احساس توهم

 

واسه من عشق محالی؛ولی من به پات می شینم

واسه من کافیه عشقم،تورو تـُو خوابـم ببینم

 

تـُو شبای انتظارم،قراره بیای تُو خوابم

اما این غمت باهامه، مگه می ذاره بخوابم؟!

 

هرشبَم خواب و خیالت ،منو تا سپیده برده

نمیدونی که خیالت؛ چه به روز من آورده!

 

نمی تونم بی تو پاشَم ، نمیذارَن با تو باشم

همیشه از تو می خونم ،نمی تونم بیصدا شَم

 

دلُ بـُردمش به رویات ،چقد زیبا تو می خندی

منم چشمامو می بندم ،توهم چشماتو می بندی

 

هر شبم خیال و رویات منو تا دلت کشونده

همین احساسِ تـَوهُم همه دنیامو سوزونده

 

همین احساس عجیبی الان نسبت به تو دارم

شب و روزمو گرفته بی تو دنیایی ندارم

 

چشامم سویی ندارن چقد بی خوابی کشیدم

به امید با تو بودن ، من دلُ آبی کشیدم

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید: