نگران

هر جا بارون میباره
قلبم طاقت نداره
این دل من میمیره
بهونه تو میگیره
میشینه پشت شیشه
شاید بیاد رد بشه
آخه عاشق توئه
بد جور دلتنگ توئه
ابرا دارن میبارن
آخه اونا عاشقن
گریه هاشون میریزن
آخه خیلی لطیفن
بازم که چشمای من
اشکاشونو میریزن
آخه خیلی غم دارن
همش  نگرانتن
بازم که شب شد و
عکست کنارمو
غصه تو دلمو
بغض که تو گلومو
هوا چقد غمگینه
غم عشقم سنگینه
دنیا برام زندونه
دارم میشم دیونه

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • هر جا بارون میباره قلبم طاقت نداره این دل من میمیره بهونه تو میگیره میشینه پشت شیشه شاید بیاد رد بشه ( کی رد بشه ؟؟ تو بالا یا نه کسی دیگه ایی هم در کار؟؟)) آخه عاشق توئه بد جور دلتنگ توئه عاشق تونه ؟؟ یعنی چه برادر ... این عاشق تونه اگه قرار به زبان خودمونی هم بگیم باید بگی آخه عاشقته ... اگه قرار به زبان ادب نوشتار بگی آخه عاشق شماست . قرار نیست زبان نگارش دست خوش تغییر تحولات زبان محاوره با این سبک و سیاق بشه . ابرا دارن میبارن آخه اونا عاشقن گریه هاشون میریزن آخه خیلی لطیفن ( سعی کن در تصویر سازی بدنبال پیام یا حرف واسه گفتن باشی . به زبان های مختلف با واژهات بازی نکن تا زمانیکه مفهوم کلی بندت تکرا مکرارت.) ابرا دارن میبارن .. آخه اونا عاشقن / گریه هاشونو می ریزند .. آخه خیلی لطیفن / گریه کردنی نه ریختنی .. جایگزین معقولانه (( اشک )) اشکاشونو می ریزند . در مصرع بعد گفتی آخه خیلی لطیفن . اگه لطیفو واسه قوافی آوردی بدون قوافی ناسالم انتخاب کردی و از نظر پرداخت (( تصویر سازی )) حس آمیزی چندانی نداره . بازم که چشمای من اشکاشونو میریزن آخه خیلی غم دارن همش نگرانتن // در این بند و مصرع اول گفتی بازم که چشمای من و در ادامه اشکاشونو می ریزند .. سعی یه رابطه واحد یه تصویر واحد بین بند قبل و این بند داشته باشی . چرا ؟ چون در بند قبلی بحث سر ابری که معلوم نیست کجای قصه است در حالی که در ادامه همون تصویر باروون اشک و و و در به چشم و نگاه خودت تصویر کردی . واسه بالا ابر نگام می بارن آخه اونا عاشقن اشکاشونو می ریزند آخه خیلی لطیفند (( هر چند با وجود این تغییر کوچیک این بند هنوز بند سالمی نیست و نیاز به بازبینی کلی داره )) استفاده از ترکیب بازم : باز + هم حسی در خوانش در مخاطب نداره . )) بازم* که شب شد و .. عکست کنارمو غصه تو دلمو بغض که تو گلومو دوباره شب شد ... عکست کنارم .... غصه توو سینه .. بغض توو گلومه البته این فقط یه ویرایش کوچیک از انچه خودت نوشتی که از نظر قوافی درست نیست . قافیه منظورم. (( کنارم = کنار من + و *** گلومه : گلو + من + و )) هوا چقد غمگینه غم عشقم سنگینه دنیا برام زندونه دارم میشم دیونه در نگاه کلی حس ترانه ستودنیه .. معلوم جوهر ترانه توو وجودت هست فقط باید بلفعلش کنی قلمت همیشه نویسااا.مانا باشی
  • خوب بود به امید ترانه های قوی تر
    • سلام خیلی ممنونم اما من گاهی دلم میگیره و شروع به نوشتن میکنم فقط همین دیگه با بقیه عوامل شعر کاری ندارم نمیدونم باز اگه میشه راهنماییم کنین ممنونم
      • ببینید منم یکی مثل شمام و هر موقع که دلم بگیره یا یه سوژه ببینم می نویسم و منم ضعفهای خودمو دارم برای اینکه قوی بشید راجب جور کردن قافیه ها با هم زیاد بخونید و به هر قیمتی فقط نخواید ترانه بگید.نظر منو بخواید همین خوندن کارای دوستان آکادمی کلی ترانه سرای قوی از شما می سازه.پس بخونید و بخونید کارهای دیگران رو.موفق باشید انشاا...این حرفام بخاطر این بود که حس شعر گفتن تو شما هست پس چه بهتر که تقویت کنید این حس رو.یاعلی