فانوس

خیابون جدایی ها انگار بن بست نمیشناسه
مثه یه تنگ ماهی که رو اسم دریا حساسه
شاید ابرا ببارن تا بشن همدرد این کوچه
همه گل میگیرن از هم ولی جفت دسته من پوچه
نده تاریکی رو بر من همینطور جاده پیدا نیس
که انگار توی این دنیا فقط جای ما دو تا نیس
چقد جون دادنم سخته تو کنج این سه در چارم
چقد عمر هدر رفته از این دنیا طلبکارم
نهایت میشه این فانوس تمومه نور خورشیدم
تو پر دادی به این رویا من از پرواز ترسیدم

از این نویسنده بیشتر بخوانید: