منُ تــــو خودت انتشارم بده

یه شعرم که هیچ کس نخونده منو / منو تـــــو خودت انتشارم بده
منِ خسته رو تـــوی آغوش بگیـــر / حسابی … حسابی فشارم بده!
فشارم بده تا که این کوه درد / بذاره تو با بوسه سُستش کنی
ببین حال من بد خرابه، ببین! / تو باید بتونی درستش کنی
نذار من دوباره به این بودنم / به این زندگی، سرد و بی میل بشم
یه ابرم که اون قدر نبارید یه عمر / می تونم تـــو آغوش تو سیل بشم
*
(یه کم معجزه لازمه واسه من، / یه خونه، یه آغوش، یه کم زندگی!
یه شعرم که هیچ کس نخونده منو / تو باید منو از سر خط بگی!)
*
تـــو چمباتمه هام من مچاله م مثِ، / یه نامه که این خسته پستش نکرد
یه نامه پر از حس و حال خراب، / که هیچ کس نخوند و درستش نکرد
حسابی! حسابی فشارم بده / بذار توی عمق تنت حل بشم
به آخر رسیدم، یه کاری بکن / که قد راست کنم، مث اول بشم
اگه پشت من در نیومد کسی / اگه دست من از امید خالیه
تو باشی یه دنیا امید پشتمه / تو باشی غمم عین خوشحالیه
من از تکیه کردن به آرامشت، / می تونم که از نو بسازم منو
به شرطی که آغوشتُ وا کنی، / فشارم بدی سفت،… بازم منو
*
(یه کم معجزه لازمه واسه من، / یه خونه، یه آغوش، یه کم زندگی!
یه شعرم که هیچ کس نخونده منو / تو باید منو از سر خط بگی!)
*
پ.ن:
"ترانه سُرایی یه جور ابتلاست
به آشوب ذهنی یه پنجره
یه عمر انتشار توی شومینه و
تو خودخواهیای یه مشت حنجره"

از این نویسنده بیشتر بخوانید: