طعمه های یه گربه ی پیریم

از یه سلول ساده و سرخوش
تا رقابت برای حفظ حیات
از یه دریای هرچه باداباد
تا رسیدن به انزوای قنات

لحظه لحظه بزرگ تر شدیم و
رفته رفته رو پامون ایستادیم
کاش از اولش به این دنیا
قول ادم شدن نمیدادیم

ماهی حوض سرخ نقاشی
طعمه ی دست گربه عابده شد
قصه های قدیمی و متروک
رنگ قانون گرفت و قاعده شد

همگی تو دل یه گربه ی پیر
هضم میشیم،تلو تلو میزنیم
اولش خوب و خوش شروع میشه بعد
کهنه میشیم و زود دلو میزنیم

به جای اینکه قصه گو باشیم
ادمک های تخت حوضی شدیم
چاه کن ها همیشه تو چاهن
خودمونیم که پوست موزی شدیم!

شکلکای عجیب و بی حرکت
روی این صورتای چین خورده
خنده های عجیب شیطانی
به تئاتر شبِ :"زمین خورده"

شعرهایی که مال ما نیستن
فیلم هایی که عشق جبهه شدن
جای لیوان با پارچ عرق میخوریم!
لودگی ها تو سال تازه مُدن!

مثل اشک زمین که جاری شه
از بالا سوی دره در حرکت
وسط شهر خشکمون میکنن
با یه مشت طرح بی اساس و غلط

مدتی سمت باد سرد خزون
مدتی توی لشکر رومیم
هیچکس قصه رو نمی فهمه
هیچ کدوم قصه رو نمیدونیم!

من و تو صحنه ساز قصه بشیم
قصه هامون حماسه میسازن!
باورش سخته اما باور کن
باورامون به شب نمیبازن!

عیدتونم مبارک!!

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • با سلام خانم پهلوانی...ترانه زیبایی بود با یک لحن اعتراض گونه به اجتماع و زندگی و.... من شخصا این تیپ شعرهارو خیلی دوس دارم...
  • سلام موفق سربلند باشید.محتوای خوبی داره ترانتون و به مسائل خوبی مثل همیشه اشاره کردید اما من ریتم کار دستم نیومد.فکر میکنم توی رپ این محتوا و ریتم بهتر جواب بده. سربلند باشین
    • سلام خوشحالم که به ترانم سر زدید. امیدوارم این مشکل ریتم هم هرچه سریع تر حل بشه باید برم سراغ موسیقی فک کنم یه ساز بلد باشم خیلی بهم کمک کنه موفق باشید
  • سلام ... ترانه ی زیبایی ست ... حرف های خوبی داخلش هست ... :)))))
  • شاخ و هزاران Wow
  • سلام سپینود جان سال نو مبارک سال پر خیر و برکتی رو برات از خداوند منان آرزو مندم ترانتو با دقت نخوندم کپی می کنم بعدا سر وقت با دقت می خونم عزیز دلم
  • سلام سپینود عزیزم واقعا عالی بود چند بار خوندمش امیدوارم همیشه شاهد پیشرفتت باشم و ترانه های زیباتو بخونم سال خوبی داشته باشی عزیزم
  • سلام خانم قاضی... شعععر خوبی بود.....
  • سلام سپینود عزیز. اول سال جدید رو بهت تبریک و تهنیت میگم.امیدوارم بهترین اتفاقها رو توو سال۹۴ تجربه کنی:) بند بند ترانه ات رو دوست دارم:) کار خیلی قوی و زیبایی بود...آفرین به تو...آفرین..
  • نوروزتان پیروز هرروزتان نوروز و سرشار از خوشبختی .
  • سلام خانم پهلوانی امیدوارم سال پر ترانه ای داشته باشید... .....موفق و پیروز باشید....
  • درود بانو سال نو مبارک انشالله سال جدید سال خوبی براتون باشه ترانه زیبایی بود احسنت چند بار خوندمش واقعا لذت بردم همه چی خوب بود احسنت
  • من تازه بعد از خواندن چند بعد فهمیدم که شما در رابطه با کشورمون و مردمانمون ترانه نوشتید. خوبه استفاده از تعابیر بکر و نو در ترانه ، ولی آیا این همه پیچیدگی در سخن و سخت نوشتن لازم بود؟ بعضی وقتا ساده نوشتن در رسوندن منظور میتونه کمک بهتری به روایت و روان بودن کار بکند. از یه سلول ساده و سرخوش تا رقابت برای حفظ حیات از یه دریای هرچه باداباد تا رسیدن به انزوای قنات یا: جای لیوان با پارچ عرق میخوریم! >> اوج اغراق و صرفا بزرگنمایی محض توی این بند: مثل اشک زمین که جاری شه از بالا سوی دره در حرکت وسط شهر خشکمون میکنن با یه مشت طرح بی اساس و غلط متوجه اشک زمین نمیشم؟ منظورتون چوشیدن آب و همون چشمه هست؟ "سوی دره" یک مقدار دوگانگی زبان به همراه داره. توی این خط هم متوجه منظورتون نشدم: طعمه ی دست گربه عابده شد>>> عابده؟! امیدوارم سرتون رو درد نیاورده باشم. موفق باشید.
    • سلام همشهری بزرگوار خوشحالم که پای کارم حاضر شدید فقط درمورد فرمایشتون یه توضیح کوچیک میدم که امیدوارم توجیه یا دفاع تلقی نشه اقای شریفی به نظر من سادگی ترانه اصلا دلیلی برای خوب بودنش نیست و در برخی مواقع تاریخ انقضای ترانه رو جلو میندازه من خودم به شخصه ترانه هایی رو دوست دارم که دست کم سه یا چهار بار مجبور به خوندنشون بشم و مدتها روشون فکر کنم به نظر من اینطور نوشتن مردمو به فکر وادار میکنه فکر!این عمل فراموش شده!! ازتون متشکرم موفق باشید
  • سلام سپینود پهلوانی عزیز ... اول از همه سال نو ، تو هم مبارک ... من کارتو از دیشب تا الان شاید ۱۰ بار خوندم ... رو هر مصرعشم کلی فک کردم تا ببینم برداشت های من خوبن یا هنوز برداشتهای بهتری می شه ازشون داشت ... با اینکه زیاد بلد نیستم سعی کردم صنایع ادبی که به کار رفته رو درک کنم که قطعا چون بلد نیستم زیاد از همشون سر در نمیارم ... اما چنتا چیز ساده که می دونستم واسم کارتو شیرین تر کرد... نیومدم تعریف کنم چون قطعا بهش احتیاجی نداری ... می دونی یه جورایی هر کار کردم نمی تونم اینو نگم که واقعا کارات امضای خودتو دارن ... مخصوص خودت ... شاید ترانه هاتو از بیست هزار فرسنگ زیر دریا می شه شناخت ... چقد خوب المان ها مراعات نظیر توشون رعایت می شه و واقعا چقد حرف پشت هر بنده ، این دقیقا اون چیزی هست که من دوس دارم ... کارای شهیار رو به این دلیل دوس دارم که تو هر ترانه به من حداقل یه کتاب یا یه فیلم یه آهنگ یه هنرمند یا چند اتفاق تاریخی یا هرچیزی که ممکنه تا حالا نشنیده باشم ، معرفی می کنه ... یا حداقل باعث می شه من با خودم درگیر شم برم تحقیق کنم که این یعنی چی ، وقتی فهمیدم واقعا لذت می برم اگرم نفهمم بازم تلاش می کنم... خوشحالم که ازت می خونم ، قطعا شما استعداد درونی داری که هرکسی آرزوی داشتنشو داره ... حقته که موفق بشی ...با هم چن جای کارتو دوباره می بنیم ، که شاید تو چن موردم سوال واسم پیش بیاد ... از یه سلول ساده و سرخوش تا رقابت برای حفظ حیات از یه دریای هرچه باداباد----> چقد خوبه دریای هرچه باداباد ... تا رسیدن به انزوای قنات----> قنات و انزوا و باد و دریا و حیات و سلول ...همشون تو در تو باهم مراعات دارن ... واقعا عالیه چقد اینجارو دوس داشتم که واقعا حس گذر زمان رو به آدم انتقال می ده: *لحظه لحظه* بزرگ تر شدیم و *رفته رفته* رو پامون ایستادیم رو این بند مدتی متوقف بودم: ماهی حوض سرخ نقاشی طعمه ی دست گربه عابده شد---> عالیه ، منو یاد داستانشم می اندازه و چه ارتباط امروزی قشنگی بهش دادی با بیت بعدی قصه های قدیمی و متروک رنگ قانون گرفت و قاعده شد همگی تو دل یه گربه ی پیر هضم میشیم،تلو تلو میزنیم اولش خوب و خوش شروع میشه بعد---> مصرعی که باعث شد تصویر بیت قبلی رو درک کنم و و دوباره به ارتباط طولی کار برسم، همین بود به نظرم این اتفاقی نیست و قدرت کارتو نشون می ده، معمولا بهترین ها چنین کاریو می کنن کهنه میشیم و زود دلو میزنیم--->عالیه ... کاش توانشو داشتم ازت ایراد بگیرم که همش تعریف نشه چون خودمم دوس دارم گیر بدم(شوخی) بندی که صادقانه بگم مجبور شدم یه سرچی کنم در مورد تخت حوضی: به جای اینکه قصه گو باشیم آدمک های تخت حوضی شدیم--->چقد خوبه با توجه به طنز گونه بودن سیاه بازی و ارزش قصه گویی و کلا برداشتی که خودم داشتم ازین تصویر و تعبیری که به وجود آوردی که قطعا همون معنای دورش مورد نظرته چاه کن ها همیشه تو چاهن---> شاید اگه من بودم به جای چاه کن یه جوری از مقنی استفاده می کردم،سادگی تو این مورد زیرکانست چون مقنی کسی باهاش ارتباطی نمی گیره ... خودمونیم که پوست موزی شدیم!---> استفاده از خاصیت پوست موز... واسم خیلی جالب بود ... آره خودمونیم که پوست موزی شدیم ، چقد تعابیر مختلف تو ذهن من ایجاد می کنه....لغزش از خودمونه... از ماست که برماست ... !!! شکلکای عجیب و بی حرکت روی این صورتای چین خورده خنده های عجیب شیطانی به تئاتر شبِ :"زمین خورده"--->فرصت کردی در مورد این مصرع واسم توضیح بده ... باز هم المان هات کاملا به هم مرتبطند کلا من همینو بلدم و عاشق مراعات هم هستم .. البته جناس و چنتای دیگم بلدم دوسشونم دارم ... ;-) شعرهایی که مال ما نیستن فیلم هایی که عشق جبهه شدن--->آفرین...ازینکه حرفاتو رک می گی استقبال می کنم ... جای لیوان با پارچ عرق میخوریم!--->تصویر و معنی ظاهریش اغراق بامزه ای بود واسم .. لودگی ها تو سال تازه مُدن! این بند هم خیلی بهش فک کردم و واقعا می تونم برداشت شخصیمو ازش داشته باشم ... نمی دونم به فکر خودت نزدیکه یا نه مثل اشک زمین که جاری شه از بالا سوی دره در حرکت وسط شهر خشکمون میکنن--->مشکل من تو ابهام اینه که تصویر ظاهری رو به خوبی نمی تونم درک کنم که چه طرح غلطی می تونه وسط شهر اشک زمین یا همون چشمه ای که از دره جاری شده رو خشک کنه ...خودم حدسایی میزنم و تقریبا معنی که از این تصویر مد نظرت بوده رو هم احساس می کنم می فهمم... با یه مشت طرح بی اساس و غلط مدتی سمت باد سرد خزون مدتی توی لشکر رومیم---> تفاوت سمت باد سرد خزون بودن و توی لشکر روم بودن رو هم هنوز نفهمیدم... ولی به زودی می فهمم... هیچکس قصه رو نمی فهمه--->حتما این به مصرع اول هیچ کدوم قصه رو نمیدونیم!--->اینم به مصرع دوم بر می گرده ... من و تو صحنه ساز قصه بشیم قصه هامون حماسه میسازن!--->از لحاظ ظاهری باید باز هم به بند قبل برگرده... بازم برداشت خودمو دارم که واسه خودم شیرینه باورش سخته اما باور کن باورامون به شب نمیبازن! با اینکه اعتراف می کنم به سختی تونستم بعضی جاهای کارتو بفهمم ... که قطعا مشکل از دانش منه ... اما واقعا سبک نوشتنتو دوس دارم .. چون حتی اگه به معنی و مفهوم درونی کار هم توجه نکنیم کلی تعابیر قشنگ و تصاویر نو تو کارات همیشه هست ... می دونم کلا تعریف شد از کارت ، خیلی ها می دونن که زیاد اهل تعریف و تعارف نیستم،قطعا اگه می تونستم ازت ایراد می گرفتم اما مشخصه در توانم نیست ،شاید البته الان :-) (شوخی) ولی به نظرم بعضی وقتا باید خوبی ها رو گفت ... دلیلمم بیشتر اینه که دوس دارم این سبک نوشتنا بیشتر بشن ... موفق باشی ...
  • نتونستم بندی رو به عنوان بهترین انتخاب کنم این یعنی کارت خوب بوده همون چیزی که من از کسی مثل خانم پهلوانی همیشه انتظار دارم عیدت مبارک
  • سلام رفیق خوب روزها...رفیق روزهای خوب من همیشه ترانه هات رو تحسین میکنم واقعا فوق العاده مینویسی کاش از اولش به این دنیا قول ادم شدن نمیدادیم همه جای ترانه ات زیبا و با احساس بود سپینود عزیزم برات لحظه های خوبی رو در سال جدید آرزو میکنم