شب پاپتی

شب روشن از دردای پا به ماه

شب خواب رنگی تو قاب فلکس

تو بیراهه ی چارراهای سرخ

دوئل بین قرصی که ماه است و اکس

شب ماه باز ستاره فروش

شب از اتوبان رسیدن به تخت

تو آغوش ابلیس خوابی عمیق

جنون زمین پرسه های درخت

نبرد دو تا سایه ی بی پناه

واسه تکیه دادن به تیر چراغ

حریمای بی حرمت نقره کوب

حریمای ممنوعه ی نقره داغ

کلان شهر یعنی کلان حادثه –

به چشم من و تو حقیر اومدن

امیدت به خط باشه و آخرش

یه جنگل به عشق تو شیر اومدن

آهای اهل آباد شهر خراب

یکی حالش از روزتون بد شده

سرش پیشکش بود و با حیله تون

شب از نیمه های تنش رد شده

روی پوست شب رد دست فروغ

روی پنجره رد مهتاب کو؟

باید رد شم از این شب بی چراغ

شب پاپتی کفش سهراب کو؟

پ.ن : سلام دوستای گلم ، غیبت من و عدم حضورم پای ترانه های زیباتون رو به بزرگی خودتون عفو کنید ، مشغله ی کاری خاصی که برام پیش اومده باعث شده کمتر بتونم به سایت سر بزنم ، تقریبا فقط آخر هفته ها این امکان رو دارم ، در طول این هفته هم چون دسترسی به نتم محدوده آقای صفا قبول زحمت کردن که به نظرات پر مهرتون جای من جواب بدن ، همینجا از لطفشون سپاسگزاری می کنم و برای همه ی دوستای خوبم بهترینا رو آرزو دارم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: