عذاب عشق

چقد تلخه هم آغوشی
با این دردای تکراری
چقد سخته نفس دادن
به قابِ روی دیواری

تو رو هرگز نمی بخشم
دارم می میرم از سرما
تمومِ دلخوشیم بودی
حالا من،عاشقی تنها…

فلج شد پای احساسم
توی این گوشه گیری ها
تمومِ خلوتم پر شد
بدونِ تو با این عکسا

تمومش کن جدایی رو
تا کی دس به دعا باشم
کجای قصه مون بد بود
که راحت رفتی از پیشم

یکی باشه یکی هم نه
کی گفته عاشقی اینه؟
کدوم مکتب می گه که غم
اصولِ دین و آیینه

دیگه بسه عذاب عشق
تمومِ جونِ من غم شد
حلالم کن خدای من
واسم اینجا جهنم شد…

از این نویسنده بیشتر بخوانید: