احساس تلخ

صدات کردم ولی روتو گرفتی
نخواستی من ببینم اون نگاتو
تو دستت تووی دست دیگری بود
بگو چی کم گذاشتم من برا تو؟

بذار لعنت کنم این زندگی رو
که پای عشق تو عمرم هدر رفت
یه گردان عاشق روی تو بودن
ولی عشقت به سمت یک نفر رفت

شکستم تا نفهمی بی قرارم
غرورم طعم مرگو میچشونه
بذار خالی کنم بغضو عزیزم
که این احساس تلخ از هر دومونه

نجابت از نگاه تو سفر کرد
ازون روزی که رفتی با غریبه
نفهمیدی همه حرفاش دروغه
ندونستی همه کاراش فریبه

تو رفتی بی تفاوت از کنارم
صدات کردم ولی روتو گرفتی
پُر از عطر تو میشه توو خیالم
چرا از خاطرم بوتو گرفتی
B.S

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

811
۲۰
۲

  • با سلام... " بذار لعنت کنم این زندگی رو که پای عشق تو عمرم هدر رفت یه گردان عاشق روی تو بودن ولی عشقت به سمت یک نفر رفت " به نظر من تشبیهِ بسیار زیبایی بود ، یک تصویر سازی فوق العاده.... موفق باشید....
  • سلام و درود فراوان خدمت همترانه همیشگی ترانه قشنگ و احساسی ازت خوندم اقای صنعتی گرامی و چون میدونم همیشه از نقد و نظرها استقبال می کنی لازم دونستم چند نکته رو خدمتت بگم چیزی ک تو اکثر ترانه های شما می بینم حشو هستش ( حرفهای اضافه و اسامی اشاره ای که به دلیل وزن پرکنی میان و هیچ کارکرد دیگه ای ازشون نمی بینیم ) بصورت اشاره این حشو ها رو ذکر می کنم نخواستی ( من ) ببینم( اون) نگاتو بگو چی کم گذاشتم ( من ) براتو بذار لعنت کنم ( این ) زندگی رو کلمات داخل پرانتز حشو هستن و سعی کن تو ترانه هات کمتر استفاده کنی دوگانگی زبان داشتی بعضی جاهاش به سمت یک نفر رفت نجابت از نگاه تو سفر کرد اما ازین ها که بگذریم ترانه خوب و سالم و روونی بود به دلم نشست توانایی و استعداد عالی نوشتن و داری و این ثابت شده ، به عالی نوشتن فکر کن برات آرزوی موفقیت دارم به امید کارهای بهتر ???
    • سلام استاد بزرگ خودم خانم غلامی عزیز یه دنیا ممنونم برای این همه لطفی که به من داشتید و دارید..تشکر میکنم از دلگرمیتون..امیدوارم در ترانه های بعدی این اشکالات کاسته بشه ولی متاسفانه یجور امضا شده تووی ترانه های من حشو...موفق و پیروز باشید?
  • كليت كار رو دوس داشتم ولي مي تونست از اينم بهتر باشه موفق باشي هم ترانه
  • سلام بهزاد جان زیبا بود و شنیدنی شاد باشی
  • سلام آقای صنعتی ترانه تون رو خوندم واقعا زیبا بود ولی در بند آخر در مصرع آخر ای کاش به جای" بو تو گرفتی "یه چیز دیگه ای می نوشتین چون احساس می کنم کمی از زیبایی ترانه تون کاسته شاید اگه می نوشتین "تو رفتی بی تفاوت از کنارم صدات کردم ولی روتو گرفتی دلم می خواس وقتی دل می کندی دلیلی واسه رفتنت می گفتی" البته همین الان فی البداهه این به ذهنم رسید و ممنکه همینی هم که نوشتم به دل نشینه ولی خیلی کلمات جایگزین میشه برای این مصرع و یا این بند در نظر گرفت به هر حال جسارت بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید
  • کار در کلیت خوب بود. هم با احساس مینویسی و هم کارهاتون معمولا گیرا و جذاب هست و حداقلش اینه که آدم تا انتها میتونه ادامه بده و بخونه. برعکس بیشتر کارهای این دوره بروزرسانی. فقط یکی دو نکته: صدات کردم ولی روتو گرفتی نخواستی من ببینم اون نگاتو>>> شاید گفته میشد: "نخواستی که ببینم اون نگاتو " بهتر بود. کلمه "من " به نظرم اینجا زیادی و حشو هست. تو دستت تووی دست دیگری بود بگو چی کم گذاشتم من برا تو؟>>> در این قسمت نمیخوام دوباره از"من" ایراد بگیرم ، میشه اینجا رو یه تاکید به حساب آورد. اما چیزی که در این مصراع و همچنین در بعضی جاهای دیگه کارتون به نظر بنده ایراد به حساب میاد و خیلی بهش تکیه کردید (بیشتر در جهت قافیه سازی) ، جابجایی ارکان نامناسب بود. مثلا: بگو چی کم گذاشتم من برا تو؟ یا: ازون روزی که رفتی با غریبه یا: ندونستی همه کاراش فریبه در مورد پایان کارت: پُر از عطر تو میشه "توو" خیالم>>> این نوع جمله بندی و ادای جمله به نظرم درست نیست. البته میدونیم این کار ترانه هست و نثر نیست ولی اگه بخوایم به فرض ،نحوه ی ساده این جمله رو در نظر بگیریم: خیالم از عطر تو ، پر میشه. اگر یه نگاهی به این صورت بندازیم ، وجود کلمه "توو" ، به نظر بنده اضافه و از زیبایی مصراع کم کرده . هرچند باید عرض کنم این مصراع، یک نوع شاعرانگی بی چفت و بست و غلو در درون خودش داره و جالب و منطقی نیست. (رابطه ی خیال و عطر!!!) ضعیف ترین و نازیباترین قسمت کارتون رو خط آخر کار متاسفانه میدونم: چرا از خاطرم بوتو گرفتی!!! هم ، از لحاظ غلو که مجددا به کار رفته و هم کلمه " بو" به نظر بنده از زیبایی کار کم کرده ( باتوجه به اینکه در جای قبلی میای از کلمه "عطر" استفاده میکنی). *موفق باشید*
    • سلام و درود جناب شریفی عزیز ... یه تشکر به خاطر حضور همیشگیتون و بهترین دیدگاهتون نسبت به ترانه های من که خیلی به جا هست. در مورد قسمت آخر حق با شماست ولی استفاده از واژه عطر خیلی تکراری میشد و زیبایی ترانه را بیشتر از استفاده از واژه ی بو کم میکرد... در مورد حشو هم حق با شماست..خیلی از ترانه های من دارای حشوه که بی مورده.. در مورد جابجایی ارکان لزوما برای قافیه سازی جابجایی ارکان بکار نمیره و جابجایی ارکان از لحاظ ادبی هم در ترانه می تونه یه اتفاق خوب باشه به طوزی که در خیلی ترانه های بزرگ نیز دارای جابجایی ارکان زیبایی هستند. و در پایان تشکر دوباره به خاطر لطف بیکرانتون?
  • زیبا سرودید دوست من
  • سلام بهزاد عزیز ترانه زیبا و با احساسی بود، در مورد نقد خانم حفیظی در رابطه با بند یه گردان عاشق روی تو بودن به نظرم مشکل وزنی دارو و مورد بعدی در بند آخر چرا از خاطرت بوتو گرفتی هم یه جورایی به دلم ننشست. موفق باشید به مهر دوست خوبم
    • سلام مصطفی جان... تووی وزن فک نکنم مشکلی داشته باشه.. شاید هجای بلند داره... اون آخری هم خاطرمه نه خاطرت... از خاطرم بوتو گرفتی... ممنون از حضور گرمت.. پیروز باشی
  • سلام بهزاد عزیز ترانه زیبایی سرودی موفق باشی
  • سلام و درود به شما. ترانه ی خوبی بود. اما اینجاش برام قابل هضم نبود " یه گردان عاشق روی تو بودن" یا این مصرع به نظرم باید روش کار بشه " غرورم طعم مرگو میچشونه". مواردی بود که به نظرم اومد برای بهتر شدن کار. جسارت من رو ببخشید. با آرزوی بهترین ها
    • سلام و درود.. یه گردان عاشق روی تو بودن با مصرع بعد که اشاره به نفر شده تضاد ایجاد کرده و از لحاظ معنایی هم مشکلی نداره.. غرورم طعم مرگو میچشونه.. از لحاظ ترکیبی چشیدن به درستی برای طعم به کار میره و مشکلی نداره از لحاظ معنایی به تلخی و مغرور بودن به صورت کنایه اشاره شده... ممنون از حضورتون.. موفق باشید