قلب من

به نام خداوند جان آفرین

از دوریه تو به شب یه چیزی گفتم
لعنتی همش پیرهن مشکی تنشه
قلب من از اون موقعی که تو رفتی
تووی تب و تاب و تنهایی و تنشه

قلب من از اون موقعی که تو رفتی
زانوی غمو همش بغل میگیره
تووی تشت اشک شسته میشه بعدشم
میشینه روی طناب با دوتا گیره

*قلب من داره کنده میشه از توو سینه
مثل غم جاری تووی لبخند ژکوند
قلب من مثله چاقویه یه قصابه که
از دوریه یه بره ی خوشگل شده کند*

قلب من از اون موقعی که تو رفتی
مثل پنج بر عکس پنجه به غم زده
مثل یه امارت بزرگی شده که
روی سر در اون نوشته:غمکده

از دوریه تو دلم با نمک میشه
قلب من برای تو همش شور میزنه
پیرهن سیا رو از تنت دربیار
قلبمو بپوش بهترین پیرهنه

(۱۳۹۴/۳/۱۵)

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام آقای توانا. یه بزرگی میگه: آنقدر ویرایش کن تا از انگشتهایت خون بیاید و وقتی انگشتهایت خونی شد یک بار دیگر ویرایش کن...کار زیباییه فقط نیاز به ویرایش داره بعضی جاها تصاویر خوبی داشت مثل بند دوم، هرچند که رخت روی لباس نمیشینه و ازش آویزانه.حتی میشه گفت:پهن میشه روو طناب با دو تا گیره. البته وزن رو باید رعایت کرد. ترانه سرای خوبی هستید فقط برای انتشار ترانه هاتون عجله میکنید. دوستان بقیه ی نکات رو گفتن. در کل حس خوبی داره.دوست داشتمش:)
  • سلام دوست گرامی ۱-نمی دانم تا چه حد با علم عروض آشنایی دارید. ولیکن وزن شعرتان از بالا تا پایین شکسته بود ۲- تب و تاب و تنهایی و تنش.... از لحاظ معنا چه فرقی با هم دارند؟؟؟؟ برای پر کردن وزن و ردیف کردن قافیه آمدند. ۳- ازدحام تصاویر پراکنده دارید دوست فرزانه. در یک ترانه مجال آن نیست که ( تشت و طناب و ژکوند و نمک و پنج برعکس و...) را کنار هم نشاند. شاید بشود اما نیاز به مهارتی دارد که در کار شما یافت می نشد. ۴- بارها و بارها ویرایش کنید ترانه تان را دوست عزیزم. دوستانه می گویم ترانه ای نبود که بار دوم بخوانمش...
  • سلام آقا عماد ترانه ی خوبی بود من ازین قسمت کار خوشم اومد قلب من از اون موقعی که تو رفتی مثل پنج بر عکس پنجه به غم زده مثل یه امارت بزرگی شده که روی سر در اون نوشته:غمکده اما توی این بند: *قلب من داره کنده میشه از توو سینه مثل غم جاری تووی لبخند ژکوند قلب من مثله چاقویه یه قصابه که از دوریه یه بره ی خوشگل شده کند* قافیه ی جالبی به کار بردین اما من زیاد از چاقووی که از دوریه ی بره ی خوشگل شده کند خوشم نیمد چون اصلا مفهومش ربط به یک قلب عاشق نداره چاقو که عاشق گوشت بره نیست قطعا!!!
    • سلام خانوم نور النسا. خیلی لطف کردین که سر زدین.در مورد اون بند لطف دارین. ممنون که گفتین مفهوم چاقوی کند با قلب نمیخورد برای خودمم جالب بود.اما اینکه چاقو امکان نداره عاشق بره بشه (با اینکه متوجه منظورتون شدم) اما این امکان (به نظر بنده) وجود داره که چاقو دل بسته ی یک بره بشه و فراتر از این نحوه ی دیدمون به مسائل نباید اینجوری باشه چون اینجوری اگه باشه هیچ آرایه ی تشخیصی زیاد منطقی به نظر نمیرسه (مثلا گرگ صحبت کنه،باد پیام برسونه و...) فقط ارتباط بین آرایه ی تشخیص و مفهوم باید زیاد باشه که در کار من این ارتباط کم بود. (این رو هم بگم اصلا قصد مقایسه یا دفاع از کارم رو نداشتم فقط خواستم نظرم رو در این باره بگم). بازم ممنون که سر زدین. لطف کردین.لطفاً همیشه به کارام سر بزنید.
  • سلام کارهای خلاقانه و زیبایی سرودی ولی به نظرم بعضی جاها ویرایش میخواد دعوتی به خواندن ترانه مادر از من
    • سلام نظر لطفتونه. اما ای کاش میگفتین کجاها و چه نوع ویرایشی. چشم حتما میام و کارتون رو میخونم.ممنون که دعوتم کردین. راستی بازم تشریف بیارین و در مورد کارام نظر بدین.لطف میکنین. ممنون.
  • سلام آقا عماد عزیز با توجه به این که دقیق نقد میکنید و سواد ادبی و نقدتون خیلی بالاست در مورد قافیه توضیح بدید لطفا از دوریه تو به شب یه چیزی گفتم لعنتی همش پیرهن مشکی تنشه قلب من از اون موقعی که تو رفتی تووی تب و تاب و تنهایی و تنشه نداشتن قافیه ی درس برای شروع کار یه ضربه ی محکمه قلب من از اون موقعی که تو رفتی زانوی غمو همش بغل میگیره تووی تشت اشک شسته میشه بعدشم میشینه روی طناب با دوتا گیره وزنش اذیت میکرد منو روون نیست در کل با صراحت میگم توقع من از شما خیلی بالتر بود و این ترانه تو ذوقم زد امیدوارم جسارتم رو ببخشید و دال بر بی ادبی نگیرید موفق باشید عزیز
    • سلام آقا علی ممنون که سر زدی.در مورد اینکه گفتی ما خوب نقد میکنیم و سوادمون بالاست نظر لطفته داداش اما من بخدا خودم میدونم که توو همه چی مخصوصا سواد کوچیک همه مخصوصا بچه های آکادمی هستم. در مورد قافیه های بند یک باید بگم که (تنشه به معنای در تن او هست) و ( تنشه:به معنای در تنش و تب و تاب و اظطراب هست) جناس تام داره، بخدا نمیخوام دفاع کنم فقط چیزیه که هست و چون گفتی توضیح دادم. در مورد بند بعدی هم دست درد نکنه که گفتی چون روون نوشتن خیلی مهمه. جسارت چیه داداش تماما لطفه و من همیشه دوس دارم بیاین با اینکه کارام لیاقت ندارن دربارشون نظر بدین تا من به امید خدا کار به کار توو زندگی و نویسندگی بهتر بشم.بازم ممنون آقا علی خیلی لطف کردی.دعا کن برام،یا حق.
  • سلام عماد جان. کار قشنگتو خوندم. یه نکته که بهتره تو ترانه هات رعایت کنی اینه که اگه یه یا یک قبل از اسمی آوردی دیگه آخر اون اسم ی نذاری. یا بگو امارت بزرگی یا بگو یه امارت بزرگ. یه امارت بزرگی اشتباهه. یه چیزی هم همینطور. موفق باشی.
  • سلام عماد گلی...ترانه ات مشکل وزن و سکته داره...تصویر سازیات بعضا خوب بود...ادامه بدی بهترم میشی فقط مطالعه و خلاقیت رو فراموش نکن..سبز باشی گلوو
  • سلام آقای گلی توانا ترانتونو خوندم از استفاده پیرهن مشکی برای شب خیلی خوشم اومد امیدوارم که همیشه شاد باشین و سلامت احساس می کنم نقد های خانم معصومی و آقای قاسمی و مائده جان به کارتون وارده البته جسارت بنده رو به بزرگی خودتون ببخشید
  • سلام عماد عزیز کارتو خوندم و میتونی با یه ویرایش اساسی کارتو بهتر کنی حرفی که میخوای بزنی و تصاویری که میخای بسازیو فدای قافیه نکن سعی کن از المانهایی که مینویس کار بکشی مث لبخند ژکوند منتر کارای خوب بعدیتم هستم
    • سلام آقا یاسر.خیلی لطف کردی که سر زدی. به روی چشم سعی میکنم با دقت نظر و مطالعه و نکات ارزشمند دوستانی چون شما کار به کار بهتر بشم.ممنون. بازم به ما سر بزن.
  • سلام اقای گلی توانا یه چیزی که خیلی توجهم رو جلب کرد قافیه های جدیدو خلاقانتون بود و تصویرسازی ای که توی این بند داشتین: قلب من از اون موقعی که تو رفتی زانوی غمو همش بغل میگیره تووی تشت اشک شسته میشه بعدشم میشینه روی طناب با دوتا گیره از ترانتون لذت بردم... دلتون آروم..
    • سلام. ممنون خانوم نجفی که به کارم سر زدین.لطف کردین.نظر لطفتونه. لطفاً همیشه به کارام سر بزنید و نظرای ارزشمندتونو برام بنویسین. بازم ممنون.
  • سلام این که تلاش میکنین خوب بنویسین عالیه اینکه قافیه های خلاقانه میسازید فوق العاده تحسین ب انگیزه اما چند تا مشکل هست اول اینکه ترانه باید یه وزن و ریتمه روونی داشته باشه دوم اینکه لازم نیست انقد واژه ی مثل رو تکرار کنین و همین طور تکرار قلب من و اینکه بعضی جاهای ترانتون یکم برای ترانتون ناگوار بود مثال قصاب و چاقو و بره ؟!!! داشتن این همه تشبیه زیاده روی نبود؟ بنظرم بهتره یک سناریو تو ذهنتون باشه و یک یگانگی رو توضیح بدید منم این اتفاقاتو تجربه کردم به چیزی که شما نوشتید میگن شعر نه ترانه البته این حرفا تجربیات شخصیم بود و نظراتم امیدوارم کمک کنه تا بهتر بشیم تو نوشتن این قسمته از دوریه تو قلبم با نمک میشه ... خیلی خوب و جالب بود:) خیلی موفق باشید منتظر تراوش هایذهنیه خلاقانتون با مدیریت بهتر هستم :)
    • ممنون از اینکه سر زدید.با تمام حرفاتون موافقم و نظرتون روو چشم بنده است بغیر از این مطلب که متوجه نشدم کار من شعره و ترانه نیست؟بنده خودم میدونم که این کار نوشته شده ی من کارضعیفیه و حتی شعر نیست و ترانه هم نیست (منظورم به معنای واقعی کلمه مثل یه زمانی که به یکی میگیم شاعر که واقعاً باید شاعر باشه تا کلمه براش مناسب باشه) این مقدمه ای بود تا این حرف رو خدمتتون بگم که دقیقاً بنده از ترانه این تعریف رو دارم که ترانه قالبیه که شاعرانگی هاش مربوط به زمان حال و جلوتر از زمانه و زنده و پویاست و باید پر از شاعرانگی و اتفاق و لایه لایه بودن باشه(که اثر هنریه خوووب همینه) که حالا ترانه ویژگی خاصش محاوره بودن کلام و زبانه یعنی زبان زمان حال..من که متوجه هستم که در این کار نتونستم کاری بکنم اما قله ام که به سمتش دارم میرم تعریفی بود که بالا گفتم. و این که گفتین تشبیه های کارم زیاده منظورتون اینه تشبیهاتم خوب و بجا نیست یا کمیتشون مد نظر شماست اگه کمیت مد نظرتونه زیاد بودن تشبیه چه ایرادی در یک کار میتونه باشه؟ لطفاً بهم توضیح بدین. بازم میگم خیلی خیلی لطف کردین و همه ی نظراتتون مخصوصا در مورد وزن و سناریو برام جالب و آموزنده بود.لطفاً همیشه به کارام سر بزنید.ممنون.