روح ِ مومیایی

روح مومیایی

من یه روح ِ مومیایی , اسیر

تووی تابوت , سیاه , تنمم

لحظه لحظه توی این جسم , کبود

چش (م) به راه , لحظه ی مردنمم

اثری ازم نمونده من فقط

یه جسد توو غربت , پیرهنمم

نمی خوام بمیرن از حسرت آب

نگران گلای , دامنمم

تنم اکسیژن و هی پس می زنه

من اسیر این دل , آهنمم

موندنم دل کسی رو وا نکرد

دلی تنگ نمی شه با رفتنمم

من و پک می زنه لبهای بهار

همدم , سیگارای , بهمنمم

دل مرده شورمو خون نکنید

به خدا بهتره از دشمنمم

بذارید ; نعشمو باروون بشوره

جای بیل دف بزنه گور کنمم

وسط, جشن عزاداری یمم

گرم , شوق, تب, رقصیدنمم

به خدای , مولوی قسم که من

بغض, بی تاب, توی, تن تنمم

***

اگه این قافیه آوای, منه

شب نشین, شاعر, جهنمم

رها (ف.م )

از این نویسنده بیشتر بخوانید: