آسمـــونِ آبـی

بارون نباره هرگز ،از آسمونِ آبی
چشماتو وا کن اینبار ،تا باورت شه خوابی

از تیره بودنِ ابر ،معلومه حال و روزش
با آه و گریه شاید ،آروم بگیره سوزش

از کهکشونِ غصش ،سیّاره ها می افتن
برقِ چشاشو بازم ،ابرای غم گرفتن

میشکنه بغضِ تلخش ،وقتی که دل شکستس
وقتی تمومِ درها ،واسه رهایی بستس

یه غنچه ی شکسته ،سیراب میشه از اون
پل میزنه به رویاش ،جادّه ی رنگین کمون

قد میکشه امیدش ،تا لمسِ دستِ فردا
مهمونِ خنده هاشن ،دلداده های دنیا

اشکای نا امیدی ،میریزه توی دریا
حسرت و غصه بازم ،میمونه کنجی تنها

آفتابی میشه قلبش ،میتابه باز دوباره
یه آسمونِ آبی ،آغازِ این بهاره

********************************************************************************

سلام دوستای عزیزم
ترانه ای که خوندین با پیشنهاد موضوع و کمک های جنابِ مهدیِ صفای عزیز نوشته شده
جا داره تشکر خیلی خیلی زیادی داشته باشم از ایشون و امیدوارم تونسته باشم ذره ای از زحماتشونو جبران کرده باشم :)
مثلِ همیشه منتظر حضور گرمتون پای ترانم هستـــــــم :)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام بسیار زیبا و با احساس زیبا. . . لذت بردم دوست عزیز =D>
  • سلام آرزوجون آقامهدی هیچ وقت راهنمایی بدنمیکنن!شمام کارتونو به بهترین نحوانجام دادین لایک عزیزم @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
  • مرسی اروی عزیز ...لذت بردم..احساس ترانتو دوس داشتم
  • سلام آرزو جان ترانه تو خوبی بود آفرین مرسی داری... =D> باش و بتاب @};-
  • خیلی خوب.
  • سلام آرزو جان.. خیلیییییی خوب بود. من روون خوندمش. لذت بردم @};- @};- قد میکشه امیدش ،تا لمسِ دستِ فردا مهمونِ خنده هاشن ،دلداده های دنیا لایک
  • سلام آرزو خانم .با احترام ترانه تون رو خوندم .و چون حس شیشمم خیلی قوی هست سریع متوجه شدم که ادیت شده و نقدی برش نیست چون چشمای تیز بین کسی قبل از من به جستجو ضعف کار بوده .فقط جسارتن عزیزم به نظرم این بیت کمی جای پرداخت بیشتر داره تا زیبایی هاشو نشون بده .فقط یه تکراره "البته نظرم شخصیه" اشکای نا امیدی ،میریزه توی دریا حسرت و غصه بازم ،میمونه کنجی تنها و یه چیز کلی بگم در مورد قافیه .بعضی از قافیه ها بیش از حد تکراری می شن که دیگه مخاطب از شنیدنشون لذت نمی بره مثل بود و نبود .بهتره قافیه های جدید بسازیم تا زیبایی کار دو چندان بشه . موفق باشید @};-
  • کارت خیلی قشنگ بود عزیزم بچه ها به اندازه کافی درموردش حرف زدن موفق باشی.لایک/
  • عالی ... عالی ... عالی =D>
  • درود خوندم کارتونو دوسش داشتم @};-
  • سلام آرزو جان خوشحالم از این که پیشرفت می کنی... :-) ترانه ت بسیار زیبا بود....با مهر @};-
  • فدات بشم من :-x :-x گل ناز پر احساس من :-x :-x فدای این احساس شیرینت بشم من :-x آفرین بانو آفرین چه انرژی می گرفتم وقتی داشتم می خوندم ترانتو عزیز دلم :-x :-x میشکنه بغضِ تلخش ،وقتی که دل شکستس وقتی تمومِ درها ،واسه رهایی بستس____________همیشه همینجور با احساس بنویس ---میبوسمت گلم لایک :-x
  • سلام ارزو خوب نظرات خوب و دقیقی مجید و حامد عزیز و بقیه بچه ها دادن و خوب امان از دست این غلط های املایی مجید شمس عزیز :-) 8-> ارزو جان کار خوبی بود و واقعا بین این همه نظراتی که دوستان دادم دیگه نمیدونم باید چی بگم فقط میگم افریننننننننننننننننن =D> =D> @};- @};-
  • خیلی خوب بود آرزوی عزیز،خصوصن که آخرش همه چیز خوب تموم شد .....دوستش داشتم و کلی لایک =D> @};- @};-
  • وای عجب ترانه ای...خیلی احساس زیبایی داشت...حال آدم رو سر جاش میاره... @};- =D> زنده باد آرزو خانوم...زنده باد مهدی جان @};- =D>
  • آرزو جون سلام، قشنگ بود =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-
  • ترانه بسیار زیبایی بود و به عقیده من میتونست بهتر از اینم باشه اما بازهم تبریک =D> ضمنأ دعوتین به خوانش ترانه جدیدم https://www.academytaraneh.com/5476/%D8%AE%D8%A7%DA%A9-%D8%B3%D8%B1%D8%AF/
  • ارزوي عزيز سلام بسيار زيبا خوندمت دست مريزاد . لايك
  • تلاشتون قابل تحسينه =D>
  • آرزو جان هر روز بهتر از دیروزی آفرین به تو و آفرین به مهدی صفا که داره به ترانه هات جون میده =D> @};- عزیزم اول ترانت یه حرف میزنی و بعد تا آخر اون حرفت رو خودت نقض میکنی ! چرا ؟! این برام سوال شد :-? اول گفتی بارون هرگز نمی باره از خواب پا شو ، بعد گفتی می خواد بباره تا آروم شه و بعد رنگین کمون میشه و بعد آفتابی !!!! :-? ببین خودت حرف اول ترانتو که خیلیم مهم بود نقض کردی این ترانتو زیر سوال میکشه یه خورده باید بیشتر دقت کنی چون تو واقعا استعدادشو داری و بی شک میتونی بهتر و بهتر باشی گلم @};- :-x ولی نمیخوام ریز بشم تو کارت چون تو تا الانش سیر صعودی داشتی و این عالیه =D> راستی حاضرم شرط ببندم این قسمت"،تا لمسِ دستِ فردا" مهدی صفا گفته 8-> درسته ؟ خب زیاد حرف نزنم برات آرزوی بهترینها رو دارم آرزو جان @};- :-x
    • سلام/ زهره جان یک بار دیگه ترانه رو بخون و اگر باز همین نظرت بود زیر کامنتم تائید ایراد بزن تا پاسخ بدم/ @};-
      • وای خدای من ... نه اشتباه کردم [-( عذر میخوام حرفمو پس میگیرم ... آرزو جان خودت میدونستی امروز حالم اصلا خوش نبود سریع کارتو خوندم و با یه کلمه جابجا خوندن و یه سری واژه ها رو نیدن اشتباه نسختو پیچیدم من واقعا عذر میخوام [-( کارت درسته عزیزم @};- آقای صفا از شمام ممنونم بابت تذکرتون @};-
      • خوب من خواستم از یه جای دیگه وارد این بحث بشم دیدم شلوغه اومدم زیر کامنت زهره تا هم بدونه عذرش رو پذیرفتم و هم یکم کار ارزو رو باز کنیم ببینیم چه اتفاقی رخ داده/ بارون نباره هرگز ،از آسمونِ آبی== چرا به حرف گربه سیاه بارون نمیاد رو میپذیریم اما این مصرع کاملن منطقی رو باهاش مشکل داریم؟؟؟ در عجبم چشماتو وا کن اینبار ،تا باورت شه خوابی== اینم جوابی هست به کسانی که با مصرع بالا مشکل دارند /خواب هستند و ارزو میکنم کسی در این دنیا خودش رو به خواب نزنه از تیره بودنِ ابر ،معلومه حال و روزش با آه و گریه شاید ،آروم بگیره سوزش = در این ترانه انتزاعی هیچ مخاطبی وجود نداره یا بهتر بگم فراگیر هست و این کار ترانه ای پند امیز هست با تصویر سازی مخصوص ارزو ارزو در این ترانه هم از تداعی معانی که هر برداشتی میشه کرد ازش و به تجربیات ما بستگی داره استفاده کردی و به اعتقاد من به زیبایی از مراعات نظیر بهره برده در بیت نمونه هر مصرع رو که تنها بخونید به هدف اصلی نمیرسید 1من اینکه تا جایی که من به خاطر دارم مبنای سنجش در یک شعر بیت هست تازه اگر موقوف المعانی نباشه که در کار ارزو من شاهد این ارایه هم هستم بیستون بر سر راه است مباد از شیرین/ خبری گفته و غمگین دل فرهاد کنید از کهکشونِ غصش ،سیّاره ها می افتن برقِ چشاشو بازم ،ابرای غم گرفتن===خود ارزو توضیح داد که کاش نمیداد چون ابر که کهکشان نداره اسمان هست که کهکشان های بیشماری رو در خودش جای داده ضمن اینکه اگر بخواهیم علمی هم به این قضیه نگاه کنیم صحیح هست /فکر کنم همین 10 15 سال پیش بود برخورد های تودهای اجرام اسمانی با سیاره مشتری و خیلی ها ترس خروج از مدار رو داشتن میشکنه بغضِ تلخش ،وقتی که دل شکستس وقتی تمومِ درها ،واسه رهایی بستس= اینکه دیگه اوج کار هست /شکستن بغض اسمون = باران/تموم درها بستس بابا ادمی هم لای ابر گرفتار میشه و من خودم در مه گم شدم برای 4 ساعت حالا تصور کنید این توده ابر همونطور که دید ما رو از تماشای اسمون ابی محروم میکنه بخشش اسمون رو هم در نور ازش میگیره یه غنچه ی شکسته ،سیراب میشه از اون پل میزنه به رویاش ،جادّه ی رنگین کمون=== من تا بحال غنچه پر پر ندیدم اما نوه های خونه پدریم رو برای شکستن غنچه های باغچه حیاط خیلی نوازش کردم/دی/ و در مصرع دوم یه شاهکار رخ داده ارتباط جاده ی رنگین کمان با سیاره های راه شیری /من اینو که از اروزی شنیدم براش دست زدم /این ارتباط به یک افسانه اسکاندیناوی بر میگرده و بینهایت زیبا جاسازی شد قد میکشه امیدش ،تا لمسِ دستِ فردا مهمونِ خنده هاشن ،دلداده های دنیا/در این بیت هنوز با غنچه روبرو هستیم قد میکشه و باز میشه و هدیه میشه به عشاق اشکای نا امیدی ،میریزه توی دریا حسرت و غصه بازم ،میمونه کنجی تنها==== چیزی که عیان است .... تمام اب های دنیا به جایی بر میگردند که از همونجا اومدن یعنی دریا آفتابی میشه قلبش ،میتابه باز دوباره یه آسمونِ آبی ،آغازِ این بهاره این هم که یه پایان رویایی هست برای کسانی که امید های کمرنگی دارن /اندکی صبر سحر نزدیک است @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};- @};-
      • سلام مهدی جان با توجه که مخاطب نقدت من هستم باید نکاتی را عرض کنم مولف(دوست خوبم آرزو) خیلی از اون چیزی که نوشته بود خبر نداشت واین را از توضیحاتش میشه فهمید و خب کاش واقعا جواب نمیداد و منتظر میموند @};- ترانه پیام داشت و متوجه شدم عزیز دل @};- بنده را برادرم حامد قانع کردن در مورد ازتباط و من هم پذیرفتم و نیاز به تعجب نداره که نوآموزی چون من خطا کنه در تشخیص :-) غنچه نمیشکنه و دفاع شما ازین تصویر من را به شک انداخته که نکنه شما این را خلق کردی چون بار ها نوه های پدری را به این علت نوازش کردی . :-x غنچه پرپر میشه چون اگه غنچه را با دستات وا کنی میتونی پرپرش کنی اما شکستن شاخه غنچه هیچ ربطی به شکستن غنچه نداره مثه اینه که شاخه درخت بشکنه و ما بگیم سیب شکست/در ضمن چه جوری یک غنچه شکسته میتونه سیراب بشه وقتی که دیگه شکسته و خب طبیعتا عمرش به سر اومده :-? ترانه ای که این همه اتفاق را مصراع به مصراع و با سرعت داره به مخاطب تزریق میکنه/چقدر میتونه تاثیر گذار باشه؟؟ من که این تعابیر زیبای شما را به خوبی برداشت کردم و یک مستند زیبا ازش در ذهنم به یادگار خواهد ماند. به هر حال میدونی که هرگز نقد نمیکنم و نظر میدم که خب دوستان کمک میکنن و رفع ایراد میشه ازم :-) باز هم خسته نباشی و ماندگار @};- @};- @};-
      • اگر نظرت بوده مجید جان که این هم برای خودش نظریه ای هست و قابل اثبات من خیلی از غنجه های شکسته رو از نو با گل و چسب به بار اوردم عزیزم/ خلق خیلی از تصاویر دوستان رو من ایده میدم اما براشون ترانه نمینویسم/ متوجه منظورت باش @};-
      • مهدی صفای عزیز ظاهرا نباید ادامه بدم چون اصلا دوست ندارم پیج دوستم را شلوغ کنم :-) اما غنچه نمیشکنه :"> اینکه میگی متوجه منظورم باشم یعنی چی؟؟؟ ظاهرا کمی بدبین شدی مهدی جان :-) من نگفتم ترانه آرزو را نوشتی و این جفا در حق شاگردت هست که بخوای براش بنویسی و امکان نداره همچین کاری کنی @};- @};- @};- موفق باشی :-x به هر حال از شما هم عذر میخوام آرزو خانوم و میدونی که من همه بچه های آکادمی را دوست دارم و دوستام هستین :-) شاد باشی @};- @};- @};-
      • مولف(دوست خوبم آرزو) خیلی از اون چیزی که نوشته بود خبر نداشت واین را از توضیحاتش میشه فهمید و خب کاش واقعا جواب نمیداد و منتظر میموند مجید من اونقدر جسارت دارم که در پانوشت بنویسم صفا کمکم کرده!! و اینکه من نمیتونم مثلِ مهداص یا حامد منظورمو درست برسونم دلیل بر زدنِ این حرف نمیشه!!!!!!!! و این فکر رو نکن که من در جواب نقدی که میشه منتظر میمونم بقیه ازم دفاع کنن!و تمامِ جوابی که به نقدت دارم رو خودم نوشتم و میدونمم که چی نوشتم ! این ترانه با مطلع صفا و در ادامه 90% چیزایی که دیدی از کهکشون و گل و رنگین کمون و ... کار خودمه
  • سلام آرزوووووووووووووو خیلی خوب بود،افرین دوست خوبم فدا مدا @};- @};- @};- =D> =D> =D> =D>
  • سلام آرزو جان....... خیلی زیبا بود و مگه میشه کاری که تو نویسنده باشی و آقای صفا نظارت کنه لایک نکرد..میشه به نظرت؟؟؟؟؟؟
  • آرزوي عزيز... :-) خوندمت...با احساس بود ... 8-> 8-> شخصا ترانه هاي تلخ رو ميپسندم اما ترانه ي تورو دوس داشتم. :-x خيلي سعي رو قوافي داشتي تا كارت رو متمايز كنه و موفق هم شدي.. =D> =D> لايك هم شدي..
  • سلام عزیزم زیبا بود آقای صفا چه شاگردای خوبی دارن بهشون تبریک می گم و به شما بابت این ترانه زیبا @};-
  • سلام دوست گرامی زیبا بود و بهاری توو این تابستون گرم برقرار باشی @};-
  • درود زيبا و دلنشين بود =D>
  • سلام ارزو روز بروز منو بیشتر داری با کارهای خوبت متحیر میکنی ارتباط عمودی کارت خوب بود و اینو نقطه قوت کارت دیدم خیلی خوب بود که کار حول اسمون چرخید و زمینی نشد ( با ایهام )
    • حامد من باهات موافق نیستما :-) بلاخره یه جا اومد که ما باهم موافق نباشیم ;)) ارتباط خوب نبود گلم بارون نباره هرگز ،از آسمونِ آبی آرزو ترانشو جوری شروع کرد که من حس کردم میگه بارون نباید بباره و آسمونش آبی بود اما درست تو بیت بعدی آسمون ابری شد و ابرای تیرو و بارون و بیت بعد کهکشون را به تصویر کشید که نمیخواست سیاره ها مثه اشک ازش رها میشن و بهدش میگه ابرا نمیذارن سیاره ها بیوفتن و خب من تا اینجای کار در هر بیت یه هوای متفاوت میبینم @};- و در ادامه ترانه فضائی آبی و خیلی دوس داشتنی تر میگیره از قبل. من با تکنیکی که در دل ترانه بود خیلی حال کردم و اون را با مثالی کاملا ساده مییگم که دوستان متوجه بشن فیلم ارباب حلقه ها : ابتدا روستا و دشت و جشن و شادی در فضائی کاملا جذاب به نمایش در اومد در فیلم و بعد یادتون هست که تصاویر و نماهای فیلم سیاه و بی رنگ و اضطراب آور شدن و در انتهای فیلم بار دیگه شادی و سرسبزی به وجود میاد که واقعا مخاطب فیلم از این پایان حس خوشبختی میکنه @};- @};- @};- ترانه آرزو هم این حالت را داشت و این تقطه قوت بود به نظر من حامد گلم :-) اما ارتباط را برای این تعداد بیت و این وزن ترانه و محتوائی که داشت خوب نمیبینم :-) البته میدونی که من دانشم در حد نظر دادنه و معمولا هدفم از این نظرها ایجاد فضا برای پاسخگوئی و کشف اتفاقات و محاسن و معایب یک ترانه هست. موفق باشی @};- @};- @};-
      • نه داداشم چه ایراد داره مخالفت ؟ خیلیم خوبه مخالفت هیچ عیبی نداره فدات شم ؟ دیدگاه تو برام خیلی محترمه و یه دنیا می ارزه اما دیدگاه من این بود که گفتم عمودیش خوبه و شاید هم من بر برداشت کردم ----------------------------- کلا اسمون ابی نیس ============ "بارون نباره هرگز ،از آسمونِ آبی چشماتو وا کن اینبار ،تا باورت شه خوابی" از تیره بودنِ ابر ،معلومه حال و روزش با آه و گریه شاید ،آروم بگیره سوزش این داره میگه : از توهم بیا بیرون و با واقعیت اشنا شو ============= "از کهکشونِ غصش ،سیّاره ها می افتن" این به اسمون بر نمیگرده داداشی به ابر بر میگرده میگه دونه های بارون ( سیاره ها) از کهکشون غصه (ابر ) میفته ============ "میشکنه بغضِ تلخش ،وقتی که دل شکستس وقتی تمومِ درها ،واسه رهایی بستس" خب اینجام بارندگی شروع میشه همیشه اول دو سه تا دونه بارون درشت میاد و بعد شر شر بارون شروع میشه تو که بچه شمالی خوب میدونی اون دونه های درشت اول سیاره ها ی غصه ان ازدید شاعر که دارن میفتن ============ "یه غنچه ی شکسته ،سیراب میشه از اون پل میزنه به رویاش ،جادّه ی رنگین کمون" به نظر من غنچه شکسته یعنی غنچه ی تشنه که خب سیراب میشه از بارون ============ "پل میزنه به رویاش ،جادّه ی رنگین کمون" و بعد رنگین کمون میشه و رنگین کمون برای اون غنچه ی تشنه چیه ؟ "قد میکشه امیدش ،تا لمسِ دستِ فردا" امید میشه براش امید به چی؟ به شکفتن و تبدیل شدن به گل: "مهمونِ خنده هاشن ،دلداده های دنیا" خنده ی غنچه چیه ؟ شکفتن ===== "اشکای نا امیدی ،میریزه توی دریا حسرت و غصه بازم ،میمونه کنجی تنها" اسمون گریه کرده و دلش باز شده و با خنده ی گل قلب اسمون باز میشه از ابر غصه و ایمون افتابی میشه "آفتابی میشه قلبش ،میتابه باز دوباره یه آسمونِ آبی ،آغازِ این بهاره" ---------------------------------------------- دیدم ارزو توضیح داده اما خدا وکیلی نخوندم حالا بعد نظر خودم میرم و نظر اونو میخونم ببینم چقد برداشت هام نزدیک بوذه به ارزو اما نقدی هم به ارزو دارم و اونم اینکه توضیح دادن درباره ترانه اصلا کار حرفه ای نیست تو آغاز کاری و سعی کن یاد بگیری هرکسی برداشت خودش رو داره و تو نمیتونی خونه به خونه بری و توضیح بدی ترانتو برداشت های من قطعا با تو فرق داره و باز برداشت هردو ما با مجید فرق داره و برداشت مجید با مهدی و برداشت مهدی با زهره کلا خصلت ترانه همینه
      • وای ...حامد کارت درسته ها 8-> یادت رفت بگی برداشت زهره با همه فرق دا ره ;))
      • حامد عزیزم بهتر منو قانع کردی :-) درسته هر مخاطبی میتونه برداشت دیگه ای بکنه مثلا زهره هم از بیت اول برداشت دیگه داشته :-) من بچه جنوب غربی آذربایجانم :-) ولی اهل تهران @};- @};- @};- اگه نگاهم مثله تو باشه به این ترانه که خیلی هم خوب میشه :-)
    • حـــــــــــــــــــــــامد ممنونم ازت @};- و مرسی از اینکه نظرتو مفصل تر در مورد ترانم داشتم ;)) در مورد باز کردن ترانم کاملا حق با توئه ... ولی وقتی کارم باز شده و نقد شده منم باید جواب میدادم دیگه ... البته نه اینکه بخوام ثابت کنم نظر بقیه اشتباهه ولی خوب خودمم زیاد مایل نیستم به همچین کاری @};- مرسی از اینکه هستی @};- @};-
  • سلام.. ترانه بسیار روونی بود.. لذت بردم... ممنونم//بدرود @};-
  • سلام ارزو جان خوشحالم اینجا هم خوندم ازت زیباست @};-
  • سلام دوس داشتني سرودين @};-
  • کار زیبایی بود و خب وقتی اولشو خوندم از پیشرفت بسیار سریعت تعجب کردم و بعد دیدم پشت این ترانه روون مهداصی نیز کمک کرده ، هرچند میدونم خط اصلی کار از خودت بوده و مهداص فقط شاخه های اضافی رو هرس کرده :) با یه سری از چیزایی که مجید گفت موافقم (مثل خوب در نیومدن سیاره، یه کم گنگ بودن مخاطب و یه کوچولو ارتباط عمودی که میتونس بهتر بشه) ولی خب نمیشه از پیشرفت زیادت در حس و تکنیک صرف نظر کرد... با همین شیب به پیشرفت ادامه بدی دست نیافتنی میشی... ;)) @};-
    • سلام عباس عزیز مرسی از نظرات سازندت @};- لطف کن جوابم به مجید رو بخون حتما:-) و اینکه مهداص جز افرادیه که واقعا در کنارش آدم میتونه پیشرفت کنه ! :-) شاد باشی همیشه @};- @};-
  • @};- دوس داشتم مثه همیشه مجید همه چیزارو گفت
  • با انتخاب همچین وزنی خوب از پسش بر اومدی عزیزم =D>
  • سلام آرزوی گرامی ترانه خوبی بود و تصاویری انتضاعی و دوست داشتم به موضوع جالب و تازه ای میپرداختی روز به روز قلمت بهتر میشه و خیلی ازین بابت خوشحالم @};- بارون نباره هرگز ،از آسمونِ آبی چشماتو وا کن اینبار ،تا باورت شه خوابی// معمولا چشامونا وا میکنیم تا باور کنیم که بیداریم اما گمون کنم منظورت این بود که بیدار شیم تا باورمون بشه که خواب بودیم :-) از کهکشونِ غصش ،سیّاره ها می افتن// سیاره ها // میگفتی ستاره بهتر نبود؟ درسته میخواستی تازه باشه اما به زیبائیش هم فکر میکردی دوست خوبم :-) برقِ چشاشو بازم ،ابرای غم گرفتن//برق چشای کهکشون غصه رو ابرا گرفتن؟؟؟ پس چطور سیاره ها میوفتن؟ :-? خب سیاره شاید از ابرا عبور میکنن و میوفتن :-) میبینی همیشه خودم خودمو قانع میکنم خب ارتباط عمودی چندان خوب نبود و شروع ترانه با آسمون آبی بود که رسید به کهکشون غصه و کاش بیشتر دقت میکردی @};- @};- @};- میشکنه بغضِ تلخش ،وقتی که دل شکستس وقتی تمومِ درها ،واسه رهایی بستس // خب من هنوز نمیدونم مخاطب آسمونه / طرف مقابله یا کهکشونه // یه غنچه ی شکسته ،سیراب میشه از اون// غنچه شکسته ؟؟؟ آرزو غنچه پرپر میشه و نمیشه بشکنه / پژمرده بهتر نبود؟ چون با سیراب کامل میشد. چه پایان قشنگی داشت اما :-x اگه بگم من کار قبلتو بیشتر دوست داشتم دعوام نمیکنی :"> البته نظراتم میتونن تا حدودی شخصی باشن و میدونی که اهل نقد نیستم @};- @};- @};- موفق باشی
    • سلام مجید مرسی از اینکه وقت میذاری و نظر میدی تا ایراداته کارم رو بدونم و رفعشون کنم :-) خوب واسه شروع باید بگم غلط املاییات دارن زیاد میشنااااااا ....انتضاعی؟!؟!؟!!!! [-( میدونی که همیشه از نظراتت استفاده میکنم و واسم مهمه نظرت ولی باید بگم اصلا این ترانمو درست نخوندی!!!!!!! [-( ببین محور ترانم روی آسمون و بارون و ایناس و دارم پیامی میدم ! :-) شاید درست نباشه که ترانمو باز کنم ولی فکر کنم لازمه بارون نباره هرگز ،از آسمونِ آبی چشماتو وا کن اینبار ،تا باورت شه خوابی // با مصرع اول دارم یه خبر میدم مبنی بر اینکه بارون از آسمونی که آبی باشه نمیباره !! واقعا تعجب کردم دیدم برداشتتو در جواب حامد! و در ادامم میخوام یه روایتو بگم و واسه همین میگم چشمارو باید باز کرد !!نه اینکه ببندیم!!!! از تیره بودنِ ابر ،معلومه حال و روزش با آه و گریه شاید ،آروم بگیره سوزش// الان به نظرت آسمون یهو ابری شد ؟؟؟؟؟؟؟ من دارم میگم که از آسمونی که ابری باشه میشه حالو روزشو فهمید ،اینکه دلش گرفتس ! از کهکشونِ غصش ،سیّاره ها می افتن برقِ چشاشو بازم ،ابرای غم گرفتن// الان اینجا من یهو از کهکشون حرف نزدم و هنوز دارم از آسمون حرف میزنم ! دقت کن دارم میگم از کهکشون غصش !! ش به آسمون بر میگرده مسلما ! و برقِ چشای آسمون رو ابرا گرفتن ...یعنی ابرا جلوی خورشید رو گرفتن !!! در مورد سیاره هم من اول ستاره رو استفاده کردم ولی بعد عوضش کردم ابرا نمیذارن سیاره ها بیفتن؟!!!!!!!!!!!! ازت بعید بودااااااا [-( میشکنه بغضِ تلخش ،وقتی که دل شکستس وقتی تمومِ درها ،واسه رهایی بستس یه غنچه ی شکسته ،سیراب میشه از اون پل میزنه به رویاش ،جادّه ی رنگین کمون// اینجا هم بغض آسمون میشکنه و بارون میباره ! در موردِ شکستنِ غنچه آخه غنچه ای که باز نشده چطور میتونه پرپر شه ؟!!!! نمیدونم چرا فکر کردی غنچه نمیتونه شکسته باشه ؟!!!!! تاحالا ندیدی مگه که ساقه ی یه غنچه بشکنه ؟! یا از بیخ بشکنه ؟! :S :S اشکای نا امیدی ،میریزه توی دریا حسرت و غصه بازم ،میمونه کنجی تنها// اشکای ناامیدی هم که اینجا همون بارونه که بارون در آخر به دریا میریزه در کل من در این ترانم سعی کردم با نماد کردن آسمون بیام و این ها رو نشون بدم که پایان شب سیه سفید است و زیبایی آسمون بعد از بارشه که شگفت انگیزه و در پایانم با آفتابی شدن تاریکی ها از بین میره در موردِ اینکه توی ترانم ارتباط عمودی چندان خوب نبود فکر کنم با این توضیحات جواب رو داده باشم :-) @};- @};- @};-
      • سلام آرزو خب من ترانه را چندین بار خوندم و هرگز ترانه دوستان را سر سری نمیخونم و خب تعبیر مخاطب میتونه متفاوت با اونی باشه که شاعر در نظر داشته و خب نباید انتظار داشت که همه بتونن ارتباط بگیرن و اگه کسی دچاره ابهام بود نمیشه بهش گفت که ازت بعید بود :-) بارون نباره هرگز از آسمون آبی// در نگاه اول که نه در چند نگاه هم نمیتونه مفهوم مورد نظرت را برسونه @};- @};- در ادامه راجبه ارتباطی که زیرکانه پاسخ دادی و به خوبی به هم مربوط کردی ابیات را باید بگم قانع نشدم و این را بگم غنچه میتونه پر پر بشه و میتونی امتحانش کنی اما نمیتونه بشکنه و شکستن ساقه ربطی به شکستن غنچه نداره و این را بدون نباید به هر قیمتی از کار دفاع کنی دوست خوبم :-) به هر حال من نظر میدم و میتونه به هیچ وجه فنی نباشه :"> موفق باشی
      • مجید عزیزم جوابتو مفصل خصوصی میدم ...یه جوری با هم کنار میایم مطمئنا !! ;)) @};- @};- @};-
      • :-) خواهش میکنم دوست من :-) @};- @};- @};-
  • سلام آرزو جان ممنونم عزیزم،دوسِش داشتم،لایک :-) @};-
  • خیلی زیبا بود وزن خیلی کوبنده و مناسبی بود برای بیان این نوع احساس و البته شروع طوفانی داشت
  • سلام زیبا بود لایک @};-