کافه

ترانه کافه

به یاد دوتامون / میرم زیر بارون قدم میزنم تا/  تموم شه خیابون

تو این روزو شبها / یه حال غریبی
بهم دست میده/  به طور عجیبی
به یاد دوتامون / میرم زیر بارون
قدم میزنم تا/  تموم شه خیابون
میرم توی کافه/  یه کنجی تو خلوت
نگام محو عکست / شده طبقِ عادت
یه روزی همین جا / دلت رو شکوندم
تو گفتی بمونو/  باهات من نموندم
عجب اشتباهی/  با قلبم چه کردم
کجایی عزیزم/  که دنیای دردم
هنوز خاطراتت/  عزیز عزیزم
چقد اشک باید / واست من بریزم
چقد دوست دارم / کنارت بشینم
چقد دوست دارم/  تو رو باز ببینم
به یاد دوتامون/  میرم زیر بارون
قدم میزنم تا / تموم شه خیابون

131
۸

  • سلام... ترانه زيبايى بود... لذت بردم... در مورد نقد دوستان بايد بگم كه گاهى ساده مينويسيم گاهى پيچيده گاهى از كلمات غير متعارف استفاده ميكنيم گاهى خير... گاهى اولين ترانه هايى كه ميگيم بهترين ترانه هامونن و گاهى به مرور پيشرفت ميكنيم...پس مقايسه كردن ترانه با خود ترانه درسته نه با شخص و ترانه هاى قبليش...يه نگاهى به ترانه هاى موفق بندازيم ميبينيم كه اين گفته هاى من بى ربط نيست... در اكثر مسايل در زندگى نميشه بطور قطعى صحبت كرد چه برسه درباره هنر كه وراى بايد ها و نبايد هاست... من راحت ميتونم هزار تا مثال نقض درباره چيزهايى كه دوستان از واژه ى (بايد) استفاده ميكنند بيارم و بگم ببينيد اين ترانه اينجا ساده نوشته شده موفق بوده يا اصن بگم اين ترانه از فلان كلمه غير رايج استفاده كرده و سخت نوشته شده و موفق بوده و يا بالعكس. لطفا و حتما دوستان كليت ترانه رو در نظر بگيرند و دوم در نقداشون بگن دقيقا كجاى ترانه اشكال داره و چه اشكالى. نوشتم طولانى شد ولى ممنون ميشم وقت بذارين و بخونيد.
  • سلام و عرض ادب با تمام احترام نقدتون رو در مورد ساده نویسی نمیپذیرم اگه سطح کار پایین باشه یه بحثه که خوب پایبنه دیگه بهتر از این نتوستم ترانه خوبی بگم اما ذات ترانه از کوچه و بازار نشات میگیره ترانه باید با مخاطب عام و مردم ارتباط برقرار کنه مگر ترانه های خاص وبرای طبقه ی خاص ما اینجا شعر نمیگیم اگرچه معلوم نیست ابتدا شعر بوجود اومده بعد ترانه یا بالعکس اما نظر کارشناسا احتمال بیشتر رو از زمزمه های که افراد در گذشته انجام میدادن که بصورت ترانه وار بوده وبعد کم کم اوزان و قالب و.. رایج شده وتبدیل به شعر و قالب های شعری شده محتمل میدونن اگر چه ترانه های خاص هم خیلی مواقع هست که پر طرفدار میشه عالی از همه دوستان که نقد کردن ممنونم با همین روال بریم جلو تا سطح کارا بالاتر بره
    • درود جناب رضاوند عزیز،ببینین من صحبت از سطح نکردم،اتفاقا ترانه های ساده رو هم دوست دارم که حرفشونو راحت ب مخاطب میزنن،ولی ترانه ساده هم باید حرفی برای گفتن داشته باشه،یادمه استاد عزیزم بانو غفوریان میگفت باید یه حرفی تصویری توی ترانه ت باشه که مثلا اگه راجع به بارون سروده بودی مخاطب تا شش ماه لااقل اگه بارونی دید یاد ترانه ت بیفته،،با توجه به کثرت کارا من نمیگم شش ماه ولی حداقل باید تا چند روز در یاد مخاطب بمونه تصویری از ترانه،بنظرت این ترانه همچین تصویری داره؟؟در مورد اینکه شعر قدیمی تره یا ترانه بنظرم بستگی داره به نظرت که اول مرغ بوده یا تخم مرغ(مزاح ) سبزبمانی
  • سلام مصطفی عزیز ترانه مسیر مشخصی داره و به جاده خاکی نمیزنه و تمام مصرع ها به هم مرتبطن. در مورد نقد ترانه هم ،با نظر جناب مقدم موافقم.
  • سلام ترانه ی ساده و دلنشینی بود.ممنون
  • درود جناب رضاوند عزیز.اول از همه بگم نظرات من نسبت به ترانه ی دوستان همیشه برمیگرده به شناخت من از شاعر و همچنین استعداد اون..از نظر من شما کسی هستید که به اصول شعر و ترانه کاملا اگاهید پس کمی سختگیرتر خواهم بود.و اما ترانه.کار روان و بظارهر بی نقصی بود اما...عاری از حرفی تازه..اتفاقی تازه..که مشابهش رو بسیار خوندم.صرفا شاید نوعی خاطره نویسی موزون..میدونم که منظورمو درک میکنین .ببینید ساده نویسی در ترانه منظور شرح وقایع نگاری نیست..منتظر کارهای بهترتون خواهم بود.ناگفته نماند که از حضور افراد با دانشی مثل شما در اکادمی وحضور خوبتون پای کار دوستان بسیار خوشحالم و برام قابل تقدیره.سبزبمانید
  • سلام مصطفی جان . ترانه ی زیبایی بود ؛ من به طور کلی ترانه هایی رو که بشه بدون موسیقی ریتشمو توی ذهن ساخت میپسندم ... دست مریزاد