سلول انفرادی

داره شرو می شه شبم،با بغضی که غریبه نـیـس

پـشـت پیانو می شینم دوباره با چشای خـیـس

نُـتا رو دعـوت مـی کنم یکی یکی بـه خـلـوتـم

گـرم خیالت که می شم،شـرو مـی شـه ضیافتم

برای قلبی که شکست،بـرای احساسی کـه مـرد

بـرای دسـتـای تـو کـه،مـنـو بـه تاریکی سپرد

لحظه به لحظه می شکنم،تو لحظه های مردنم

تـا وقـتـی کـه خالی بشم بـا غم پیانو می زنم

به قلب من چی دادی؟

سـلـول انـفــرادی

یـه زنـدونِ بـرزخی

بـا خـاطـرات یـخی

داره شـرو مـی شـه تبم،تـو غربت نیمه شـبـم

بوسه ی اشکارو هنوز،حس می کنم روی لـبـم

می خواستم از تو پر بشم،از خودمم خـالی شدم

عاقبت ما رو ببین! چی فِک می کردم چی شدم!

بـا تـک تـک تـرانـه هـام مـقـابـلـت زانـو زدم

شـکـسـتـم و از آخـرم،بـه چـشـم تـو نیومدم

بـخـاطــر شـکـسـتـنـم،بـرای پـرپـر زدنــم

تـو لـحـظـه هـای مردنم،بـا غم پیانو می زنم

به قلب من چی دادی؟

سـلـول انـفــرادی

یـه زنـدونِ بـرزخی

بـا خـاطـرات یـخی

https://www.academytaraneh.com/47917کپی شد!
1659
۱۸۱