ترانه

زنگ صدات

دارم به چیزایی که گفتی گوش میدم زنگ صداتو عاشقانه دوست دارم ازوقتی که دست دلم پیش تو رو شد عاشق شدن رو بی بهانه دوست دارم

دارم به چیزایی که گفتی گوش میدم

زنگ صداتو عاشقانه دوست دارم

ازوقتی که دست دلم پیش تو رو شد

عاشق شدن رو بی بهانه دوست دارم

درداتو به جون می خرم این بار شاید

درداتو با دستای من تقسیم کردی

باید بشینم منتظر باشم که یک شب

شاید بمن یک شعرتو تقدیم کردی

میخوام بیام تو ساحل چشمات بشینم

آخه دل تو واسه من مث یه دریاست

حالا سرازیرم به سمتی که تو رفتی

این رودخونه توو دلش یک عمره غوغاست

ازدست عشقت روزگار من سیاهه

من آسمون پرستاره توو کویرم

بااینکه چن ساله ازم دوری ولی باز

می خوام تورو محکم توو آغوشم بگیرم

باید گذشت از روزهایی که گذشته

دنیای من بابودنت تغییر کرده

انقدر خندیدی که دستم کار دادی

حالا دلم پیش دل توو گیر کرده

۶۸
۲

  • با سلام..کار زیبایی بود و احساس کار عالی بود…ولی جسارتا یه جاهایی وحدت کار رو از بین برده بودین.منظورم اینه یه جاهایی رو به شکل شعر نوشتین یه جاهایی رو به شکل ترانه..مثلا شما وقتی دارین از زبان عامیانه استفاده میکنین دیگه نباید بگین “عاشقانه”یا “بهانه”..باید بگین”عاشقونه”یا “بهونه”…البته این نظر منه.بازم ببخشید

    • سلام ممنونم از لطف ونظرتون البته من کاملا تعمد داشتم و ما حتی در زبان عامیانه خیلی مواقع مثلا میگیم اینا همش بهانه س چیزی که صرفا وحتما تو عامیانه بگن بهونه وعکسش درخیلی کلمات اونه که شما میفرمایین بازم ممنونم ازتون بزرگوارین