لب که تر نمیکنی….

لب که تر نمیکنی به جنگ

صلحو از قبیله ها نگیر

پر زدن حقیقت منه

میله دور پیله ها نگیر

سنگ حق به سینه ها که خورد

سینه ها گلوله خور شدن!

اشکامون که توی شیشه شد

چشما از گلوله پر شدن!

با قلم نمیشه پاره کرد

تار و پود محکم شبو

من فقط ترانه میشم و

میزنم رگ مرکبو

خونه امن و ساکته ولی

زیر پوست شهر زلزله ست

بسه!پشت میله ها نگرد

متهم رفیق قافله ست

لب که تر نمیکنی به صلح

جنگ رو جنگ هم نشو!

زیر پوست شهر زلزله ست!

سنگ روی سنگ هم نشو!

از این نویسنده بیشتر بخوانید: