تازه فهمیدم(ویرایش شده)

تازه فهمیدم که تو،  با حس من غریبه ای

عشقو نمی فهمه نگات، تو از کدوم قبیله ای؟

همون شبی که عشق تو، رفت و تو قلب من نشست

همون شبی که گم شدم،  حتی غرورمم شکست

تو اون شبا دلم میخواست خورشیدُ  قربونی کنم

دلم میخواست تمام عمر، چشماتو زندونی کنم

لحظه به لحظه قلب تو ، دریای بی اندازه شد

نفس نفس عطر تنت ، برام هوای تازه شد

انگار تمام لحظه ها ، برام مث یه خواب بود

تو عمق تاریک دلت، دریای من سراب بود

دلم اسیر خاطره س،  به ماه پنجه میکِشه

تو این شبا خیال تو، بغضِ صدامو میکُشه

از این نویسنده بیشتر بخوانید: