مترسک

سلام … من حمزه علیزاده هستم و از امروز به جمع شما پیوستم … اولین ترانه ام با نام "مترسک" رو توی سایت می ذارم .
مترسک

هنوز عادت نکردم که توی شهر خودم گم شم

کنار کودکی هایم زمین گیر توهم شم

هنوز عادت نکردم که هوا می تونه بد باشه

اونی که عاشق من بود به عشقم مردد باشه

هنوز عادت نکردم که قلم بیفته از دستم

پر از حس و حالی خوب نگم که عاشقت هستم

هنوز عادت نکردم که میشه از عشق هم ترسید

توی آغوش لیلی ها پر از تنهایی ها پوسید

هنوز عادت نکردم که غزل بی عشق بنویسم

هوا وقتی که که آرومه نگم از چشمای خیسم

هنوز عادت نکردم که نبندم دل به تنهایی

جدا از عشق و غم باشم بشم درگیر رسوایی

هنوز عادت نکردم که از آدم ها جدا باشم

بشینم کنج یک خلوت سرگرم خدا باشم

هنوز آغشته به شهرم کنارم یک بغل مردُم

و انگار بی روح و خشکم مث مترسک گندم

پر از بغض و خاموشی پر از بی عادتی ها

کسی درگیر من نیست منم و ناراحتی ها

"حمزه علیزاده"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: