جم جمک

با سلام خدمت تمام دوستان این کار یه ترانه ی قدیمیِ به خوبیِ خودتون ببخشید.
جم جمک برگِ خزوون
پاییز رنگ قصه مون
یه ستاره جون میده
تو دست گرمِ آسمون
یه غزل زخمی و
چن تا نشستن توی لک
پرو پاشون خونیِ
از دست قانون فلک
توی زندون خزه
ماهی لبش رو می گزه
میگه شاید معجزه
مارو تو دریا بندازه
ببینم آینه چه شه
که نصف شب جار میکشه
هرکی باش حرف میزنه
شبیه آب و آتیشه
این جراحت دله
یه گوشه ای معطله
با یه تیغ نقره ای
منتظر این غزلِ
پیله ی وحشت شب
پلاس مرگِ رابه را
نعش پوپک رها
به زیر بغضِ سایه ها
جم جمک برگِ خزوون
از مرگِ این غزل نخون
از حصار و دلهره
ترس و عذاب و طعم خون
یه روزی تموم میشه
کابوسِ پاییزیِ ما
خورشیدو باز میارن
رو شونه ی کجاوه ها
جم جمک برگ ِ خزون
دلا میشن یه روز جوون
کوچه ها روشن میشه
دنیا میشه رنگین کمون .

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • @};- @};- @};-
  • جم جمک برگ ِ خزون دلا میشن یه روز جوون کوچه ها روشن میشه دنیا میشه رنگین کمو
  • سلام عليرضا جان بي اختيار ياد ترانه شاملو افتادم ته خندق تو قوطی ! توی باغ بی بی جون جم جمک ، بلگ خزون ! دیگه ده مثل قدیم نیس که از آب در می گرفت باغاش انگار باهارا از شکوفه گر می گرفت : آب به چشمه ! حالا رعیت واسه آب خون می کنه واسه چار چیکه ی آب ، چل تا رو بی جون می کنه نعشا می گندن و می پوسن و شالی می سوزه پای دار ، قاتل بیچاره همونجور تو هوا چش می دوزه - «چی می جوره تو هوا ؟ رفته تو فکر خدا ؟...» @};- @};- @};-
  • سلام آقای عباسی @};- @};- @};- @};- @};-
  • سلام داداش علي رضا جان نميگم عالي بود چون كاراي بسيار قوي تري رو ازت خوندم و اين نشون دهنده پيشرفتته خوشحالم كه از اون روزا فاصله گرفتي
    • سلام مجيد جان دوست گل و نازنين راستي وبلاگ خوبي درست كردي اما تو آكادمي خيلي بهتر ميشه رو كارها نظر نوشت ممنون كه بهم سرزدي ميدونم اين كار خالي از اشكال نبود ولي چون دوسش داشتم گذاشتمش زير تيغ جراحي دوستاني كه ميدونم به خاطر لطفشون ميان و وقت وانرژي شونو صرف كارها ميكنن @};- @};- @};-
  • سلام مجدد داداش گلم و دی ماهیه عزیزم @};- با اجازت چیزاییرو که به ذهن مخدوشم میرسه عرض میکنم که صرفن نظرات شخصیه ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ جم جمک برگِ خزوون پاییز رنگ قصه مون یه ستاره جون میده تو دست گرمِ آسمون///چرا ستاره که خودش از جنس گرماست تو دست گرم آسمون بمیره؟!!! یه غزل زخمی و چن تا نشستن توی لک///این توی لک بودن تصویر خیلی زیبایی رو واسم تدایی نکرد داداش گلم... پرو پاشون خونیِ از دست قانون فلک توی زندون خزه///زندون خزه؟! ماهی لبش رو می گزه///ماهی تو زندون خزه لبش رو میگزه؟ماهی زندونی خزه نیست حتی خزه واسش منبع تغذیست و عامل استتار!ماهی چطور میتونه لبشو بگزه؟ میگه شاید معجزه مارو تو دریا بندازه ببینم آینه چه شه که نصف شب جار میکشه///آینه جار میکشه؟!یا کسی که خودشو توش میبینه؟!!اما کی نصف شب میره جلو آینه؟! هرکی باش حرف میزنه شبیه آب و آتیشه این جراحت دله یه گوشه ای معطله///جراحت دل یه گوشه معطله؟ با یه تیغ نقره ای///چرا نقره ای؟چرا نگفتی تیغ مثلن آهنی؟! منتظر این غزلِ///چرا جراحت دل باید منتظر غزل باشه با یه تیغ نقره ای؟!!اونم غزلی که خودش مسکنی بر درد دل و مرحمی بر جراحت دل هست!!!! پیله ی وحشت شب///این یعنی وحشت شب دور خودش پیله تنیده؟مثه پیله ی پروانه!! پلاس مرگِ رابه را////پلاس؟به چه معنایی؟همون "جُل"؟ نعش پوپک رها به زیر بغضِ سایه ها///"به" حشوه ــــــــــــــــــــــــــــــــ این بیت بالا کلن واسم علامت سواله.... جم جمک برگِ خزوون از مرگِ این غزل نخون از حصار و دلهره ترس و عذاب و طعم خون یه روزی تموم میشه کابوسِ پاییزیِ ما خورشیدو باز میارن رو شونه ی کجاوه ها///کجاوه زیادی قدیمی نیست؟ جم جمک برگ ِ خزون دلا میشن یه روز جوون کوچه ها روشن میشه دنیا میشه رنگین کمون///حس میکنم دنیا رنگین کمون میشه یکم مشکل داره داداش گلم در کل وزن انگار زیاد مد نظرت نبوده تو این کار(تعمدی بوده ناموزون بودن برخی قسمتاش).درسته؟ ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ ببخشید دوست عزیز و برادر دی ماهیه من @};- @};- ولی کارای بهتر ازت خوندم.خیلی بهتر.مثل همون "مرد دی" @};- اینا همش نظر شخصی بود که من جسارتن عرض کردم.ممکنه اشتباه کرده باشم عزیزم.موفق باشی.به امید کارهای بهتر.. قلمت پایدار @};- @};- @};-
    • سلام رضا جان راستش به خاطر موضوعي كه اين كار داره مطمئن نبودم كه تو سايت گذاشته ميشه وگرنه قبلن اين كارو ميكردم اينكه بدونم تو گذشته چه نگاهي به واژه ها داشتم و الان چه طور مينويسم چيزيه كه برام عيب و عار نيست اين كارو واسه يه سري واژه هايي كه كمتر تو ترانه بكار ميبرن انتخاب كردم و اصلن جسارت نكردي چون تو همين ديالوگهاس كه آدم ميتونه با طرف مقابلش بيشتر ارتباط برقرار كنه اما با يه سري نقدات موافقم و بعضي جاهاشم به خاطر كم نوشتن يا نذاشتن حركت روي كلمات اين جوري خونده شد مثه پلاس=به معنيه پاتوق و پِلاس بودن يعني جايي رو پاتوق قرار دادن يا در جايي مدت زيادي موندن و قسمتي كه گفتي (دَله س نه دِل كه اينها تفاوتشون خيلي زياده بازم ازت تشكر مي كنم به خاطر وقتي كه گذاشتي دوست ديماهي @};- @};- @};-
  • علیرضا جان همونطور که گفتی یه اثر قدیمی ... دوست دارم بیشتز ازت بخونم .. از آثار جدیدت... @};- @};-
  • سلام دوست من @};- ....آقاگفتی قدیمیه دستامو بستی 8-> میدونم نواقصشو میدونی پس همین نشونه پیشرفتته دوست عزیزم.حتمن خودت 100 بار نقدش کردی :-) موفق باشی و قلمت پاینده @};-
  • کارها ی قدیمی هر چند دارای نواقصی هستن اما همیشه برامون همراه با خاطره های تلخ و شیرین گذشته ان پس باید با دید مهربان به اونها نگاه کنیم @};- @};-