنن برای رشد که کار بسیار ارزشمندیه و مطمئنا از اینکه گوشه ای بشینیم و تلاش دیگران به سخره بگیریم بسیار کاری بهتریه!!!
      • ببین داداش گلم،مسخره کردن کار بدیه ولی بیخودی از کسی تعربف کردن هم کم از مسخره کردن طرف نداره، یه روز مهمان ما یکی از شاعرای بزرگ کشوری بود که نمیگم کی نگید این بابا که شاعر نیست و از این حرفا،و تو اون جمع به ما گفت ما که هم سن شما بودیم تو انجمن بصورت جدی همو انتقاد میکردیم و بدون هیچ تعارفی همدیگرو به نقد میکشدیم الان تمام بچه های اون جمع جزء شعارای بزرگ کشوری هستند.این طوری که شما همدیگرو با پر قو نوازش میکنین نه تنها پیشرفت نمیکنید بلکه تو یه جمع بزرگ و حرفه ای طوری قافیه رو میبازید که با سر میخوردید زمین، من گفتم افتضاحه چون واقعا افتضاحه،آخه شبی از کنارم.. گذشتی و ..موندی! بین توو ترانه َم .. نشستی و خوندی..!! یعنی چی؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟چجوری گذشته و مونده،بعد اومده تو ترانه نشسته و خونده،الکی به به و چه چه نزن،به خاطر خودش نزن بذار بدونه عیارش چقدره
      • گذشتی = رفتی موندی =در خاطرم موندی درترانه ام یادت ماندگار است و با خوانش ترانه ام خوانده میشوی ..یادتو انگیزه ی سرایش ترانه است .. !
      • آره،گذشتی به کسی که ترانه میخونه معنی رفتی رو میرسونه ولی موندی خیلی کمتر،نشستی و خوندی هیچ وقت ذهن مخاطب رو با خوانش ترانه به خوانده میشوی نمیبره،باور کن که نمیبره هر چیزی که تو ذهن شما میاد که خواننده ترانه اینطور برداشت نمیکنه،شاید این یکی از بزرگترین مشکلات ترانه سطح ابتدایی کشور ما باشه،شما اگر منظورتونو خوب به مخاطب نرسونید این ضعف ترانه شماست به قدرت و ادبی بودنش ربط نداره،تخیلات ذهنی شما رو راجع یه عبارتتون مخاطب نمیفهمه حتی اگر این بیت شما رو مخاطب بفهمه هیچ خلاقیتی توش نیست،هیچ ابتکاری توش نیست شبی از کنارم رد شدی و توی قلبم موندی توی ترانم نشستی و خونده شدی چشات خورشدو لبخندو ستاره ،زمین از خون سرخت لاله زاره برای غربت تو گریه کردند،تمام مشکهای پاره پاره اینو مخاطب میفهمه،این سنگین هست ولی قابل فهم،اصلا خود شاعر آدرس داده که مخاطب بفهه مشک پاره پاره گریه میکنه ،و لی شعرت نه
      • پس شما به مدرن بودن در کلام معتقدی و به تحجر در سلوک؟؟؟؟ نمی شه که آخه برادر من. میگی هنر و ترانه باید به روز باشه ولی عقیده آدم نخ نما هم بود بود!!!! ضمنا من در مورد این ترانه و یا سرکار خانم شاعرش اصلا به به و چه چه نکردم چه الکی چه غیر الکی ولی در مورد رفتار شما و منشتون باید عرض کنم که به به و چه چه داره اونم چه جورش
      • کی من تحجر داشتم در سلوک ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟سلوک؟؟؟نخ نما؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟کجایی برادر،بیا پایین با هم حرف بزنیم،در مورد شعر حرف بزن جوابتو بدم،سلوک؟ در مورد شعر حرف بزن بحث کن جوابتو بدم،من چی میگم تو جوابی نداری بدی برای اینکه حرفی زده باشی رفتی در مورد اخلاق به من میگی تو گفتی داشتهاشونو به اشتراک می ذارن و به هم کمک می کنن برای رشد و منم جوابتو دادم و معنی کمکو بهت تو شعر گفتم
      • من به شما جسارت نکردم اگر بایگانی شما دیدم بخاط این بود که سبک کار شمارو بدونم و از ترانه هاتون با روحیات شما آشنا بشم. اگر از کسی دفاع کردم بخاطر این بود که ایشون استاد بنده هستن @};-
      • اول سلام ..بعدا" کلام .. اینو از طفولیت بهمون یاد داد ند.. تا الان از یادمون نرفته ..! سلام قربان .. اینقدر تلاش نفرمایید بی مقداری وبلکمم ناچیزی ما و بلکمم ترانه هامونو اثبات یا معرفی بفرمایید .. صد البته که شاید از اینهم افتضاحتر است که شما تشخیص دادید ..شایدم که ما افتضاح گو و دوستان ما افتضاح پسندند ..همه که گلپسند نمیشوند..! ایراداتی که نمونه آوردید یا بهتر بگم نمونه هایی که به عنوان ایراد آوردید برحسب اتفاق حسن کلام و بشدت هم از موارد ادبیت کلام است .. متاسفم که به لحاظ نحوه ی برخورد کلامیتون نمیتوانم به خودم اجازه بدهم که فرضم بر این باشد که شما از مسئله یا موردی در کلام به شبه افتاده اید و قصد ایضاح و توجیه مطالبی را دارید.. حس بنده ..درست یا نادرست ..این است که مسئله یی که ذهن شما را مشغول کرده .. این نیست .. یا اگر هم این است .. عادت و رسم بنده براین نیست که پاسخگوی چنین لحنی باشم .. چون در وضعیتی که حداقل ِحرمتها ی متعارف رعایت نمیشود .. من اگر به تک تک موارد ادعایی حضرتعالی جوابگو باشم .. گویی که به قدری کند فهم وصد البته خنگ تشریف دارم که غرض اصلی نویسنده را نگرفته ام .. و مثل یک آدم ساده لوح سر ِ کار م .. این است که معذورم از پاسخگویی به موارد مورد اشاره ی شما . ولی میتوانم رو بچرخانم و دوستان حاضر را مخاطب قرار داده شمه ای از این ترانه بگویم ..شما اگر مایلید به این سخنان گوش فرادهید .. ولی نمیتوانم ازتون تشکر نکنم .. چون همین توضیحاتی که به دوستانم میدهم ..حاصل سوال ذهن شماست حالا به هر انگیزه و غرض.. تشکر میکنم ازتون در عین اینکه متاسفم که لحن برخوردتون در حد اقل ممکن صحت و سلامت وحرمت گفتار نبوده که مخاطب دقیق وخاص پاسخم باشید. در دوستی را بستید با عجله ..حالا از پنجره اگر نیازی هست پاسخ من را به دوستانم بشنوید . شبی از کنارم گذشت عطر یادت .. منو درد غربت رسیدیم به دادت .. = یاد تو چون عطری از کنار گوشه های ذهن من گذشت= یادت کردم به داد کسی یا چیزی رسیدن = توجه کردن ..اعتنا کردن بدان مورد معنی کلام=یاد تو کردم و درد غربت بردلم نشست .. تا اسم تو نم بر لب تشنه میزد ..به رگهام دوباره هوس دشنه میزد = اسم تورو تا برلبم نقش میبست در رگهای تنم هوس دیدارت مینشست .. نم زدن برلب تشنه یعنی حتی آوردن نامت بر لبم هم ..حلاوت و شیرینی آب را برای لب تشنه داشت .. دشنه زدن هوس = یعنی هوس نابود و داغونم میکرد هوس دیدارت..آرزوی دیدنت .. هوای سکوتم پردرد فریاد ..یعنی که سکوت حکمفرما در خلوت من ..با یاد ِ تو هزاران فریاد( غربت و درد و رنج ودلتنگی ) با خود به همراه داشت .. نفس تازه کردن =دوباره جان گرفتن ..تازه نفس و به اصطلاح سر حال آمدن ..به زبان امروز=شارژ شدن خداوند بیداد = بیداد =ظلم گویی با این درد غربت من که از یاد تو بر جان نشسته .. ظلم برمن تازه نفس میتازد = این درد غربت از یادت ظلم وبیدادی ست که بر دل عاشق من میرود. خب جناب آقا .. از جهت تیزی و زبلی مون گفتیم مخاطب خاص گفتارمون جرات نمیکنیم باشید ..که نگند این آزاده خنگ است ..نفهمید مثلا خدای ناکرده بلا نسبت شما .. نفهمید بارش کردند .. شرط مناسبات متعارف را بجا آوردیم ..نه چیز دیگر ..والّا ما درویشتر ساده تر و راحت تر از اینهاییم که نشون میدهیم .. و صد البته مهربونتر. . منم که افتضاح بگم ..خوب این است که ..همون افتضاح را شما با لحن و زبان بهتر که شان مخاطبتون حفظ بشه وحرمت برجا بمونه .. هنرمندانه و مودبانه تر به سمع و نظرش برسانید..احترام داری ِ خودتونو بکنید اگر حتی بنده شایسته ی حرمت نیستم.. اما نارحت نباشید .. من غیر از اون بخشی که عرض شد ..شما را مخاطب خودم میشناسم نظرتون باید ابراز بشه ..در شکل ابرازش ایراد دیدم .. در اینکه نظرتون چیست یا سلیقه یا پسندتون .. مختارید .. من هم به همون اندازه که به جناب غمخوار حق میدهم که ترانه ی منو محشر بدونه ..به همون اندازه بهتون حق میدهم که درجه ی افتضاح را از باب سلیقه ونظرتون ابراز بفرمایید این حق را نه من بلکه خداوند عالم هم داده است .. ولی حیف است که از در تندگویی و تند خویی وارد شویم. یک شوخی هم بکنم دیگه بروم بنشینم سر جام .. آقا شما یک نفر نیستی که با آیدی های مختلف مثلا بیاد مثلا بخواد ما رو یا اعصابمونو خورد کنه ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ خب جدیش اینه که خسته نباشی آقا ..خسته مون کردی..روزت خوش ..افتضاح از کلهم زندگی حقیقی و مجازی ت دور. سلامت و برقرار و خوش باشید . @};-
      • چرا مثل انسانهای ایران باستان حرف میزنید؟؟؟؟؟خیلی هم سعی بر این دارید ادبی حرف بزنید.نمدونم کدوم آقا از شما انتقاد کرده ولی فکر کنم کار خوبی کرده.یکی از فاکتور های ترانه و شعر و حتی هنر به روز بودنشه که حتی اگه کلماتتون معنی داشته باشه جاش تو ترانه امروز نیست،آخه کی تو ترانه امروزی خداوند بیداد به کار میبره؟؟ به رگهام دوباره هوس دشنه میزد یعنی در رگهای تنم هوس دیدارت مینشست :-)) (دیدارش کو؟؟؟؟؟) واقعا مخاطب از دشنه زدن هوس به رگ باید به دیدار برسه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟خدایا شکرت اصلا مگه به رگهای تن هوس دیدار میشینه،این چه چینش کلماتیه،چه عبارتی ساختی واقعا؟؟؟ خدا نجاتمون بده
      • جناب ملکی مثل اینکه یک عذر خواهی هم بابت ایران باستانی بودنمون بدهکار شدیم ..چون خوش حساب و در عین حال بسیار هم البته از نظر خودمونا ..با نمکیم .. همینجا بدهیمونویکجا میپردازیم .. حضرت آقای علی ملکی آیا عذر خواهی بنده را میپذیرید؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه به جز این بلد بودیم ..خب قطعا اونجور صحبت میکردیم که شمام احساس ناراحتی نکنید ..ولی اونکه سلام و احوالپرسی و دوستی و محبت و صداقت را یکجا یادمون داد ..فقط همینطور حرف زدن بلد بود .. دوستان که تقاضا کردن ازم که کلاس بذارم این نوع حرف زدن رو یادشون بدم .. ول کنید شما آقا ..نادیده بگیرید.. من و یه عده دوستانم .. خیلی بیشتر از اینها که متصورید .. بد سلیقه و کج فهم و بد پسندیم .. نشنیده اید که میگویند : ستوده ی جاهلان ..هم ..جاهلان باشند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!! ما گفتیم که شما بشنوید قربان ..اصلن پیج و صفحه ی ما مختص جاهلان و نادانان است .. شما که ملکی هستید ..جاتون مثل مرغ باغ ملکوت .. اینجا نیست صفحه ی از ما بهترون است .. البته که ضروری بوده بیایید دو کلام بگویید از عصبانیت در آیید اما توقف نفرمایید به صلاح نزدیکتر است ..بروید دست خدا همراهتان .. دعا کنید یک عقل سالم و یک زبان گویا مثل عقل شما و صدالبته که زبانتان خدا به ما بدهد .. تا رستگار شوید یا به قول خودتون نجات یابید ..از مدیر محترم سایت یادتون رفت گلایه ای بفرمایید که چرا احیا نا " اگر این کار .ترانه نبود در سایت چرا مجوز انتشار گرفت .. اما بنده فرصت طلبی میکنم و از حسن نظر ی که به این کار داشتند و این کار را ترانه محسوب نمودند تشکر و قدر دانی مینمایم.. گویا جناب ملکی گرامی ..سلیقه ی شما متفاوت از خیلی ها میباشد همچین عقیده تون .. اگر در یک اتوبان همه از یک سو . . حرکت کرده و ..بنده ی خوب خدایی از جهت و سوی مخالف آنها حرکت کند .. به او باید چیزی گفت یا به خیل اتومبیل هایی که با تعجب به آن یک اتومبیل شجاع نگاه کرده .. متعجب میشوند؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ دیگر بیش از این درخور پاسخگویی و توجه نمیبینم فرمایشات حضرت عالی را .والسلام .
      • به کسی بگو که پاش به ارشاد باز نشده باشه،اگر ترانه شما مجوز گرفته تو ارشاد ملاک اصلی وزن و قافیه و سیاسی نبود و خلاف موازین انقلاب اسلامی نبودنه اینجا دو سه تا ترانه سرای خوب داره بقیه دارن تو پیدا کردن قافیه و دست کردن وزن دست و پا میزنن، دلتو با همین حرفایی که در موردش صحبت کردیم راضی نگه داشتی و به انتقادهای من که به راحتی وارد بود جوابی ندادی ،البته چون نداشتی
      • واقعا متاسفم که هنوز بعضی ها یادنگرفتن "نقد" کردن با کوبوندن شعر و بی احترامی فرق داره :-(
      • معرفی میکنم علی ملکی / علی رئیسی / سعید رحیمیان . از همین هویت محکمتان معلوم است اصالت رفتار و تفکر و البته صداقتتان . در ابتدای مکالمه نمیدانستید کدوم آقا از بنده انتقاد کرده ..در پایین صفحه شناختید که خودتان بودید ..اینجا سایت ادبی فرهنگی ست .. محل بالماسکه و ژانرگولر بازی و ادعای شجاعت آنهم با اسباب و ملزومات وقاحت نیست .خجالت بکشید از اینهمه حقارت . به جای گذاشتن عروسک خنده و تهدید وقیحانه .. که در پاسخ اخراجتون از پیج بنده به اینجانب متذکر شدید به حال خود و اعصاب و روان و رفتار خود بگریید جناب سعید رحیمیان .علی ملکی /علی رئیسی ..
    • سنگ بد گوهر اگر کاسه ی زرین بشکست / قیمت سنگ نیفزاید و زر کم نشود :">
  • امشب ببین که دست من عطر تو رو کم میاره...
    • سلام جناب آقای لیمو چاه گرامی افتخار دادید متشکرم از حضورتون ..این ترانه هم که اشاره کردید از ترانه های زیبایی ست که بسیار دوست دارم . ممنون . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • موفق باشید... =D>
  • ندامت رسید از ..در ِ بی وفایی.. گناه ِ کمی ..نیست ..گناه ِ جدایی. @};- @};- @};- خسته نباشيد
  • خیلی زیبا بود خانم ربانی عزیز ممنون از شما @};-
  • سلام بانو رباني عزيز و بزرگوار لذت فراوان بردم از خوندن اين ترانه زيبا واقعا عالي بود مرسي بانو =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
  • جدایی ِ ما و ..تن ِ سرد ِ حسرت.. چه مشق ِ بدی بود .. الفبای عبرت ..! ندامت رسید از ..در ِ بی وفایی.. گناه ِ کمی ..نیست ..گناه ِ جدایی..!!! =D> =D> =D> =D> =D> مرحبا بانو 8->
  • سلام خانم ربانی خوبید؟ من یادمه قبلا هم از شما خونده بودم...تقریبا یه سال پیش اما ترانه های اینروزاتون خیلی محشرن :-) =D> =D> =D> =D> =D> @};-
    • سلام از ماست قربان .. به لطف پروردگار خوبیم و البته که شکر گزار. انشا ءالله شما هم خوبید . بله ..به یاد دارم حضورتون رو و اینکه دقیقا " پای کدام ترانه ام حاضر شدید و اظهار لطفتون رو نیزدر خاطر دارم .. هم بابت اون ترانه هم این ترانه ازتون سپاسگزارم .. اینکه چنین نظری دارید به واقع دلگرم و خشنودم میسازه ..بسیار ممنونم از حضور و لطفتون. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};-
  • درود بانو زیبا بود...لذت بردم بهاری باشید @};- @};- @};-
  • ندامت رسید از ..در ِ بی وفایی.. گناه ِ کمی ..نیست ..گناه ِ جدایی..!!! @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- زیبا میخوانم لذت میبرم =D> =D> =D> =D> =D>
  • سلام خانم ربانی چیکار کردید دست مریزاد واقعا دست مریزاد @};- لایک لایک لایک @};- =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D>
    • سلام از ماست جناب آقای جاویدان گرامی .. ممنونم .. بنده خودم این ترانه رو بسیار زیاد دوست دارم .. خوشحالم برای شما نیز مورد متفاوت و دلخواهی بوده است ..این ترانه به وحوه ادبی بسیار پر نکته ست ..در وبلاگ هم پیش از انتشار در اینجا گذاشته بودم .. به دلیل زبان و بیان ادبی تردید داشتم شاید از نوع ترانه مطابق چهارچوب معین ومعیار سایت پذیرفته و منتشر نشود که خدا را شکر اینطور نشد.. بسیار خوشحالم که پسندیدید قربان ..البته لطف شما همواره همراهی مان کرده ..اما این بار با دلگرمی مضاعف .سپاس . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام کار بسیار بسیار زیبایی بود... =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
    • سلام از ماست قربان همچنان که تشکر از جانب ماست خدمت شما.. بسیار سپاسگزار از محبت و حضورتان هستم هم در اینجا هم در وبلاگم .. جای تقدیر دارد از اینهمه لطفی که از جانب شما نصیب میشود.. و شرمنده بابت قصور از خدمتگزاری مدتی گرفتار بیماری و پس از آن گرفتار بیمار داری شدم ..بدقول نبودم متاسفانه نا خواسته بد قول شدم .. انشاءالله به بزرگواری خواهید بخشید هم شما هم جناب اکملی هم جناب آقای دهقانی که صد چندان به همگی دوستان بدهکاریم .. در هر حال امیدوارم بتوانم جبران کنم . تشکر از حضورتون قربان. @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • @};- @};- @};- @};- @};- @};- ندامت رسید از ..در ِ بی وفایی.. گناه ِ کمی ..نیست ..گناه ِ جدایی..!!! نفَس هر نَفَس .. غربت غم گرفته.. به یاد تو روزام ..چه ماتم گرفته..! @};- @};- @};- @};- @};- @};- لذت بردم عزیز@};- @};- @};-
  • بسیار زیبا بود واقعا لذت بردم @};- @};- @};-
  • زیبا بود بانو ربانی موفق باشید @};- @};-
  • جدایی ِ ما و ..تن ِ سرد ِ حسرت.. چه مشق ِ بدی بود .. الفبای عبرت ..! ندامت رسید از ..در ِ بی وفایی.. گناه ِ کمی ..نیست ..گناه ِ جدایی..!!! =D> =D> =D> =D> =D> سلام استاد گرامی خودم خیلی زیبا بووووود خانوم کیف کردم یعنی هر بیتش به تنهایی یه ضرب المثل میشه @};- واقعا درس گرفتم از این غزل ترانه @};- فعلا که میسر نیست شما رو زیارت کنم از ترانه هاتون می آموزم. راستی برای برنامه تاتر هم منتظر شما هستم که امر بفرمایید جاری باشید @};-
    • سلام از ماست پاسخ کامنت شما رو پارتی بازی میکنم و زودتر مینویسم صد البته که به ضرورت .. تشکر از حضورتون قربان و اما تقاضای من از شما .. ؟؟؟؟ عرض شود که بچه های دانشگاه تهران دانشکده ی هنر های زیبا .. یک کار از نوشته های زنده یاد اکبر رادی رو روی صحنه میبرند در خانه ی هنرمندان در سالن انتظامی ..به کارگردانی رضا رشادت .. موضوع اون در حول محور لوتی ها و جوانمردان است ..نام اثر زیزگذر سقا خونه است .. تمرین این کار رو چند باری در دفتر ما آمدند و به عنوان پلاتو از سالن استفاده کردند و تمرین کردند متن نمایش و بازی بچه ها و کارگردانی قوی ست قبلا هم در تالار مولوی به عنوان کار دانشجویی اجرا رفت ..شماهاکه میدونید که بنده خودم یه پا لوتی َم .. یک ترانه ی لوتی مآبانه هم که دارم .. این است که هم از ترانه ی خودم هم از مرام جوانمردان و هم از بچه های دانشگاه تهران ..کُلهُم یکجا میخواهیم حمایت کنیم جمعیتی گسیل نماییم ..بچه ها را شاد و دلگرم کنیم به فعالیتهای فرهنگی هنری ..این کار ..با زحمت بسیار و مخالفتهای آنچنان بالاخره مجوز اجرا گرفت ..دلم میخواهد پُر اجرا بره .. میخواهم از دوستان خواهش کنم هر کسی تمایل داره با شما در تماس باشه و یه روز همگی بریم کار را ببینیم ..چون موضوع سقاخونه ست .. فضا برای ایام عاشورا و عزای حسینی هم ..یک شور خاصی داده به کار .. حالا هر کس از خانوما و آقایون خواستند با شما ..یا با شماره ی تماس بنده .. در ارتباط باشند یک روز را فیکس کنیم همه برویم .. تراکت های نمایش هم هست ..اگه فرصت دارید جناب اکملی تشریف بیارید دفتر بگیریرد و اعضای انجمن تونم دعوت بفرمایید . ممنونم . خوشحالم میشم تک تک دوستان رو ببینم . @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- :">
      • سلام دوباره بانو من در خدمت شما و دوستان هستم شماره تماسم هم میذارم که اگر کسی خواست با من هماهنگ کنه 09123968377 باید نمایش خوبی باشه من خودم بچه محل لوطی های قدیمم مثل تیب و مصطفی دیوونه البته در مرام به شما نمیرسیم @};-
  • سلام خانوم ربانی @};- @};- @};- @};-
  • سلام بانو ربانی @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- بینهایت از خوندنش لذت بردم =D> =D> =D> =D> =D> =D> =D> هربار که ترانه ای ازشما میخونم بیشتر قلم واحساس جاری ترانه هاتون رو میپسندم سربلند وسلامت باشید همواره @};-