( شاعری)

( شاعری )

وسط شعر خوندنم نپر

اگه میشه یکم سکوت کنین

به درک که شب تولدمه

خودتون شمعها رو فوت کنین

من دلم خیلی وقته که مرده

این که اینجا نشسته من نیستم

خیلی حرفا تو ذهنمه اما

نمیگم..من که بد دهن نیستم!

دوس دارم گم بشم اگه دنیا

به منم فرصت فرار بده

هی به ساعت نگا نکن مجری

اگه داری یه نخ سیگار بده

شاعرم شاعرا پر از دردند

خوب و ناخوبمون به مو بنده

ما شبیه ژکوند معلوم نیس

غمه رو چهره مون یا لبخنده

شعر گفتن یه درد بغرنج و

شاعری غیر حال خرابی نیست

همه میگند خب نگو..بس کن

به خدا حق انتخابی نیست

خودمون که نخواستیم اینجور شیم

عشق ما رو کشوند به این وادی

هیچکی باور نمیکنه..اما

فرق داریم با مردم عادی

دوست دارن حرفای قشنگ قشنگ

مثل سهراب یا فروغ بگیم

انتظار دارن از ما که مثل

کاندیداها همش دروغ بگیم

یا که با بغض توو گلو مونده

بنویسیم براشون  ازشادی

توی زندون غم بپوسیم و

بگیم از حس خوب آزادی

چیه حاصل از اینهمه غم جز

چشمایی که تا صبح بیداره

به خدا بعد کار توو معدن

شاعری پر خطر ترین کاره

عابر کوچه های پائیزی

راوی سینه های پر دردیم

واسه شاعر سکوت یعنی مرگ

اگه هیچی نگیم  دق کردیم

شعر تنها پناه دلتنگی

واسه ما ادمای درمونده س

مثه پرواز توی تاریکی

یا یه جور اعتیاد وامونده س

ما یه مشت مجرمای بالفطره

پای این چوبه های اعدامیم

راهیه راههای نارفته

زخمیه جنگ بی سرانجامیم

دفتر شعر من یه تابوته

توش پر از بغض و  حسرتی جانکاه

وقتی میخونمش بگین اروم

زیر لب لا اله الا الله

شاعر :
( عباس مقدم )

https://www.academytaraneh.com/120672کپی شد!
14
۱
۱