آوازه خون

دیگه از دل نمی خوام ساکت بمونه

میگم این بار صدا شه با من بخونه

توی ِ دردام بشینه  پاشه با حرفام 

اینو گفتم بدونی اهل ِاین حرفام !

آره   آوازه خونم     آوازه خونم

دل تا تنها نمونه باهاش می خونم

پامو بیرون کشیدم از آب واز گِل

با صدا پر میکشم  منزل به منزل

دیگه غصه ها رو تو دل نمی کارم

دیگه کاری   با کم وزیاد   ندارم 

دیگه دوره ی ِمَنِه کی  نمی دونه   ؟!

همه دیدن کبک ِمن خروس می خونه !

آره     آوازه  خونم       آوازه خونم

دل تا تنها    نمونه باهاش می خونم

پامو بیرون کشیدم از آب واز گِل

با صدا پر می کشم منزل به منزل

668
۲۳