تلخه نبودت

دل آسمــــــونـــــم گرفته بـــــــــــازم
دارم با خیـالـــــــت قـــــدم می زنـــم
چه تلخــــــه نبــــودت توی زندگیــــم
که دلتنگیــــــامــــو رقـــم می زنـــــم

یه نقشی از عشقـــت توو احساسمه
می ترســـم یـه روزاز دلم پاک شـــه
واســــــــم باورش سخته که مهر تو
تووقلـب شکسـتم بخواد خاک شــــه

هــوای دلـــــــم سمـــــت رویــای تو
نمی خـوام خزون شــه بمیره بهــار
توو قلبم نباید از عشقـــــــت به من
یه تصویر محوی بشــــــه یادگــــار

دلم می خواد آفتابی شه آسمــــون
که شاید تو بر گردی از این سفـــر
بـدون بی تو مرگه واسـم لحظه ها
کــه حتـی یـــه مرهــــم نـــداره اثر

عجـب سرده اینجــــــا ولـــی یاد تو
واســـم مـث گرمـــــای آغوشتـــــه
می ترســم یه روز محو حسی بشی
ببینــــم فراموشـــــی تـن پوشتـــــه

https://www.academytaraneh.com/90045کپی شد!
897
۳۰

درباره‌ی وحیدی(سورمه)

من سورمه وحیدی هستم، دبیرآموزش و پرورش و ترانه‌سرا. نوشتن برای من راهی برای بیان احساسات، تجربه‌ها و نگاه من به زندگی است. بیشتر ترانه‌هایم از دل اتفاق‌ها، آدم‌ها و احساساتی شکل می‌گیرند که در زندگی دیده یا تجربه کرده‌ام. به ترانه‌های روایی، عاطفی و اجتماعی علاقه دارم و دوست دارم در ترانه‌هایم از آدم‌هایی بنویسم که شاید کمتر دیده یا شنیده شده‌اند؛ از عشق و دلتنگی گرفته تا رنج، تنهایی، امید و آرزوی رهایی. تصویر و روایت برایم اهمیت زیادی دارد و معمولاً تلاش می‌کنم احساساتم را با تصویرهایی مثل خانه، پنجره، خورشید، سپیده، باران، دریا و آغوش بیان کنم. ترانه‌سرایی را هنوز یک مسیر در حال یادگیری می‌دانم و سعی می‌کنم با هر ترانه، هم خودم را بیشتر بشناسم و هم از نظر فنی بهتر شوم. برای من، ترانه فقط کنار هم گذاشتن کلمات نیست؛ تکه‌ای از احساس و نگاه من به زندگی است.