طرحِ چند سوال*!؟*

رو به روت که همیشه سبزه و
طَمَع یه جاده ی یک طرفه
ترمز بریدیو تابلوی ایست
سرِ راهِ کجت بی هدفه!؟

پشت سرم چراغِ قرمزو
رو به روم لبِ تیغو خطِّ مرز
هم الان هم گذشته رو گُسل
پاهامو می ذارم باترس و لرز

یه کمم واسه من حوصله کن
یه نگا به منو فاصله کن!
من یه رانتم واسه تو یا یه شانس!؟
مترو َـ م یا کیوسکِ تلفن!؟
******************************
صاحب عزای لعنتی آهای
اندیشه خوابو تباهی بیدار!؟
هم راهِ عشقو هم راهِ ایمان
دوراهِ بن بست! همیشه دیوار!؟
******************************
من دس فروشو تو مردِ قانون
تو عکسِ پاک و من گَردِ طاقچه
دوسم نداری ، دوست ندارم
من خارِ غنچه ، تو دس(ت) توو باغچه؟!

تو فکرِ پولو من فکرِ روزی
من پینه دوزم ، تو کینه توزی
به مست سرخوش ، به عشق و بوسه
من دل می بازم ، تو چش می دوزی!؟

من ال کُ لُ(الکل و) داغ ، رو زخمِ چرکی
تو شبنم و یخ ، رو سبزیِ برگ
من می سوزونم ، تو می سوزونی
فکرت خزونه ، دل شادی با مرگ!؟
******************************
صاحب عزایِ لعنتی آهای!
اندیشه خوابو تباهی بیدار!؟
هم راهِ عشقو هم راهِ ایمان
دوراهِ بن بست! همیشه دیوار!؟
******************************
کارِ پینک فلویدو می فهمی با
فخرِ تخریبِ دیوار برلین!؟
می دونی چن قطره خون ریخته از
دریدنِ پرده ی آهنین!؟

تا الان به انتها فک کردی
درس گرفتی از فیلم لیونکینگ!؟
تو درد با شکوهو حس کردی
با جین همسر استیون هُوکینک!؟

تو بویِ خوش زنو حس کردی!؟
با آل پاچینو گاهی همدردی!؟
وکیل مدافعه شیطونیو (شیطونی و)
چشمِ قناعتو هم کور کردی!!
******************************
when cliffs are crashed,changed to the sand
in doomsday according to the plan
you’ll heard soughs of death and like a villain
you’ll punished in front of your clan
******************************

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

  • سلام یه گزیده از نوشته هاتون رو خوندم و لذت بردم.یه پوست اندازی واضح از نظر استفاده از واژه ها و تصویر و مضمون..از ستاره عاشق پشت پنجره...تا اینجا.... واژه ها و قافیه های دم دستی ابتدایی تو اون کارای اول و حتی ادغام ناموفق زبان محاوره و رسمی تو ترانه....تا سخت گیری تو انتخاب واژه ها و قافیه ها و ساختار که تو چندتا کار اخر هست...نشون دهنده یه پیشرفته قابل ملاحظه ست... در عوض پیشرفت تو زبان و سبک و مضمون یکی از توانایی هایی که تو کارای ابتدایی بود تو کارای جدید نیست یکدستی در محتواست...یعنی شعر محتوای مشخصی نداره. و این اگر نااگاهانه ست که باید بهش تسلط پیدا کرد و اگر آگاهانه ست هنوز خامه و نتونسته درست شکل بگیره و ناموفقه..در کارهای گلرویی عاشقانه و اجتماعی و سیاسی به طرزی با هم ترکیب میشن که یکدستی کار ضربه نمیخوره...یعنی بافت ترانه همزمان همه اونا رو به خودش گرفته ولی اینجا به این مضمون ها جداگانه پرداخته شده تو ترانه نه همزمان....که این البته برای کارای ابتدایی تو این فضا طبیعیه...منم هنوز این کار واسم سخته..به نوعی هم مسیر هستیم احتمالا. هرچقد کاراتون دارن مشخص تر و منحصر به فرد تر میشن نسبت به گذشته رد پاهای جدیدی هم قابل مشاهده هستن مخصوصا تو این کار شهیار قنبری و گلرویی.....یا بهتره بگم یه شهیار قنبری که از فیلتر گلرویی گذشته ...بعلاوه یه گلرویی مستقل از قنبری..(یجورایی از دو نمره .....نیم قنبری و یک و نیم گلرویی تو ترانه ت هست!!)اینجا حضور یغما و قنبری رو حس می کنم: صاحب عزای لعنتی آهای(گلرویی) اندیشه خوابو تباهی بیدار!؟(قنبری) هم راهِ عشقو هم راهِ ایمان(قنبری) دوراهِ بن بست! همیشه دیوار!؟(خودت) یا اینجا من پینه دوزم ، تو کینه توزی به مست سرخوش ، به عشق و بوسه من دل می بازم ، تو چش می دوزی!؟ که البته خیلی خوب هم ساخته شدن..اهنگ واژه ها مستقل از وزن کار به خاطر واج های مشترک خیلی خوب دراومده. و بندهای اخر که دیگه کاملا تاثیر(نه تقلید) گلرویی واضحه.. اما اینجا تو بند اول ترمز بریدیو تابلوی ایست سرِ راهِ کجت بی هدفه!؟ اینجا جمله معنای واضحی تولید نمیکنه..حس میکنم ضعف تالیف داره. تابلوی ایست سر راه کجت بی طرفه؟یعنی مصرع دوم ادامه مصرع اوله؟اگه نه بازم به مشکل برمیخوریم ترمز بریدی و تابلوی ایست...تابلوی ایست چی؟اینجمله تموم نشده...میشد حداقل چندتا نقطه بعدش گذاشت که مخاطب بدونه باید سفید خوانی کنه... سر راه کجت بی هدفه...یعنی این راه بی هدفه...سر راه کجت به ناکجاست یا به بی راهه ست رو خواستین بیان کنین... در نهایت فکر میکنم کارهاتون دارن به سمت خاص شدن و مخاطب خاص حرکت میکنن... نکته های خیلی خوبی هم تو کارات هست...مضمون و انتخاب واژه...خیلی واژه های خوبی رو بکار میبری که سطح کار رو بالا میبره..قطعا قراره کارهای فوق العاده بخونیم ازت بزودی
    • سلام میلاد جان ...رفیق خوبم ...اول از همه پوزش بابت اینکه دیر پاسخ دادم ..نمی دونستم چطور بابت وقتی که گذاشتی و توضیحاتت که همشون واسم با ارزشن ،تشکر کنم ... ولی خب بهتره کوتاه بگم ..از کارات لذت می برم و ممنونم که واسم وقت گذاشتی و سعی می کنم کارام طوری باشن که لیاقت چشماتو داشته باشن....
  • سلام آقای سرمدیان کار متفاوتی که بود،اما باید اعتراف کنم اونچیزی که توذهن شمابودوتوو هربند میخواستین بگین رو کاملن به منه مخاطب نرسوندین یامن نتونستم متوجه بشم،چند تااز کارای قبلیتون رو هم خوندم که هرچقد عقب تر رفتم بهترم میشدن ،به نظرم شما دایرواژگان خوبیدارین که میتونین ازش خوب تر استفاده کنین...مرسی وممونم (گل)
    • سلام بانو رستگار محترم .. قدم رنجه فرمودید ... کلام شما کاملا متین و به جاست ... من درحال تمرینم و موافقم که قبلا بهتر می نوشتم، البته نسبت به خودم منظورمه وگرنه بنده کمینه هستم اینجا... مرسی از حضورت...
  • مهندس سلام،کولاک کردی.
  • سلام علیرضای عزیز خوشحالم که دست به نوشتنت خوبه. همین مسئله قدم مثبتیه. طرز فکرت خوب بود باز. استفاده از تعابیر، توصیفات خیلی خوبن. اما دو تا ایراد مهم وجود داره. اول اینکه همه چیز خیلی پراکنده ست به نظرم. باید ذهنت رو منسجم تر کنی. موقع سرودن خیلی ایده ها ممکنه توی ذهنت ردیف بشه، اما قرار نیست هر چیزی چون ایده خوبیه توی همون ترانه بیاریمش. دومین مسئله هم طبق گذشته وزنه. امیدوارم مطالعه ت روی وزن رو بیشتر کنی و تا حد نیاز رعایتش کنی توی ترانه ت شاد و سلامت باشی
    • سلام مجتبی پور کاشانی عزیز ... ممنون که همیشه به کارم سر می زنی و واست مهمه پیشرفتم ... کاملا باهات موافقم ، در مورد این ترانه یه مدت بود دوس داشتم ذهنمو خالی کنم ، خیلی ایده تو سرم جمع شده بود و چون فقط آخر هفته ها فرصت نوشتن دارم ، یه کم زیادی ریخت و پاش شد ... در رابطه با وزن هم ... ترانه بعدی که آماده کردم و دارم روش هنوز ویرایش انجام می دم و ایشالا هفته آینده منتشر می کنم ، سعی کردم کاملا رو وزن عروضی بنویسم و حتی با تقطیع هم مشکلاشو برطرف کنم ... منتظر خودت و نکات ارزشمندت هستم دوست خوبم ..
  • سلام. بسیارعالی..دوس داشتم کارتونو
  • سلام دوست من یه جاهایی نبود فعل تالیفو با مشکل موا جه کرده بازم توو این فضا بنویس اما زیاد ریختو پاش نکن بذار واژه هات عرضه اندام کنن
  • دوست عزیز کارتون رو خوندم ترمز بریدیو تابلوی ایست سرِ راهِ کجت بی هدفه!؟ تابلوی ایست بی هدف؟ هدف همه تابلوهای ایست مشحصه.. در انتها تاثیر زیادی گرفتین از کتاب بنویس ساعت پاکنویس (شهیار قنبری) و تعاریف و نام هایی که ایشون ذکر کردن. بی وزنی ها امتیاز ترانه رو آوردن پائین دستفروشی چه ارتباطی با دیوار برلین و قضایاش داره؟ تو بویِ خوش زنو حس کردی!؟ شهیار تو همون کتاب گفت رو نویسی نکنید و خودتون باشید بوی خوش زن بارها تو کارای شهیار اومده.. راستش رو بگم کارتون خوب نبود اما معلومه می خواستین حرف بزنید و همین یعنی شما می خواین ترانه سرا بشین برای کار بعدیتون تمرکز داشته باشید
    • سلام مجید جان ... باعث افتخاره که رو کار من نظر بدی ... در مورد بی هدف بودن تابلوی ایست بحثی ندارم و کلا نظرت راجع به وزنو خود ترانه چون مشخصا شما در مقابل من استادی و من شاگرد ، هرچی بگی واسه من مهمه و تلاشمو بیشتر می کنم تا دفعه بعد کمتر بتونی ازم ایراد بگیری ... ولی در مورد کتاب بنویس ساعت پاکنویس و مسئله رونویسی ... اول از همه باید بگم که من اولین بار که می شنوم تو کارای شهریار از بوی خوش زن زیاد به کار رفته،اگرم به کار رفته مسئله رونویسی با مسئله واژگان متفاوته دوست خوبم ، مگه فیلم بوی خوش زن واسه شهیار قنبری هست؟! خودشم ازم ایراد بگیره همینو می گم بهش... مگه خیلی از واژگانی که من به کار بردم واسه منن؟!! شاید صد نفر دیگم از لیونکینگ تو کاراشون استفاده کنن یا حتی کردن!!! مگه ما واسه تمرین رو فیلم ها ترانه نمی نویسیم ؟! مثلا منو دوستم رو پالپ فیکشن ترانه نوشتیم ، آیا این کار اشتباست که هردومون تو کارمون اسم وینسنت هست؟!! نخیر دیدگاه من متفاوت دیدگاه ایشونم متفاوته... به نظرم یکم منصفانه نیست به این نوع کار بگیم رو نویسی چون من حتی دلم نمی یاد تو این سایت از واژه های دیگرون استفاده کنم چه برسه به اینکه بخوام از بزرگان استفاده کنم ... دیوار پینک فلوید و کلا آثار پینک فلویدو بنا به دلایل مشخصی که همه دوستام می فهمن و خیلی از خواننده های دیگه که باهاشون زندگی کردیمو به قول امروزی ها فاز گرفتیم هممون می شناسیم ..مخصوصا دهه هفتادی ها ... چه اشکالی داره حتی اگه رو کتاب بنویس ساعت پاکنویس من یکی از بندام به ذهنم رسیده باشه ... این ترانه از سه بخش متفاوت تو سه فضای متفاوت ذهنی نوشته شده ..البته همش تو یه شب بود ... ولی خب فک نکنم به جز همین قسمت آخر و بند دیوار برلین و پینک فلوید جاییشو بشه تو کتاب بنویس ساعت پاکنویس رونویسی دونست ، که البته فقط واژه دیوار و برلین تو اونجا هست ... که به نظرم اگه می خواستم رو نویسی کنم باید در مورد کس دیگه ای پای دیوار برلین می نوشتم ..تازه اگه قراره از واژگان و سوژه های دیگران استفاده نکنیم که باید هممون قلمامون بذاریم زمین و منتظر بشینیم پای گوگل و یاهو و اخبار ببینیم چه اتفاقی می افته اون واژه و سوژه رو سهم خودمون کنیم که دیگه کسی روش نتونه بنویسه ...نخیر حتی تو علم هم ادامه دادن راه اشکالی نداره و جور دیگه ای دیدن خوبه ... مثلا وقتی ما می خوایم یه مقاله بدیم واسه ژورنال ها صد در صد ایدمون کاملا نو نیست و کلی از ایده های دیگرون استفاده کردیم و در کل شاید ۱۰ درصد کار جدیدی کردیم اما اثر گذاریمون جدید و با ارزش بوده .... سرتو درد نیارم... در انتها مجید جان خیلی لطف کردی .. اتفاقا این که این حرفو هم زدی خیلی خوب بود چون باید کار من به سطحی برسه که نشه بهش ایراد وارد کرد و من منتظر اون روزم ... راستی می خوام رو ۲۵۰ فیلم برتر ترانه بنویسم ... تا حالا رو خیلی هاش نوشتم ... دنیای لذت بخشیه ، رو کتاب هم خواهم نوشت ... متاسفانه این روزا وقتمون بسیار کمه فقط ۵ شنبه شب و جمعه وقت دارم به ترانه برسم وبقیه روزها قول دادم ننویسم.. چون بدبخت می شم... به زودی کارهای بهتری خواهم نوشت که مخصوصا از لحاظ کاربرد واژگانی که تو ذوق می زنن تفکر بیشتری داشته باشه و حداقل به درد اجرا بخورن ..یه دنیا ممنون دوست و معلم خوب ...تو برنام هست که ببینمت یه روز ... دیر یا زودش نمی دونم ولی اون روز اگه خدا بخواد می رسه ... رفاقت ...
  • سلام آقای سرمدیان قسمتهای انگلیسی تون فوق العاده خوب و جذابن! هم این ترانه و هم ترانه قبلی موفق باشین
    • سلام مائده نجفی عزیز .. بزرگ بانوی کوچک .... بلاخره یکی پیدا شد در مورد اونم نظر بده ... خوش اومدی ....عالی نیستن ... عالی فقط خداست ... اگه همه توجه می کردن متوجه می شدن ... دوجاش مشکل داره ... مشکل تایپی بوده البته ولی الان به مشکل دستوری تبدیل شده ..خواستی ازم بپرس ... موفق باشی ...
      • سلامی مجدد! مشکل تایپی رو متاسفانه متوجه نشدم ولی مشکل دستوری: یه نکته اینه که از crashed معمولا برای accident استفاده میشه.توی پاره ی اول پرت شدن از پرتگاه! آخه یعنی چی؟ربطش به sandو ماسه رو هم متوجه نشدم.توی پاره بعد که از قیامت حرف زدی دقیقا به چه موضوعی اشاره میکنی؟ و ربطش به نقشه و برنامه چیه؟پاره ی سوم هم منظورت از آدم بد چی بود؟ در کل خیلی از تک بند انگلیسیت خوشم اومد ولی شاید درک معنی اصلیش هنوز ازم دوره اگه ممکنه دربارش بیشتر توضیح بده ممنونم
      • سلام . ممنون از توجهت ... پرت شدن از پرتگاه نداریم اصلا ! در مورد اشتباه تایپی منظورم ed انتهای punish و d انتهای hear هست . معنی درستشو واست می ذارم تا ربطشونو بفهمی ... در ضمن یادت باشه دقیقا مثه زبان فارسی که باید ارکان جمله رعایت شه تو زبان انگلیسی هم همینطوره ، البته من خودمم زیاد قوی نیستم و اینها فقط تمرین هست واسم . چون قصد دارم بعد ها تو این سبک من درآوردی(منظورم انگلیسی نوشتن تو وزن و قافیه شعر فارسی) بنویسم و این نیاز به تسلط کامل به زبان انگلیسی داره که منم هنوز به اون حد نرسیدم . خلاصه اینکه بیت اول یعنی when cliffs are crashed,changed to the sand in doomsday according to the plan وقتی در آخرین روز جهان ، طبق برنامه، صخره ها به هم برخورد می کنن خرد و به شن تبدیل می شوند.(این یه جمله کامله) you’ll hear soughs of death and like a villain you’ll punish in front of your clan زمزمه ها ی مرگ را خواهی شنید و مثل یک شرور در مقابل قشر خودت ، مجازات می شوی(اینم دو جمله کامله دیگه که بهم مربوطن) … می خواستم فضای قیامت رو توصیف کنم ...
      • اوهوم! که اینگونه حالا بیشتر میتونم باهاش ارتباط برقرار کنم. این سبک اصلا من دراوردی نیست اگه کتابای نورتون رو بخونین که یه افسانه انگلیسی مثل شاهنامه خودمونه خیلی راحت تر میتونین بنویسین البته خیلی کتاب سنگینی هست و اصولا توی رشته ادبیات انگلستان توی دانشگاه تدریس میشه ولی کمک خوبی به پیشرفتتون میکنه. موفق باشین!
  • سلام علیرضا جان چندین با کارت رو خوندم درکش اطلاعات عمومی بالا می خواد یه خرده سخت بود داداش قبول کن
  • سلام آقای سرمدیان ترانتونو خوندم زیبا بود ولی در مورد این دو بند آخرواقعا متوجه منظورتون نشدم و اینکه اسامی که تو ترانه نوشتن رو نمی دونم اسامی چه کسانیه البته این مشکل از منه نه از شما ولی در کل جالبه که هر دفعه در مورد یه موضوع جدید می نویسین آفرین به این احساس
    • سلام بانو وحیدی عزیز ... ممنون از لطفتون ... نه مشکل از منه ... توضیح دادم که اینکارا بیشتر تمرینی هست .. موفق باشید ...منم بهتون پیشنهاد می دم رو فیلم ها ترانه بنویسید ...چه ایرانی چه خارجی ..اینجوری می شه فضاهای متفاوتو تجربه کرد ...
  • با سلام و احترام ترانه و اثر زیبایتان بهره مند شدم اما بلند بودن ترانه و میزان ان برام سوال شده که البته خودم خیلی با ان درگیرم و با مقایسه کار اساتید فکر کنم بیست سطر بیشتر مشکل اجرا داشته باشه ارزوی موفقیت شما عزیزم از خدای قادر دارم.
    • سلام جناب اروندی عزیز .. قطعا این کار من واسه اجرا نبوده و نیست و اگرم بخواد باشه باید یا تو فضاهای خاصی مثه راک و رپ و اینای که نمی دونم باشه که اونم خودم موافق نیستم ... چون هنوز خیلی زوده ... من به زیاد صبر کردن اعتقاد دارم ... آدم اینقدر کار می کنه تا یه روز بهترین کارو انجام بده ... محیط اینجا هم واسه من یه محیط تمرینی هست نه حرفه ای ... ممنون از اینکه به کارم سر زدید ...
  • وقتیکه صخره ها به هم برخورد می کنند و تبدیل به شن می شن.......... بقیه شو نفهمیدم گل گل گل سلام علیرضا جان شعرتو نفهمیدم متوجه نشدم چی می خوای بگی پیچیده نوشتی البته با خوندن پاسخهات زیر کامنت بچه ها یه چیزایی دستگیرم شد اون آدمای ترانتو نمیشناختم خوب توضیح دادی تا حدودی شناختم با نظرات آقایان امین و نیما و یاسر موافقم آقای مقدم نوشتن اندیشه ای که پشت شعر هست رو دوس دارن من خود شعرو نفهمیدم تا برسه به اندیشه پشتش.شعر قبلیتم مهتا ب علم و نام اونم نفهمیدم ولی همین جوری دوسش داشتم.نمی گم جسارت منو ببخش می دونم این جمله رو دوس نداری وقتم نداری حالا نمی خواد برام توضیح بدی ولی چیکار کنم تازگی شعراتو نمی فهمم.معذرت می خوام فکر می کنم یه جورایی سردر گم شدی چیزایی که تو ذهنت میادو می نویسی خودت میدونی چی میگی ولی مخاطبت که مثل من ضریب هوشیش پایین باشه درک نمی کنه ازت می خوام ترانه رو ساده و قابل فهم برای همه بنویسی. اینو قبول داری بعضیها شعرو نمی فهمن اما الکی کلاس میذارن که ما درک کردیم آدمک خنده همین دیگه سعادتمند باشی.
    • اصلاح می کنم یه جورایی سر در گم شدم.
      • سلام بانو سلیمانی ، حق با شماست ... به هر حال من در حال تمرین کردنم ... این نوع نوشتن ها اصلا ترانه نیستن ... یه چیزی ما بین هستن ... هم ترانه هم فضای رپ و این چیزا ... بعضی وقتا آم لازمه ذهنشو از بند هر چیزی رها کنه .. ان نوع نوشتن به من این احساسو می ده ... چشم حتما دفعه بعد سعی خودمو می کنم ...
      • when cliffs are crashed,changed to the sand in doomsday according to the plan you’ll hear soughs of death and like a villain you’ll punish in front of your clan وقتی در آخرین روز جهان ، طبق برنامه، صخره ها خرد و به شن تبدیل می شوند. زمزمه ها ی مرگ را خواهی شنید و مثل یک شرور در مقابل قشر خودت ، مجازات می شوی ...
      • ممنون که برام ترجمه کردی چه جالب پس همه به قیامت اعتقاد دارن .
      • البته حدس من اینه که این تیکه انگلیسی مربوط به یک شعر خارجیه که نوشتم همه به قیامت اعتقاد دارن
      • علیرضا جان ببخشید الان که همه کامنتارو خوندم فهمیدم این قسمتهای انگلیسی رو خودت می نویسی خوب خودت که معلومه مسلمونی و به قیامت معتقدی.
      • سلام بانو سلیمانی عزیز ... چه اشکالی داره .. گل تقدیمتون ... در رابطه با انگلیسی نوشتن ، احتمال زیاد دیگه اینکارو نمی کنم .. چون به هر حال ما فارسی زبانیم و قرار هم نیست کارامون جهانی باشه .. واسه خودمونه ... قیامتم که بله ، هر کسی به طریقی قبول داره ...
  • سلام علیرضا. رو وحدت موضوعی ترانه ای که میگی بیشتر کار کن. پراکندگی بندها خوب نیس داداش. بعد کارو انقد پیچیده می کنی فکر مخاطب بیچاره تو نمی کنی که باید بشینه سه ساعت وقت بذاره برای فهم یه بند؟
    • سلام یاسر جان ... ممنون از حضورت ... در مورد وحدت موضوعی ، یه جورایی شما حق داری اما از طرفی طرح سوال موضوع ترانمه ... در مورد پیچیدگی هم ... زیبایی بازی فکری مثلِ شطرنج همه قشنگیش به پیچیدگی هاشه ... خاصیت این سبک ترانه هم همینه ... ولی قول می دم ترانه بعدیم ترانه اجرایی تر باشه ... این ترانه بیشتر واسه راضی شدن خودم بود ... ولی خب دعوتت می کنم به خوندن یه اثر از فاطمه اختصاری ... یک ارتباط غیر کلامی درست کن با شعر، ساختار زبان را به هم بریز در قهر بوسه کن، وسط خنده، گریه باش با بی خیال، قِر بده، با رقص، غم بریز یک جور غیرمنتظره عاشقانه باش توی غذای امشب ِ این مرد، سم بریز من مست مستم آآآآه برایم غزل بخوان تقدیم عشوه های تو این پیک! کم بریز! ■ زن بی صداترین شبح ِ توی خانه بود با خط ّ چشم های عجیب و رژ ِ لبش معشوقه ی تمام غزل های کهنه و دل می ربود! با حرکات مؤدّبش یک قرص ضدّ حاملگی توی کیف داشت یک ارتباط ِ غیرکلامی ته ِ شبش پر کرده بود پیک تو را... آآآآآه بس کنید! این زن در استراحت ِ مطلق نشسته ام! با چسب زخم روی دهان، خون ِ لای پا در انتظار ِ دکتر ِ احمق نشسته ام دیگر شکسته بغض ِ عروسک، نگاه کن! در زندگی و مرگ معلّق... نشسته ام پایان شعر را بنویسم ولی هنوز سم در غذای مرد اثر... نه! نداشته! دکتر کنار همسر خود خواب رفته و از ساعت ِ قرار خبر... نه! نداشته! نه! هیچ چیز جای خودش نیست! هیچ چیز! حالا تو ساختار جهان را به هم بریز!
  • سلام علیرضای عزیز کارمتفاووت وزیباوجالبی ازت خوندم موفق وسربلندباشی
  • سلام آقای سرمدیان عزیز ترانه های متفاوتی بود دوست داشتم خیلی
  • درود علیرضا جان ترانه متفاوتی بود چندتا سوال داشتم هم الان هم گذشته رو گُسل پاهامو می ذارم باترس و لرز فعل میذارم برای الان درسته ولی برای گذشته باید بگی میذاشتم این حذف فعل غلطه به نظرم من خارِ غنچه ، تو دس(ت) توو باغچه؟! منظورتو اصلا نفهمیدم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟ صاحب عزایِ لعنتی آهای!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ منظور کیه ؟؟؟؟؟؟؟؟ چرا لعنتی؟؟؟؟؟؟؟؟ تو فکرِ پولو من فکرِ روزی من پینه دوزم ، تو کینه توزی توو این بیت ترتیب رو رعایت نکردی به خاطر قافیه یعنی باید میگفتی تو کینه توزو من پینه دوزم دو بند اخرت خیلی تخصصیه شخصیت هایی و اثاری رو نام بردی که شاید برای همه اشنا نباشه دوست نداشتم اون دوبند رو ولی مابقی کار خیلی زیبا بود
    • سلام نیما جان دوست خوبم ... ممنون از حضورت رفیق خودم ...باعث افتخاره که سوالاتو جواب بدم ... هم الان هم گذشته رو گُسل ... حذف این فعل اشتباه نیست پرسیدم ... من دس فروشو تو مردِ قانون تو عکسِ پاک و من گَردِ طاقچه دوسم نداری ، دوست ندارم من خارِ غنچه ، تو دس(ت) توو باغچه؟!این قسمتو باید با کل این بند بفهمی وگرنه خود این مصرع فقط می تونه یه تصویری از جامعه بده ... دوسم نداری دوست ندارم.. خار و دست هم تقریبا همو دوس ندارن دیگه ... در مورد اینکه این بند چه معنی داره هم اگه بازم سوالی داشتی دوباره بپرس ، بهت تو وایبر جواب می دم دوست خوبم ... صاحب عزای لعنتی می تونه هر چی که خودت دوس داری حسابش کنی ... از کل به جزء ، فرض کن سرمایه دارای فاسد کشورمون ..البته من واسه خودم دلیلی شخصی دارم... ترجیح می دم در موردش صحبت نکنم ... تو فکرِ پولو من فکرِ روزی من پینه دوزم ، تو کینه توزی ، موافقم باهات دلیلم رعایت قوافی بوده ولی ناخواسته بوده بهش توجه نداشتم ...ولی خیلی ایراد سخت گیرانه ای هستا ... خوشحالم که اینجور رو کارم ریز می شی بهم احساس خوبی می ده ... دو بند آخری تخصصی نیست نیما ... چون انیمیشن لیون کینگ ،فیلمThe Theory of Everything ( که همین امسال اسکار نقش اول مرد رو گرفت) و اصلا خود استیون هوکینگ رو همه می شناسن .. آلپاچینو هم که دیگه نمی دونم چی بگم ... فیلم بوی خوش زن ، فیلم وکیل مدافع شیطان و ... ببین نیما جان ، ترانه سرایی جدا از هنر و فیلم و این چیزا نیست تازه به نظر من ترانه از همه اونا فراتره ... چون همه چیو با هم داره ... البته تعصبی بود این حرفم ... آقا من می خوامت ... راستشو بخوای این ترانه رو باهات از قبل در میون نذاشتم چون فک نمی کردم اصلا دوس داشته باشی ... ولی خب امیدوارم دوسش داشته باشی دوست خوبم ...
    • با سلام و درود از نقد شما بیشترین بهره ها را می برم درود بیکران بر شما
  • درود دوست من سوای از بایدها و نبایدها اندیشه ی پشت این کارو دوست داشتم موفق باشی
  • سلام علیرضای عزیز فعلاً نظر خاصی ندارم....فقط میتونم بگم که بیشتر از ترانه ی قبلیت این ترانه تو دوست داشتم...نگاه متفاوتت رو می پسندم....اما ازت گله دارم داداش...بابا یه جوری ترانه بنویس منِ بیسوادم بفهمم...داری مجبورم میکنی توو این سن و سال ادامه تحصیل بدم و برم از کالج کمبریج لندن مدرک بگیرم ها...
    • سلام امین جان ... اول از همه ممنون از حضورت .. دوم اینکه بابا شما که از من باید با سواد تر باشی قطعا ... مطمئن باش اگه من چیزی بنویسم که شما نفهمی مشکل از منه نه شما ... می خوامت رفیق ...
  • سلام ترانه متفاوت و زیبایی بود آفرین .لایک
    • سلام بانو ربانی عزیز ... این افتخار بزرگی واسه منه که شما پای کارم نظر بدید ... هیچوقت فک نمی کردم کارای من بتونه نظر شما رو جلب کنه ... مخصوصا این کار ... به هر حال حضورتون واسم دلگرمی بود چون تا قبل از این همش فک می کردم راهی که دارم می رم اشتباست ..البته هنوزم نمی دونم ولی به هر حال من پافشاری می کنم به سبک خودم ... خیلی لطف کردید بانو ..
  • من نظرمو گفتم قبلا البته با تغییراتی که اتفاق افتاده بهترم شده!:-) بسیار هم عالی
    • سلام ... ممنون از لطفت سپینود پهلوانی عزیز ... بله یک سوم انتهایی کار اضافه شده و تقریبا اون چیزهایی هست که چند وقته دوس داشتم تو کارام استفاده کنم ... باز هم ممنون ...