با توام

توی سرمای وحشیه زمستون
میونه گرگر اتیش تابستون باتوام
ببین منو،چقده خسته و داغون
زیر شرشر سنگیه بارون با توام

فرقیم نداره که کجامو با کی ام
وقتی میدونم که هردم توخیالم باتوام
من از وسعت مشرق تا به مغرب
حتی توو بیدار و خوابم با توام

نفسام محتاج محضه عطر نفسای توان(توهستن)
من همیشه عاشق سطر به سطر شعرای توام
عقل و قلبم شیفته ی پنهان و پیدای توان
من با همه احساسو منطق،ببین که شیدای توام

همه دنیا بهم میگن که دیوونه شدم
اره دیوونم که حتی نیستیو ولی من باتوام
بدونه تو بیگانه با دنیا و خونه شدم
میونه اینهمه کمبود،ببین که خیلی باتوام

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • ترانه زیبایی بود موفق...
  • سلام وریا ی عزیز به امید پیشرفت و موفقیتت
  • سلام..منم با نظر نیما و انیس موافقم...ترانه ی منم دنبال کن...سبز باشی
  • سلام آقای امیری. یه تغییر توو محتوای ترانه ات احساس کردم. ایراد وزنی رو همچنان دارید....برای موفقیت اول از همه برید دنبال مطالعه ی کتابهای عروض و قافیه. بعد ، یه مدت تمرین وزن کنید اون وقت میبینید چقدر راحت میشه مفهوم رو توو چارچوب وزن گنجوند و موفق بود. ولی به نظر من که پیشرفت داشتین. ترانه ی بعدی باید خیلی پیشرفتتون چشمگیرتر باشه:) موفق باشید.
  • درود وریای عزیز ترانه خوبی بود یه جا ایراد قافیه داشتی بعضی جاها هم دچار دوگانگی زبان شده بودی و استفاده از واژه هایی مثه شیدا دیگه منسوخ شده تو ترانه موفق باشی