لبخند ماه

عهد بستم که عاشقی نکنم …. اگه حتی کسی به مـــن رو زد
ولی دل با تموم سر سختیش … پیش چشمات دوباره زانـــــو زد

وقتی دنیا با تلخ کامیهـــــــــاش … بی امون حوصله م رو سر می برد
اون دو چشم خمار عاشق کش … پـــــدر قلــــــــب مـــــن رو در آورد

میدونستی چقدر عاشقشتـم ؟… میدونستی چقــدر نازِ چشات ؟!
حاضــرم کلّ زندگیمـــــــو بدم … حتی یک قطره اشک نریزه چشات

اگه با من ستـــــــــــاره ها قهرن … تو بخند و شبامو روشـــن کن
خالی کن لحظه هامو از تشویش … آره تن پوش عشقمـــو تن کن

ساده نگذر از این همه خواستن … من به یک تکیه گاه محتاجــم
تو شبــــــــای سیـــــــاه تنهایی … من به لبخنـــد ماه محتاجــم

۸۳۲
۶۳

درباره‌ی مرسده (زهرا) عباس زاده

در روز الست چون جهان ساخته شد .. حوا به ابوالبشر چو دلباخته شد ... روی اولین برگ کتاب زندگی .. به حرمت عشق نام من "مرسده" شد golebaroonzade29@yahoo.com لطفا تقاضای ترانه رایگان نفرمایید . ممنون
عضویت