سینوزیت!

هوای سرد جدایی
به سرم میزنه ای وای
سینوزیت بی تو بودنم دوباره
داره جای خالیت و یادم میاره
زمین از سرما یه لایه برف نشسته روی شونش
مرغ عشق رفته تو لونش
اصل « لانه ی کبوتری» رو هم اگه بگیری
دلم از سرما کجا باید بره پناه بیاره؟
شایدم تقصیر من بود
که تو شهریور لبخند قشنگت
نگاه سرد زمستونیت و دیدم
ولی بازم عشقت و به جون خریدم
همون عشقی که هنوزم که هنوزه موندگاره
رد پام تنها رو برف و باد میپیچه توی موهام
باد میخواد واسم ادات و دربیاره
من شدم ام اس مغزی
با یه قلب دوجداره
که دیگه حسی نداره
میشینم تکیه به دیوار روی برفا
پلک سنگین جدایی
داره خواب با تو بودن و میاره
دست سنگینی رو شونم
میکنه رشته ی افکارم و پاره
اشتباه نمیکنم آره
تو اومدی دوباره
داستان
ادامه
د
ا
ر
ه
….

از این نویسنده بیشتر بخوانید: