تقدیم به مرتضی پاشایی

عصر پاییزی
میرم تا بگیرم خدارو توو اغوش سردم
میرم تا بشینم به پای خودم ،پای دردم
ببینی که با عصر پاییزی تو چه کردم..
بشینی به راهی که دارم میرم برنگردم
بگو که توی هر ترانه به یادم می افتی
بگو که دروغ نیس دوست دارمایی که گفتی
بخون با من این واژه هایی که روی لبامه
همیشه توی هر ترانه کنار تو جامه….
بعد از تو چی میشه عاشقی …بعد از تو چی میشه این ترانه ها
بعد از تو چه چه جوری میشه دل ببندیم به این بهانه ها
که با تو منم توی این اخرین واژه مردم
چقد از نبودت توو این واژه ها غصه خوردم
چه سخته توی یک شب سرد پاییزی مردن
که با بغض تو رو ،روو سر شونه تا خونه بردن
چه سخته که تو هر ترانه صدای توباشه
عزیزم گره های بغضم نمیتونه واشه
تو خواستی کنار تو توو هر ترانه بخونم
مگه من می تونم که بعد از تو عاشق بمونم
بعد از تو چی میشه عاشقی..بعد از تو چی میشه این ترانه ها
بعد از تو چجوری میشه دل ببندیم به این بهونه ها
خدایا سپردیم به تو ماهمه مرتضارو
کی میتونه طاقت بیاره غم مرتضارو
میشد کاش به تاریکی این شب سرد بخندم
چشامو بروی غم رفتن تو ببندم
((به جایی رسیدم که با هیشکی حرفی ندارم
تو نیستی من هیچ حسی به روز برفی ندارم))*
که تنها تو رو توی اغوش غم جا بزارم
نمیشه بدون تو توو صحنه ها پا بزارم
بعد از تو چی میشه عاشقی..بعد از تو چی میشه این ترانه ها
بعد از تو چجوری میشه دل ببندیم به این بهونه ها

*= برگرفته از ترانه ی روز برفی مرتضی پاشایی

از این نویسنده بیشتر بخوانید: