جرقه ی عشق

 

گاهی می‌شه توی جاده‌ی خیال
رقصی از بیداریِ یک صبحو دید
زیرِ آوارِ سکوتِ کوچه‌ها
صدای خنده‌ی خورشیدو شنید

می‌شه از سایه‌ی تردیدی گذشت
تا دل از آشوبِ دنیا وا بشه
می‌شه از عطرِ اقاقی پلی ساخت
تا نفس هم‌قدمِ فردا بشه

گاهی می‌شه توی این شب‌های تار
چشمکِ ستاره رو دوباره دید
لابه‌لایِ این هجومِ اضطراب
طعمِ نابِ زندگی رو باز چشید

می‌شه با جرقه‌ی کم‌سوی عشق
رد شد از دیوارِ سنگیِ سکوت
می‌شه از دلِ قفس پرواز کرد
وقتی که دل تن نمی‌ده به سقوط

از دلِ خاکسترِ این روزگار
عشق شکوفا می‌شه از عمقِ یه درد
می‌شه با هر زخمی از نو سبز شد
ولی بی‌تو نمی‌شه زندگی کرد

ویرایش شده در تاریخ ۳ مرداد1405

از این نویسنده بیشتر بخوانید:

https://www.academytaraneh.com/120637کپی شد!
10