عشق خوابیــــده … !

تو خونه ای که عشق خوابیده ، هر جور میشد زندگی کردیم

امروزه ما مثل یه کابوسه ، باید به روز قبل برگردیم

از گریه های هم نمیترسیم ، با خنده های هم نمیخندیم

این خونه بی احساسو دلگیره ، وقتی پر از تنهایی و دردیم

عشقی که بین ماست خوابیده ! هر شب براش لالایی میخونیم

دنیای ما اندازه ی هم نیست ما هر دومون خوب اینو میدونیم

با هم ولی از هم جدا بودیم این بدترین احساس دنیا بود

یک عمربا همدیگه جنگیدیم غافل از اینکه عشق اینجا بود !

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام دوست عزیز . ترانه تون خیلی عالی و روان بود و لذت بردم از خوندنش . لایک تقدیمتون
  • سلام ترانه تون زیبا ودلنشین بود آفرین و لایک و اما اگر تمایل به انتشار آثارتون در این سایت دارید خواهشمون اینه که لطف بفرمایید و در بخشی که ثبت نام کردید هویتتون رو به نام ونام خانوادگیتون تغییر بدین حتما . چون این سایت از بررسی وتایید وانتشار آثار با هویت نامعلوم و گنگ ومجعول معذور است این دفعه برسم دوستی و دعوت وپیشواز از گام فرهنگی که برداشتین اقدام به تایید اثرتون شد اما اگر هوییتون با نام ونام خانوادگی تعریف نشود اثرتون ازلیست انتظار به ص نخست در بروزرسانی بعدی منتقل نشده و حذف خواهد شد پس هرچه زودتر اقدام لازم رو بفرمایید تادر خدمتتون باشیم با سپاس مدیرو صاحب امتیاز آکادمی ترانه آزاده ربانی
  • در.د بر شما... لایک تقدیم شما... خیلی روان و ساده بود... اینجاشو دوست داشتم: از گریه های هم نمیترسیم ، با خنده های هم نمیخندیم