چقدراین تلخ شیرینه!

فضای خونه شدبی تو
برای “مرگ”حاصلخیز
چراغِ کهنه ازغصه
خودش روکرده حلق آویز
#
درودیواراباحسرت
توی آغوشِ همدیگن
دارن شعرای تکراری
واسه دلتنگی شون میگن
#
مثِ آهنگای ترکی
پرازنت های دلسرده
صدای هق هقِ آتیش
که توشومینه کِز کرده
#
شکسته بغضِ آیینه
میگه تصویرتومیخواد
درومثلِ تومی بنده
بازم شوخیش گرفته باد
#
کسالت دارم این روزا
نگاهم سردوبی روحه
ببین زانوزدم بی تو
رودوشم زندگی کوهه
#
بهم زُل میزنی باعشق
رولبهام خنده می شینه
نگاهت یخ زده توقاب
چقدراین تلخ،شیرینه
#
دلم توحسرتِ چشمات
گمونم داره می پوسه
باهرباری که می کوبه
لّبای مرگ ُ می بوسه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: