آرزو ( با الهام از رمان روی ماه خداوند را ببوس)

کاشکی یە برگ بودم، کاشکی یه سنگ بودم
کاشکے یە گل بودم، یا نە!..یە چنــگ بـودم

کاشکی چشـات بودم، کاش کفش پات بودم
کاش صندلیت بودم، چن لحظه تـــــوو مترو
کاش آینـــــــــه اے بودم توے اتاقت تـــا
روزے هزار دفعـــە، مــے دیدم عکست رو

کاش چــادرت بـــودم، توی هــــواے سرد
دستای تو محکم، جسمم رو لمس مــے کرد

کاشکی تو مـن بودے، کاش ما یکـے بودیم
کاشکی دو همبازــے، توو کودکـــے بودیم

کاش دل نداشتم،کاش
یه تیکه سنگ بود جاش
کاشکــی یه کوه بودم، بی قلب و روح بودم

کاش از تو دور بودم، کاش کورِ کور بـــودم
دارم حرووم میشم، کاشکـــے صبـــور بودم

کاشکے که خواب باشم
از این عذاب پاشــــــم

چشمات به قلـــبم یه، احساس خوب میدن
شعــراے من بی تو، بــوے غروب میدن

کی، کَی، کجا، عشقو…از قُلّکت دزدیـــد
تقدیـــر بی رحمم، قاه قاه بهم خنـــــدید

۶۵۸
۵۶

درباره‌ی عقیل پورجمالی

ریاضی خوندم از ۱۲ سالگی یه چیزایی شبیهِ شعر میگم و بیشترِ فعالیتم در ترانه سرایی مربوط میشه به انجمن شعر و ادب پارسی وبلاگ: agheeel.blogfa.com ایمیل: agheeel@gmail.com
عضویت

  • کی، کَی، کجا، عشقو…از قُلّکت دزدیـــد
    تقدیـــر بی رحمم، قاه قاه بهم خنـــــدید
    :-S :-S گل گفتی شاعر :-S

  • سلام آقای پور جمالی ترانتونو خوندم زیبا بود امیدوارم که همیشه شاد باشین من در حد نقد کردن نیستم که بخوام حرفی بزنم اما از خوندن این ترانه لذت بردم لایک3 تقدیمتون =D> =D> =D> =D> @};- @};- @};- @};-

  • سلام جناب پور جمالی
    مثل همیشه تازه وجالب =D> =D>
    لایک تقدیمتون @};- @};-

  • بسیار زیبا بود دوست من. @};- @};- @};- @};-
    خسته نباشید

  • موفق باشید.سلام

  • سلام .
    زیبا بود.
    فقط:
    ﮐﺎﺵ ﭼــﺎﺩﺭﺕ ﺑـــﻮﺩﻡ، ﺗﻮﯼ ﻫــــﻮﺍﮮ ﺳﺮﺩ
    ﺩﺳﺘﺎﯼ ﺗﻮ ﻣﺤﮑﻢ، “ﺟﺴﻤﻢ” ﺭﻭ ﻟﻤﺲ ﻣــﮯ ﮐﺮﺩ
    بجای جسمم رو لمس میکرد
    تنمو لمس میکرد بهتره.
    موفق باشی
    لایک

    • فرزاد جان سلام.. نکته ای که اشاره فرمودین، قابل تأمله
      .. مطمئنا واژه ی “تن” امروزی تر از “جسم” هست.. اما وزن رو بهم میزنه… و به این دلیل ازش استفاده نکردم.. بازم ممنون! @};- @};- @};- @};-

  • نوآوری و ریتم کار که عالی
    اما من توی این بند متوجه قافیه نشدم:
    کاش دل نداشتم،کاش
    یه تیکه سنگ بود جاش
    کاشکــی یه کوه بودم، بی قلب و روح بودم :-/

    متوجه اشاراتت هم در بند اول نشدم
    چه ربطی به معشوق داره مثلا چنگ بودن یا سنگ بودن یا گل بودن و….
    توی بندهای بعدی اشاراتی که کردید به نوعی به معشوق ربط میدید و
    قابل فهم هست و میزان اشتیاق و عشق و نزدیکی رو به خواننده کار القا میکنه.

    از لحاظ ریتم کار خوبی هست و میتونه مثلا مثل کارهای بنیامین بهادری کار ریتمیک و جالبی بشه
    اما از لحاظ مفهومی و پختگی روایت لنگ میزنه.
    موفق باشید.
    :-) @};-

    • سلام دوست عزیزم
      ممنون از حضورتون و نقد صادقانه تون..
      کاش دل نداشتم، کاش/یه تیکه سنگ بود جاش.. توی این بیت “کاش” و “جاش” قافیه ن
      کاشکی که کوه بودم/ بی قلب و روح بودم.. توی این بیت “کوه” و “روح” قافیه ن
      اما اینکه فرمودین دلیلِ شاعر برای آرزو کردنِ اینکه” ای کاش برگ بودم.. یا سنگ بودم.. یا گل بودم.. یا چنگ بودم”
      همیشه سعیم بر این بوده که ارتباط طولی و عرضی بندای ترانه رو حفظ کنم.. پراکنده گویی صرفا به خاطرِ اینکه از از بندی خوشمون میاد کار جالبی نیست.. یه جور روایتگری داریم که توی فیلما هم حتما بارها دیدین.. فیلم و داستان از یه جایی شروع میشه.. و بعد داستان یکدفعه بر میگرده به چند سال قبل.. هدف از آوردنِ قسمتی از پایانِ داستان در ابتدای ماجرا، مشتاق کردنِ بیننده برایِ دنبال کردنِ داستانه… بندی که بنده برای شروعِ ترانه م انتخاب کردم:
      کاشکی یه برگ بودم، کاشکی یه سنگ بودم
      کاشکی یه گل بودم، یا نه! یه چنگ بوودم
      … مبهمه…این کار رو عامدانه انجام دادم.. تا مخاطبی که بندِ اول رو میخونه کنجکاو بشه که چرا شاعر میخواد یه سنگ یا یه برگ باشه.. و جوابِ سوالشو در ادامه ی ترانه بگیره.. قرینه ی معنایی که مطلبی رو برای مخاطب توضیح میده، حتما نباید توی همون بند بیاد.. شاعر نمیتونه برداشتِ مخاطب رو با توضیحش تغییر بده.. برداشت از ترانه رو باید به عهده ی خودِ مخاطب گذاشت..اما گاهی برداشتِ مخاطب میتونه با کمی دقتِ بیشتر تغییر کنه.. منم برای دفاع از بندِ اول ترانه موجه شما رو به قرینه هایی که توی این ترانه برای جواب سوال شما وجود داره، جلب میکنم:
      کاش دل نداشتم،کاش
      یه تیکه سنگ بود جاش
      کاشکــی یه کوه بودم، بی قلب و روح بودم

      کاش از تو دور بودم، کاش کورِ کور بـــودم
      دارم حرووم میشم، کاشکـــے صبـــور بودم

      کاشکے که خواب باشم
      از این عذاب پاشــــــم
      ….. فکر میکنم هر مخاطبی که به این قسمت از ترانه برسه، دلیلِ آرزوهای شاعر رو توی بند اول متوجه میشه.. و این از نوعِ همون سیرِ روایتگریه که اولِ حرفم بهش اشاره کردم..
      علی آقای عزیز از نقدی که نوشتین، خیلی خوشحال شدم.. طولانی شدنِ عرایض بنده از این جهته که هم خواستم جوابِ سوال شما رو بدم و هم جوابِ سوالایی رو که بعضی از دوستان دارن در حدِ دانشِ ناقصم بدم.. و شاید از این طریق، بابِ یه بحثِ چالشی رو باز کنم تا از علم و تجربه ی دوستان دیگه هم یاد بگیرم.. موفق باشید دوست عزیزم! @};- @};- @};- @};- @};- @};-

    • آقای پور جمالی ترانه قشنگتان رو خوندم لذت بردم
      رمان روی ماه خداوند را ببوس را بارها و بارها خوندم خیلی دوسش دارم ولی ارتباطشو با این ترانه نفهمیدم
      اسماشون به خاطرم اومد یونس سایه مهرداد جولیا دکتر پارسا توضیح بدید ممنون می شم
      آیا خداوندی وجود دارد ؟ آیا واقعا خداوند با موسی حرف زد؟ وای باز رفتم توی اون داستان @};- @};- @};-

      • خانم سلیمانی عزیز سلام
        مطمئن بودم هر کسی که این رمان رو خونده باشه، از ارتباط این ترانه و اون رمان سوال میکنه.. اهل رمان خوندن نیستم و تنها چیزی که منو به خوندنِ این رمان ترغیب کرد، این قسمت از رمانه که اونقدر برام ملموس و تأثیر گذار بود و باعثِ جوشیدن این ترانه شد،… این قسمت از رمان رو عینا میارم:

        کاش یک تکه سنگ بودم. یک تکه چوب. مشتی خاک. کاش یک سپور بودم. یک نانوا. یک خیاط. دستفروش. دوره گرد. پزشک. وزیر. یک واکسی کنارِ خیابان. کاش کسی بودم که تو را نمی شناخت. کاش دلم از سنگ بود. کاش اصلا دل نداشتم. کاش اصلا نبودم. کاش نبودی. کاش می شد همه چیز را با تخته پاک کن پاک کرد. آخ مهتاب! کاش یکی از آجرهای خانه ات بودم. یا یک مشت خاک باغچه ات. کاش دستگیره اتاقت بودم تا روزی هزار بار مرا لمس کنی. کاش چادرت بودم. نه، کاش دستهایت بودم. کاش چشمهایت بودم. کاش دلت بودم. نه، کاش ریه هایت بودم تا نفس هایت را در من فرو ببری و از من بیرون بیاوری. کاش من تو بودم. کاش تومن بودی. کاش ما یکی بودیم. یک نفر دوتایی….
        میدونم که ترانه ی من با اصلِ ماجرای ترانه ارتباطی نداره.. اما چون بعضی از قسمتای این متن رو عینا تو ترانه م به کار بردم، به رسمِ امانت، اسمِ رمان رو هم آوردم..همیشه شاد باشید!

      • آقای پور جمالی خیلی ممنون از توضیحتون حالا یادم افتاد دیدم شعرتون چقدر برام آشناس
        آقای پارسا آلوده روح مهتاب شده بود از اون عشقهای عجیب وغریب که آخرشم خودشو کشت
        الان که متوجه شدم بازم می گم خیلی خیلی ترانتون قشنگ بود عالی @};- @};- @};- @};- @};-
        از دوستانی هم که این رمان رو نخوندن توصیه میکنم حتی برای درک درست شعر آقای جمالی حتما بخونن
        واقعا آدم با خوندن این داستان بیشتر به خدا نزدیک می شه و جواب سوالاشو درباره خداوند پیدا می کنه
        @};- @};- @};- @};- @};-

      • @};- @};- @};- @};-

  • کاش چــادرت بـــودم، توی هــــواے سرد
    دستای تو محکم، جسمم رو لمس مــے کرد
    سلام خیلی جالب بود @};- @};- @};- =D>

  • سلام کار خوبی بود اما نه به اندازه کارهای قبلیت عقیل عزیز @};-

  • سلام
    بسیار زیبا @};- @};- @};- @};-

  • سلام جناب پور جمالی

    ترانه زیباتون رو خوندم و لذت بردم @};- @};-

    پنج اثر اخیرتون رو هم خوندم ، واقعا ترانه های دلنشین و زیبایی رو سروده بودید مخصوصا ترانه های +18 و 5 سال انتظار =D> =D> =D> =D> @};- @};-

    تبریک به این احساس و هنر شاعرانه تون =D> @};- @};- @};-

  • کاشکی تو مـن بودے، کاش ما یکـے بودیم
    کاشکی دو همبازــے، توو کودکـــے بودیم
    سلام عقیل جان .
    این قسمت ترانه بهم خیلی حس خوبی داد ، ممنون از کار بسیار قشنگت . :-) =D> @};-

  • کاشکی تو مـن بودے، کاش ما یکـے بودیم
    کاشکی دو همبازــے، توو کودکـــے بودیم
    سلام عقیل جان .
    این قسمت ترانه بهم خیلی حس خوبی داد ، ممنون از کار بسیار قشنگت . :-) =D> @};-

  • کاشکی تو مـن بودے، کاش ما یکـے بودیم
    کاشکی دو همبازــے، توو کودکـــے بودیم
    سلام عقیل جان .
    این قسمت ترانه بهم خیلی حس خوبی داد ، ممنون از کار بسیار قشنگت . :-) =D> @};-

  • کاشکی تو مـن بودے، کاش ما یکـے بودیم
    کاشکی دو همبازــے، توو کودکـــے بودیم
    سلام عقیل جان .
    این قسمت ترانه بهم خیلی حس خوبی داد ، ممنون از کار بسیار قشنگت . :-) =D> @};-

  • کاشکی تو مـن بودے، کاش ما یکـے بودیم
    کاشکی دو همبازــے، توو کودکـــے بودیم
    سلام عقیل جان .
    این قسمت ترانه بهم خیلی حس خوبی داد ، ممنون از کار بسیار قشنگت . :-) =D> @};-

  • سلام کار پختگی نداشت فقط ریتمیک بود چون کارای بهتری از شما خوندم به این کار امتیازی نمیدم موفق باشید