لحظه های باتو بودن

یه روزی میون ابرا/دست تو.تودست من بود//
وقتی رفتی از کنارم/یاد تو تو قلب من بود//
لحظه های باتو بودن/به چه سرعتی گذشتن//
رفتن ورفتن ورفتن اما هیچوقت بر نگشتن//
من که جز دل حقیرم/واسه تو چیزی نداشتم//همونو به رسم پیشکش /زیر پای تو گذاشتم//
از روزای باتو بودن/خیلی وقت نیس که گذشته//
اما انگار که یه عمره/قلب من از تو شکسته//
وقتی از دلم گذشتی/اشکای منو ندیدی//
گفتمو گفتمو گفتم اما هیچوقت نشنیدی//
فکر میکردی دستای من/زندون بال وپرت بود//
رفتن از زندگی من/دیگه شانس آخرت بود//
هنوزم صدای پاهات/پیچیده تو گوش کوچه //
کوچه ای که بعد یادت/واسه من خالی وپوچه//

از این نویسنده بیشتر بخوانید: