منو از یادت ببر

میدونم کنارم حتی، زندگیت پر از عذابه

ماهیه قرمز عشقت، خیلی وقته روی آبه

میدونم به خاطر من، از همه دنیا گذشتی

خون دل خوردی و اما، عمریه که برنگشتی

مگه من نگفته بودم:”تهی از عشق و جنونم

قبل تو شکستم از عشق، تو بذار تنها بمونم”

به خدا قسم که اینجا، پرم از نهایت درد

مشکل از منه عزیزم، جون من نگو که برگرد

منو از یادت ببر، راهمون، دیگه یکی نیست

دلیلش، هرچی که باشه، تو بدون دل زدگی نیست

منو از یادت ببر،  منو از یادت ببر

لحظه ها میگذرن آخر، منو از یادت ببر

 

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

423

درباره‌ی Artin

می خواهم آب شوم درگستره افق، آنجا که دریا به پایان می رسد و آسمان آغاز می شود ... مارگوت بیکل (ترجمه: احمد شاملو) Email: M.Baratnia@gmail.com